X
تبلیغات
دبیرستان دکتر علی شریعتی

دبیرستان دکتر علی شریعتی

اخبار آموزشگاه

قابل توجه!

        به اطلاع دانش آموزان عزيز، والدين محترم و همكاران ازجمند دبيرستان شريعتي مي رساند كه اين وبلاگ در دوره ي مديريت اينجانب و با هدف ايجاد ارتباط سريع و مستقيم مخاطبان آموزشگاه با مسؤولين ايجاد شد. و اكنون مديريت جديد ارتباطي با اين وبلاگ ندارند. بنا بر اين خواهشمند است سؤالات،انتقادات و پيشنهادات خود را از طريق ديگري به مسؤولين جديد آموزشگاه اعلام فرماييد.

        اينجانب آمادگي خود را براي راهنمايي، مشاوره و مواردي كه به تشخيص مخاطبان محترم لازم است اعلام داشته و از خداوند متعال توفيق همگان را خواستارم.

                                                     محمد احمدي- مدير سابق دبيرستان شريعتي

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آذر 1389ساعت 16:45  توسط مدیر  | 

تسلیت به همکار

در گذشت مادر همکار ارجمند جناب آقای هاشمی، معاون محترم آموزشی نوبت عصر را به ایشان تسلیت گفته، از درگاه خداوند متعال برای آن مرحومه رحمت و غفران واسعه و برای بازماندگان محترم صبر جمیل و اجر جزیل مسألت داریم.

مراسم ترحیم در روستای فرگ کاشمر در روزهای جمعه هشتم و شنبه نهم مرداد ماه، برگزار می شود.  

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مرداد 1389ساعت 23:56  توسط مدیر  | 

تسلیت به همکار

      درگذشت پدر گرامی همکار ارجمندمان جناب آقای کمالی را به ایشان تسلیت عرض نموده، برای آن مرحوم رحمت واسعه ی الهی و برای بازماندگان محترم صبر جمیل و اجر جزیل از درگاه خداوند متعال خواستاریم.

      مراسم ترحیم آن مرحوم روزهای چهارشنبه و پنجشنبه همین هفته در چناران، بلوار ۲۲ بهمن ۱، از ساعت ۱۷ الی ۱۹ برگزار می شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389ساعت 19:7  توسط مدیر  | 

خداحافظی و گزارشی از فعالیت های آموزشگاه

باسمه تعالی

      ضمن تشکر از مسؤولین وقت اداره آموزش و پرورش ناحیه ۴ مشهد مقدس که در ابتدای بهمن ماه ۱۳۸۶ امکان خدمت به دانش آموزان در دبیرستان دکتر شریعتی را برای اینجانب فراهم کردند. و با سپاس فراوان از مسؤولین محترم اداره آموزش و پرورش ناحيه ۴ و نيز مسؤولين محترم اداره کل آموزش و پرورش استان خراسان رضوی که در ابتدای تیر ماه سال جاری بار مسؤولیت را از دوش اینجانب برداشتند. بدینوسیله گزارش اقدامات انجام شده در این آموزشگاه در طول دوره مسؤولیت خود را ضمن خداحافظی از تمامی این عزیزان، به همکاران محترم، دانش آموزان عزیز و اولیای ارجمند آنان تقدیم نموده و از خداوند متعال برای مدیریت جدید آموزشگاه موفقیت روزافزون طلب می کنم.

                                                                                                  محمد احمدی

گزارش اقدامات انجام شده در دبیرستان دکتر علی شریعتی از بهمن 86 تا تیر 89

      در زمینه ساختمان و تأسیسات

      در زمینه خرید تجهیزات

      در زمینه امور پرورشی

      در زمینه امور آموزشی

      در زمینه اداری و بایگانی

      الف: اقدامات انجام شده در زمینه بهسازی ساختمان و تأسیسات:

      یکی از مشکلات اساسی آموزشگاه شریعتی ساختمان نسبتاً قدیمی آن است. مشکلات ساختمان عبارت از پیشرفت نم زدگی در پایه های ساختمان و اشکالات اساسی در سیستم برق آن بود.

      حل مشکل نم پایه های ساختمان: برای حل مشکل نم زدگی پایه های ساختمان، ابتدا با مشورت اهل فن منبع اصلی رطوبت که در سه نقطه: زیر وضوخانه داخل ساختمان، دستشویی دبیران و محل تجمیع آب باران در کنار سالن امتحانات بود شناسایی شده و برای حل آن اقدامات فوری صورت گرفت. که در نتیجه این مشکل به طور اساسی حل شده و ساختمان از خطر تخریب دور شد.

      حل مشکل برق ساختمان: سیستم برق ساختمان با اخلال کلی روبرو بود و به شهادت همکاران قدیمی آموزشگاه در برخی از روزها حتی باعث تعطیلی کلاس ها در ساعت آخر عصر می شد. برای رفع این مشکل کارشناسان مربوطه مبالغی در حدود 3 تا 6 میلیون تومان را تخمین زده بودند. این مشکل با مبلغی در حدود یک میلیون تومان به طور قابل قبولی حل شد.

      سنگ دیوار کلاس ها: دیوارهای 4 کلاس در طبقه اول تا ارتفاع 20/1 سنگ شد.

       ب: اقدامات انجام شده در زمینه تجهیز آموزشگاه:

      تجهیز دو کلاس به تخته هوشمند لمسی و وسایل مورد نیاز از قبیل: سیستم رایانه، دیتا پرژکتور

      راه اندازی اتاق اینترنت با  11 سیستم رایانه و استفاده از خط اینترنت پرسرعت

      راه اندازی اتاق رایانه با 15 سیستم و دیتا پرژکتور، اسمارت برد، چاپگر، و ... با تجهیزات اهدایی وزارت اطلاعات و فن آوری

      راه اندازی سیستم نرم افزاری در کتابخانه که دسترسی و امانت کتاب را بسیار آسان نموده است.

      راه اندازی سیستم پیامک برای ارتباط سریع و مطمئن با همکاران ارجمند و اولیای محترم دانش آموزان

      خرید دستگاه تکثیر مجهز دورو به منظور سهولت انجام خدمات آموزشی، میزان خدمات تکثیر آموزشگاه از نظر کیفی و کمی در حد بسیار بالا و به حق یکی از عوامل موفقیت آموزشی بوده است.

      ج: اقدامات انجام شده در زمینه پرورشی:

      مفروش نمودن کامل نمازخانه، نماز جماعت نیز با حضور داوطلبانه اکثریت دانش آموزان و بسیاری از همکاران آموزشی و اداری با شکوه تمام اقامه می شده است.

      برگزاری اردوهای پرورشی با هدف آموزش عملی تعامل سازنده دانش آموزان

      در مسابقات ورزشی، فرهنگی و هنری در سطح ناحیه، استان و حتی کشور نیز دانش آموزان این آموزشگاه موفق به کسب عناوین شدند. از جمله یک نفر برگزیده کشوری در رشته خط در سال گذشته و یک نفر در همین رشته در سال تحصیلی جاری و چندین نفر در رشته های قرائت قرآن کریم، شعر، تئاتر و ... 

      د: اقدامات انجام شده در زمینه آموزشی:

      برگزاری کلاس های آمادگی شرکت در آزمون سراسری مراکز آموزش عالی، لازم به ذکر است که قبل از آن کلاس کنکور در این آموزشگاه به علت سطح غیر قابل قبول اساتید از نظر دانش آموزان برگزار نشده بود.

      تشکیل کلاس های ویژه برای تقویت پایه دانش آموزان ورودی پایه اول: با توجه به ضعف پایه درسی برخی از دانش آموزان ورودی از دوره راهنمایی بویژه در درس ریاضی، کلاسی ویژه این دسته از دانش آموزان تشکیل شد. دبیران محترم این کلاس با صبوری فراوان، پایه درسی دانش آموزان را از سال های قبل با آزمون مشخص کرده و برای رفع نقاط ضعف آنان کوشیدند. نتیجه این اقدام بسیار عالی و دور از انتظار بود و برخی از دانش اموزان با رفع ضعف پایه خود حتی برای ادامه تحصیل به رشته ریاضی هدایت شدند.

      نتیجه اقدامات آموزشی بالا رفتن محسوس درصد قبولی دانش آموزان، ( به عنوان مثال قبولی خرداد ماه پایه اول از حدود 38 درصد در خرداد 86 به حدود 60 درصد در خرداد 87 رسید.)، افزایش کیفیت آموزش با استفاده از دبیران مجرب و بعضاً مسلط بر فن آوری های روز، انتخاب دو نفر از مجموع سه منتخب المپیاد دانش آموزی در سطح ناحیه از مدارس دولتی پسرانه از این آموزشگاه، انتخاب یک نفر در مسابقات آزمایشگاهی و ... بوده است. لازم به ذکر است که در سال های گذشته این آموزشگاه کمتر منتخبی در رقابت های المپیاد و ... داشته است.

      ه اقدامات انجام شده در زمینه اداری و بایگانی: با توجه به سابقه در حدود 80 ساله آموزشگاه و اضافه شدن پرونده های بایگانی چند آموزشگاه منحل شده از قبیل: فیوضات پسرانه، حبیب ابن مظاهر و ... به این بایگانی حجیم، پاسخگویی مناسب به ارباب رجوع کار بسیار مشکلی بوده و گاه پیدا شدن یک پرونده تا چند روز وقت کارکنان قسمت اداری را می گرفت. به همین دلیل با بسیج کلیه همکاران قسمت دفتری به مدت چند هفته، کلیه پرونده های باقیمانده از سال های قبل بررسی شده، لاشه پرونده ها معدوم و بقیه پرونده ها در کارتن هایی بر اساس حروف الفبا دسته بندی شد. با این اقدام ضمن کاستن از حجم پرونده های اضافی در بایگانی، پاسخگویی به ارباب رجوع نیز از نظر زمانی بسیار کاهش یافته است.    

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 13:32  توسط مدیر  | 

تسلیت به همکار

      با خبر شدیم که همکار محترم جناب آقای بخشایشی در سوگ از دست دادن مادر گرامیشان عزادارند. این مصیبت را به تمامی بازماندگان محترم، بویژه همکار ارجمندمان تسلیت گفته، برای آن مرحومه رحمت و غفران واسعه ی الهی و برای بازماندگان محترم صبر جمیل و اجر جزیل مسألت داریم.

      مراسم ترحیم آن مرحومه روزهای یکشنبه و دوشنبه همین هفته از ساعت ۱۷ تا ۱۹ در مسجد المهدی واقع در نبش خیابان فلسطین ۱۴ برگزار می شود.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 20:43  توسط مدیر  | 

تعطیلی کلاس کنکور

کلاس شیمی روز یکشنبه و کلاس فیزیک روز دوشنبه این هفته به علت تعطیلی ادارات و مراکز دولتی برگزار نمی شود.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 20:40  توسط مدیر  | 

آماده شدن پرونده های پایه سوم برای تحویل

      پس از وصول نتایج رسیدگی به اعتراضات دانش آموزان به نمرات نهایی پایه سوم، پرونده های این عزیزان شامل گواهی موقت دیپلم، کارنامه فارغ التحصیلی و کارنامه ضمن سال پایه اول، دوم و سوم دانش آموزان عزیزی که در خرداد ماه فارغ التحصیل شده اند. آماده تحویل می باشد. دانش آموزانی که به سن ۱۸ سال تمام رسیده اند می توانند شحصاً برای تحویل پرونده خود مراجعه نمایند و پرونده دانش آموزانی که با سن ۱۸ سال تمام نرسیده اند به ولی محترم آنان تحویل خواهد شد.

      ضمناً دانش آموزانی که فارغ التحصیل نشده اند هر چه سریعتر برای انتخاب واحد نیمسال تابستان در یکی از روزهای دوشنبه و چهارشنبه هر هفته به دفتر آموزشگاه مراجعه فرمایند.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم تیر 1389ساعت 19:37  توسط مدیر  | 

آغاز کلاس کنکور پیش دانشگاهی

کلاس کنکور پیش دانشگاهی از روز یکشنبه ۶ تیر ماه آغاز خواهد شد. برنامه کلاس ها به شرح زیر است:

روز یکشنبه: کلاس شیمی - استاد قبول

روز دوشنبه: کلاس فیزیک - استاد جوادی

روز سه شنبه: کلاس ریاضی - استاد بخشایشی

روز پنجشنبه: کلاس حساب دیفرانسیل - استاد بخشایشی

کلاس ها از ساعت ۳۰/۷ صبح تا ۳۰/۱۲ تشکیل می شود. 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 20:11  توسط مدیر  | 

اعلام حوزه های نهایی پیش دانشگاهی

حوزه امتحان نهایی پیش دانشگاهی:

رشته های انسانی و تجربی: مرکز پیش دانشگاهی و دبیرستان شاهد امام خمینی، آدرس: میدان فردوسی - بلوار شهید صادقی(سازمان آب) - بلوار ارشاد - خیابان مالک اشتر

رشته ریاضی: مرکز پیش دانشگاهی و دبیرستان دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 22:11  توسط مدیر  | 

اعلام نتایج پایه سوم

      نتایج اولیه امتحانات نهایی پایه سوم رشته ریاضی از صبح روز یکشنبه ۳۰ خرداد و نتایج رشته های انسانی و تجربی از صبح روز دوشنبه ۳۱ خرداد آماده تحویل می باشد. 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم خرداد 1389ساعت 21:35  توسط مدیر  | 

ثبت نام

مدارک لازم برای ثبت نام:

پایه اول:

۱- اصل کارنامه قبولی سال سوم راهنمایی

۲- اصل و یک برگ تصویر از برگه نمرات مرتبط با هدایت تحصیلی

۳- اصل و دو برگ تصویر از شناسنامه ( در صورتی که سن دانش آموز از ۱۵ سال بیشتر باشد شناسنامه باید عکسدار باشد. )

۴- کارت واکسیناسیون

۵- شش قطعه عکس ۳*۲ جدید

۶- مدرک تأییدیه سکونت در محدوده آموزشگاه

۷- دو برگ پوشه به رنگ های آبی و قرمز

۸- تکمیل کردن فرم ثبت نام و امضای فرم مقررات آموزشگاه توسط دانش آموز و ولی محترم ایشان

پایه دوم:

دانش آموزان عزیزی که سال اول را در همین آموزشگاه گذرانده اند و قبولی خرداد هستند.

۱- شش قطعه عکس  ۳*۲ جدید

۲- در صورتی که شناسنامه آنان از قبل عکسدار نبوده، پس از عکسدار کردن شناسنامه، اصل شناسنامه را برای رؤیت و نیز یک برگ تصویر آن را به دفتر آموزشگاه تحویل فرمایند.

۳- تکمیل کردن فرم ثبت نام و امضای فرم مقررات آموزشگاه توسط دانش آموز و ولی محترم ایشان

تذکر: دانش آموزان متقاضی ثبت نام در پایه دوم که سال قبل در این آموزشگاه نبوده اند. کلیه مدارک پرونده تحصیلی خود را که شامل موارد زیر می باشد به دفتر آموزشگاه تحویل خواهند داد.  

 ۱- اصل کارنامه قبولی سال سوم راهنمایی

۲- اصل برگه نمرات مرتبط با هدایت تحصیلی

۳- اصل و دو برگ تصویر از شناسنامه ( در صورتی که سن دانش آموز از ۱۵ سال بیشتر باشد شناسنامه باید عکسدار باشد. )

۴- کارت واکسیناسیون

۵- اصل کارنامه مهر و امضاء شده سال اول متوسطه

۶- اصل برگه هدایت تحصیلی که دانش آموز در آن مجاز به انتخاب رشته درخواستی خود باشد.

۷- شش قطعه عکس ۳*۲ جدید

۸- مدرک تأییدیه سکونت در محدوده آموزشگاه

۹- تکمیل کردن فرم ثبت نام و امضای فرم مقررات آموزشگاه توسط دانش آموز و ولی محترم ایشان

پایه سوم:

دانش آموزان عزیزی که سال دوم را در همین آموزشگاه گذرانده اند.

۱- دوازده قطعه عکس ۳*۲ جدید

۲- تکمیل فرم ثبت نام و امضای فرم مقررات آموزشگاه توسط دانش آموز و ولی محترم ایشان

تذکر: دانش آموزان متقاضی ثبت نام در پایه سوم که سال قبل در این آموزشگاه نبوده اند. کلیه مدارک پرونده تحصیلی خود را که شامل موارد زیر می باشد به دفتر آموزشگاه تحویل خواهند داد.  

۱- اصل کارنامه قبولی سال سوم راهنمایی

۲- اصل برگه نمرات مرتبط با هدایت تحصیلی

۳- اصل و دو برگ تصویر از شناسنامه ( در صورتی که سن دانش آموز از ۱۵ سال بیشتر باشد شناسنامه باید عکسدار باشد. )

۴- کارت واکسیناسیون

۵- اصل کارنامه مهر و امضاء شده قبولی سال اول

۶- کارنامه سال دوم متوسطه که در آن دانش آموز درس افتاده ای از پایه دوم نداشته باشد. ( در پایان شهریور ماه داشتن درس افتاده مانعی ندارد. )

۷- اصل برگه هدایت تحصیلی که دانش آموز در آن مجاز به انتخاب رشته درخواستی خود باشد.

۸- شش قطعه عکس ۳*۲ جدید

۹- مدرک تأییدیه سکونت در محدوده آموزشگاه

۱۰- تکمیل کردن فرم ثبت نام و امضای فرم مقررات آموزشگاه توسط دانش آموز و ولی محترم ایشان

پایه چهارم:(پیش دانشگاهی)

دانش آموزان عزیزی که سال سوم را در همین آموزشگاه گذرانده اند.

۱- دوازده قطعه عکس ۳*۲ جدید

۲- تکمیل فرم ثبت نام و امضای فرم مقررات آموزشگاه توسط دانش آموز و ولی محترم ایشان

تذکر: دانش آموزان متقاضی ثبت نام در پایه چهارم که سال قبل در این آموزشگاه نبوده اند. کلیه مدارک پرونده تحصیلی خود را که شامل موارد زیر می باشد به دفتر آموزشگاه تحویل خواهند داد.

۱- اصل گواهی موقت دیپلم متوسطه و دو برگ تصویر آن

۲- اصل کارنامه فارغ التحصیلی و دو برگ تصویر آن

۳- دوازده قطعه عکس ۳*۲ جدید

۴- اصل شناسنامه عکسدار و یک برگ تصویر آن

۵- تکمیل فرم ثبت نام و امضای فرم مقررات آموزشگاه توسط دانش آموز و ولی محترم ایشان 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم خرداد 1389ساعت 21:40  توسط مدیر  | 

اعلام نتایج امتحانات پایانی

      دانش آموزان عزیز پایه های اول و دوم می توانند برای دریافت کارنامه از روز شنبه ۲۹ خرداد ماه از ساعت ۸ تا ۱۲ به دفتر آموزشگاه مراجعه فرمایند. نتایج امتحانات نهایی پایه سوم به محض دریافت از اداره اعلام خواهد شد. 

      تذکر:

      ۱- کارنامه دانش آموزانی که در یک یا چند درس نمره قبولی نگرفته باشند فقط به والدین محترم آنان تحویل می شود. این عزیزان می توانند برای شرکت در کلاس های جبرانی به پایگاه تابستانی ناحیه: دبیرستان شهید جباریان به آدرس: میدان راهنمایی، خیابان راهنمایی، نبش راهنمایی  ۲۲ مراجعه فرمایند.  

      ۲- دانش آموزان عزیز قبولی خرداد پایه اول در صورت نیاز می توانند در روزهای شنبه ۲۹ تا دوشنبه ۳۱ خرداد، به جناب آقای دلقندی مشاور محترم آموزشگاه، برای مشاوره در مورد انتخاب رشته مراجعه فرمایند.

      ۳- از اول تیر ماه به بعد، دفتر آموزشگاه در روزهای دوشنبه و چهارشنبه هر هفته، صبح ها در خدمت دانش آموزان عزیز و اولیای محترم می باشد. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389ساعت 18:34  توسط مدیر  | 

جلسه با والدین محترم

      روز سه شنبه ۲۵ خرداد ۸۹ از ساعت ۱۸ تا ۱۹ جلسه ای در محل دبیرستان با حضور اولیای محترم دانش آموزان سال دوم ریاضی برگزار خواهد شد.

      موضوع جلسه هم اندیشی در مورد چگونگی برنامه های فوق العاده و تقویتی برای این عزیزان در سال تحصیلی آینده می باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 19:2  توسط مدیر  | 

چند خبر فرهنگی

      چند تن از دانش آموزان دبیرستان دکتر علی شریعتی در مسابقات فرهنگی و هنری در سطح ناحیه به مقام هایی دست یافتند. این موفقیت را به تمامی این عزیزان و نیز معاونین پرورشی آموزشگاه، برادران ارجمند جناب آقای حسین ابراهیمی و جناب آقای غلامعلی فرخنده تبریک گفته و برای آنان در همه مراحل زندگی آرزوی موفقیت داریم.

در رشته شعر:

آقای علی اکبر بیزه دانش آموز پایه اول، مقام اول در سطح ناحیه

آقای محمد قاآنی دانش آموز پایه اول، مقام اول در سطح ناحیه

در رشته خوشنویسی:

آقای علی آریاوش دانش آموز رشته انسانی پیش دانشگاهی، رتبه اول

آقای سجاد سروقدی دانش آموز سوم ریاضی، رتبه اول


آقای جواد عامل صادقی دانش آموز پایه اول، رتبه اول

در رشته تئاتر:

نمایش قضاوت کاراکوش رتبه دوم را در سطح ناحیه کسب نمود. همچنین از بازیگران این نمایش، آقای علیرضا پارسا دانش آموز سوم انسانی و آقای جواد فهیمی دانش آموز پایه اول تقدیر شد.

ضمناً آقای سجاد داروغه دانش آموز سوم انسانی به عنوان کارگردان رتبه اول را کسب نموده و از نقش ایشان به عنوان طراح لباس و نیز گریمور نمایش تقدیر شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388ساعت 18:28  توسط مدیر  | 

یک خبر ورزشی

       تیم آمادگی جسمانی دبیرستان دکتر علی شریعتی مقام اول را در ناحیه کسب کرد. همچنین سه نفر از دانش آموزان این تیم در انفرادی نیز به مقام هایی دست یافتند. از اعضای تیم و همچنین جناب آقای سعید روح افزا مربی محترم تربیت بدنی آموزشگاه برای کسب این موفقیت تقدیر و تشکر می کنیم.

آقای مهرداد رنجبر دانش آموز کلاس دوم انسانی، مقام اول

 

آقای امیر درکش دانش آموز کلاس دوم انسانی، مقام سوم

 

 

آقای جواد طیبی دانش آموز کلاس سوم تجربی، مقام سوم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388ساعت 18:5  توسط مدیر  | 

درگذشت همکار

       جناب آقای فرج اله احتشامی، همکار ارجمند امور دفتری آموزشگاه امروز دارفانی را وداع گفتند. از خداوند متعال برای آن مرحوم، رحمت و غفران واسعه و برای بازماندگان محترم صبر جمیل و اجر جزیل مسألت داریم.

       مرحوم احتشامی از جمله همکاران مخلص و علاقمندی بود که با تمام توان در خدمت دیگر همکاران و مراجعین بود.

کارکنان مرکز پیش دانشگاهی و دبیرستان دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 21:55  توسط مدیر  | 

معرفی همکار جدید

از روز یکشنبه دهم آبان جناب آقای احمد نامنی، دانش آموز عزیز برای به روز رسانی وبلاگ، همکاری خود را با مدیریت آموزشگاه آغاز نمودند. اینجانب ضمن خیر مقدم به ایشان، از محبتی که فرموده اند کمال تشکر را داشته و برایشان آرزوی موفقیت روزافزون و سلامتی دارم.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 22:36  توسط مدیر  | 

به استقبال میلاد ثامن الحجج

چند خبر و دو سروده به مناسبت میلاد هشتمین امام:

۱- برادر ارجمند جناب حاج آقای دعایی از آخر مهر به افتخار پیش کسوتی نایل شدند. لذا جناب آقای فرخنده به عنوان معاونت پرورشی و جناب آقای حسین زاده به عنوان معاونت آموزشی انتخاب و از روز اول آبان در پست جدید به خدمت مشغول شدند. برای هر سه برادر عزیز و ارجمند آرزوی سلامتی و توفیق داریم.

۲- دومین تخته هوشمند در اتاق سمعی بصری شماره دو نصب و آماده بهره برداری شد.   

۳- امروز در محل نمازخانه آموزشگاه، دانش آموزان از بیانات جناب حاج آقای مؤذنی، مشاور محترم ریاست سازمان آموزش و پرورش استان در مورد فضایل ثامن الحجج امام رئوف رضا علیه السلام بهره مند شده و به هر یک از عزیزان نبات متبرک اهدا شد.

۴- امشب دومین جلسه شورای دبیران در سال تحصیلی جاری برگزار شد. همکاران محترم در فضایی صمیمانه برای بهبود شرایط آموزشی و استفاده بهینه از امکانات آموزشگاه همفکری نمودند.

به مناسبت میلاد ولی نعمت ما خراسانی ها دو سروده از همکار ارجمند جناب آقای جواد هوشمند متخلص به محصل فردوسی به دوستداران مقام ولایت تقدیم می شود.

                                صله

از سر لطف تو ای دوست که شــــــد فریادم              چو سحر گشتم و در صحن صفا افتادم

من اگر لایق این جود نیَم حـــــــــرفی نیست               تو از آن خرمن لطفت بنَما دلشـــــادم

نذر کردم دو سه بوسه که زنم بر قبـــــــــرت              حاجتم بخش که نذرم نرود از یـــــــادم

بلبل خوش سخنــی طبع لطیفش می گفت              نیست جز درگه او خرقه گه امـــــــدادم

به رضای تو کزین در نروم جای دگـــــــــــــــر               مگر آن روز که از سر برود بنیـــــــــــادم

حتم دارم که رسانی به من خسته نشـــان              دوست دارم بروم با صله ی انشــــــادم   

 

                                        از عشق تا فنا

یا رب دوباره دست و دلم رفت تا کجــــــــــــــــــــا

                                                               تا قبلـــــــــــــه گاه هفتم و تا قبه الرضا

من محو آن کرشمه ی ضامن شدم، خــــــــــــدا

                                                               آهـــــــــــــو پناه جسته زصیاد و از قضـا

اینجا چه درگهیست که موسی کلیــــــــــم هم

                                                              در پیشگاه حضرت موسی است با عصا

شمس الشموس مشرق عالم اشاره ای است

                                                             از پرتـــــــــــو محبت آن نــــــــور کبریــــــــا

هر کس رضای حق طلبیده است با رضــــــاست

                                                            درویش دیـــــــــده در این کوی عشق تا فنا

                              

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 22:44  توسط مدیر  | 

دو خبر

۱- با خرید ۱۰ قطعه فرش ۳*۴ و حدود ۲۴ متر کناره، علاوه بر ۶ قطعه فرش قبلی، نمازخانه آموزشگاه تقریبا به طور کامل مفروش شد. هزینه خرید فرش های جدید در حدود ۲۷ میلیون ریال بود. که با تخفیف ۱۵ درصدی مدیر عامل محترم شرکت فرش مشهد خریداری شد. پیگیری تخفیف در خرید را ولی محترم دانش آموز جمالی عهده دار شدند. که از ایشان و کلیه اولیای محترم که با یاری آموزشگاه امکان مفروش کردن نمازخانه را فراهم کردند سپاسگزاری می کنیم.

۲- راه اندازی تلفن گویای آموزشگاه: از این پس اولیای محترم می توانند در تماس تلفنی با آموزشگاه شماره داخلی مخاطب خود را شماره گیری نموده و در نتیجه از اتلاف وقت خود جلوگیری نمایند.

شماره های داخلی مورد نیاز والدین محترم:

مدیریت: ۱

معاونت: ۲

دفتری: ۳

بایگانی: ۴

مشاوره: ۵ 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 21:48  توسط مدیر  | 

برگزاری اولین جلسه انجمن اولیاء و مربیان در سال تحصیلی جدید

اولین جلسه انجمن اولیاء و مربیان آموزشگاه امروز پنجشنبه 23 مهر از ساعت 15 تا ۳۰/۱۶ با حضور تمامی اعضاء تشکیل شد.

در این جلسه از میان منتخبین مجمع عمومی آقای حکمت نیا به عنوان رئیس انجمن، آقای اسماعیلی به عنوان نایب رئیس، آقای عرفانی به عنوان منشی و رابط و آقایان: اسعدی، چمنی، شاولیان، شکوری، شهرکی و فتاحی به عنوان اعضای انجمن انتخاب شدند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 16:34  توسط مدیر  | 

برگزاری مجمع عمومی انجمن اولیاء و مربیان

      اولین مجمع عمومی انجمن اولیاء و مربیان مرکز پیش دانشگاهی و دبیرستان دکتر علی شریعتی در سال تحصیلی ۸۹ - ۱۳۸۸ از ساعت ۱۵ الی ۱۷ روز چهارشنبه ۱۵ مهرماه در محـــــــل نماز خانه آموزشگاه برگزار می شود.

      از کلیه اولیاء محترم برای حضور در این جلسه دعوت کتبی شده است. حضور رأس ساعت یاد شده نشانگر اهمیت اولیاء محترم به سرنوشت فرزند خود و نیز احتـــــــــــــرام به مسؤولین آموزشگـــــــاه و سایر اولیاء می باشد. 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 19:50  توسط مدیر  | 

جلسات آمادگی برای آغاز سال تحصیلی جدید

از دانش آموزان عزیز دعوت می شود که مطابق برنامه زیر برای دریافت برنامه هفتگی، با لباس فرم و ظاهر دانش آموزی، در آموزشگاه حاضر شوند.

دانش آموزان پایه اول:              ساعت ۱۰ روز یکشنبه   ۲۲/۶/۸۸

دانش آموزان پایه دوم:             ساعت ۱۰ روز دوشنبه    ۲۳/۶/۸۸

دانش آموزان پایه سوم:           ساعت ۱۰ روز سه شنبه ۲۴/۶/۸۸

دانش آموزان پیش دانشگاهی: ساعت ۱۰ روز پنجشنبه   ۲۶/۶/۸۸ 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 18:53  توسط مدیر  | 

تبریک حلول ماه مبارک رمضان، آغاز ماه میهمانی خدا

      ضمن تبریک آغاز ماه میهمانی خدا به تمامی همکاران، دانش آموزان و والدین محترم، به اطلاع می رساند که ساعات کار آموزشگاه در ماه مبارک رمضان، از ساعت ۹ صبح تا ۱ عصر می باشد.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 12:38  توسط مدیر  | 

ویژگی های مرکز پیش دانشگاهی و دبیرستان دکتر علی شریعتی

مرکز پیش دانشگاهی و دبیرستان دکتر علی شریعتی با وجود اینکه یک مرکز آموزشی دولتی می باشد. اما ویژگی های خاصی این آموزشگاه را در میان دیگر آموزشگاه های دولتی و حتی بسیاری از مراکز آموزشی غیر دولتی ممتاز کرده است. از جمله:

۱- استفاده از فن آوری های روز در تدریس: اتاق سمعی بصری این آموزشگاه مجهز به تخته هوشمند، دیتا پرژکتور و سیستم رایانه می باشد. و در صورت استقبال همکاران محترم از این تکنولوژی جدید، آموزشگاه آمادگی تجهیز تعداد دیگری از کلاس ها به عنوان اتاق سمعی بصری را دارد.

۲- استفاده از فن آوری روز در کتابخانه آموزشگاه به شکلی که دانش آموزان محترم می توانند از کتاب های موجود آموزشگاه بدون مراجعه به کتابدار و با استفاده از رایانه مخصوص دانش آموزان مطلع شوند. و حتی از آخرین کتاب های خریداری شده نیز به طور جداگانه مطلع شوند. همچنین امانت گرفتن کتاب از کتابدار بدون تلف شدن وقت و با استفاده از سیستم دستگاه بارکد خوان انجام می شود.

۳- جوایز اهدایی به دانش آموزان از جمله مبلغ نقدی پنج میلیون ریال به عنوان کمک هزینه ثبت نام حج عمره، یک دستگاه رایانه، چندین قطعه سکه ربع بهار آزادی، دوچرخه و جوایز متنوع دیگر به قید قرعه به دانش آموزان کوشا تقدیم می شود. لازم به ذکر است که جز دانش آموزان ممتاز، کلیه دانش آموزانی که بتوانند یک نمره معدل خود را نسبت به سال قبل افزایش دهند. با دریافت کارت امکان شرکت در قرعه کشی جوایز را خواهند داشت. و البته دانش آموزان پایه اول، با ارفاق دو نمره معدل در این قرعه کشی شرکت خواهند داشت.

۴- استفاده از سیستم پیامک برای ارتباط با اولیای محترم دانش آموزان در مواقع لزوم، در وقت مسؤولین آموزشگاه صرفه جویی کرده و اولیای محترم را بلافاصله در جریان وضعیت دانش آموز قرار می دهد.

۵- کلاس های ویژه برای دانش آموزان پایه اول، به شکلی که هر گروه با توجه به وضعیت پایه تحصیلی خود از امکانات و آموزش خاص برخوردار می شوند. استفاده از این روش تاکنون با استقبال بسیار زیاد دانش آموزان و اولیای محترم آنان روبرو شده است.  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 20:41  توسط مدیر  | 

دانش آموزان ممتاز پايه دوم

دانش آموزان ممتاز پايه دوم

كلاس

رتبه اول

رتبه دوم

رتبه سوم

دوم رياضي ۱

 

 

 

نام

 محمدياسر عليپور

 فيروز اميني

مجيد فارغ 

معدل

۸۳/۱۹ 

 ۱۷/۱۹

 ۸۶/۱۸

دوم رياضي ۲

 

 

 

نام

علي صابري 

 سيدمهدي اسماعيلي

احسان خجسته 

معدل

۱۶/۱۹ 

 ۷۲/۱۸

۶۳/۱۸ 

دوم تجربي ۱

 

 

 

نام

 جواد رمضاني

 جواد قنبريان

سيدمحمد موسوي هدايتي 

معدل

 ۰۱/۱۹

 ۲۰/۱۸

۶۶/۱۷ 

دوم تجربي ۲

 

 

 

نام

علي فعال حسيني 

 امير كارگذار

 جواد سليماني پور

معدل

۶۹/۱۸ 

 ۶۵/۱۸

 ۶۲/۱۸

دوم انساني ۱

 

 

 

نام

جواد روحاني 

 محمدرضا پريخوان

محمد بهروز 

معدل

۲۱/۱۷ 

 ۶۲/۱۶

۴۲/۱۶ 

دوم انساني ۲

 

 

 

نام

محسن عرب 

سيدجمال حيدري 

محمد قجاوند 

معدل

۳۴/۱۸

۰۶/۱۸

۲۳/۱۷

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 22:52  توسط مدیر  | 

دانش آموزان ممتاز پايه اول

دانش آموزان ممتاز پايه اول

كلاس

رتبه اول

رتبه دوم

رتبه سوم

۱۰۱

نام

آيدين طهماسبي

محمد مقدس نيا

محمد ريحاني

معدل

۰۸/۱۹

۸۵/۱۷

۷۵/۱۷

۱۰۲

 

نام

كيانوش مرواري

رضا تلگردي

عنايت مسعودي نسب

معدل

۱۲/۱۷

۱۲/۱۶

۸۳/۱۵

۱۰۳

نام

فرهاد پايداريان

سيدمحمدرضا موسوي

نويد بهبودي

معدل

۸۹/۱۹

۸۴/۱۹

۴۳/۱۹

۱۰۴

 

 

 

نام

سيدمحمدرضا عادل زاده

محمدمجيد فرح زا

سعيد زارعيان

معدل

۴۳/۱۹

۲۶/۱۹

۹۷/۱۸

۱۰۵

 

 

 

نام

محسن جهاني پور

الياس اخلمدي

علي تعويقي

معدل

۷۶/۱۵

۳۴/۱۵

۲۵/۱۵

۱۰۶

 

 

 

نام

حميد عاجزه پور

اسماعيل تربتي

حامد سرشار

معدل

۰۵/۱۷

۱۱/۱۵

۱۸/۱۴

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 20:57  توسط مدیر  | 

چند خبر از آموزشگاه

۱- كارنامه امتحانات نهايي رشته هاي انساني و تجربي رسيده و آماده توزيع است. كارنامه رشته رياضي نيز ان شاء الله در روز شنبه توزيع خواهد شد.

۲- كلاس كنكور رشته هاي رياضي، تجربي و انساني از روز يكشنبه ۳۱ خرداد ماه جاري برگزار خواهد شد. ضمناً با توجه به تكميل ظرفيت كلاس ۴۰۱ رشته رياضي، ثبت نام كلاس ۴۰۲ آغاز شده است. متقاضيان ثبت نام در اين كلاس هر چه سريعتر به دفتر آموزشگاه مراجعه نمايند.

برنامه روز يكشنبه درس هاي ادبيات فارسي، عربي و زبان انگليسي مي باشد.

۳- نتايج پايه هاي اول و دوم از روز سه شنبه ۲۶ خرداد در حال توزيع مي باشد. دانش آموزان ارجمند هر چه سريعتر براي دريافت كارنامه خود مراجعه نمايند. 

-----------------------------------------------

آخرين اخبار:

۱- با توجه به امكان وصول نتايج اعتراضات تا روز دوشنبه ۱۵ تير ماه، ان شاء الله ديپلم و كارنامه فارغ التحصيلي عزيزاني كه فارغ التحصيل شده اند تا روز چهارشنبه آماده خواهد شد.

۲- با توجه به تعداد زياد دانش پژوهان كلاس كنكور رشته رياضي، كلاس ۴۰۱ و ۴۰۲ از هم تفكيك شد. عزيزان فارغ التحصيل رشته رياضي كه هنوز موفق به ثبت نام نشده اند. هر چه سريعتر براي ثبت نام مراجعه نمايند. آموزشگاه در همه روزهاي هفته به جز شنبه ها از ساعت ۸ تا ۱۲ براي ثبت نام كلاس كنكور باز است.  

ضمناً كلاس كنكور رشته تجربي نيز تعداد محدودي ( ۵ نفر ) دانش پژوه مي پذيرد. همچنين كلاس كنكور رشته انساني نيز آماده پذيرش دانش پژوهان محترم مي باشد. 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 14:20  توسط مدیر  | 

روزی به یاد دیروز

روزی به یاد دیروز

 

      گرچه دورم سال ها  از سالهای  مدرسه                 باز گاهی  می تپد دل در هوای  مدرسه

      یاد  باد  از آن   معلمها  که دیگر   نیستند                 هست آهنگ صداشان درفضای مدرسه

      گوش من نشنیده هرگز در تمام   زندگی                 خوشتر  از  آوای   زنگ  آشنای  مدرسه

 

     میز و نیمکت و تخته سیاه و فضای مدرسه منتظر دانش آموزانی هستند که سالهاست از آنها دور شده اند. ...

     یاران قدیم بار دیگر گرد هم می آیند تا در فضای آشنای مدرسه خاطرات دلپذیر گذشته را مروری دوباره کنند. ...

     و ... دانش آموزان امروز مشتاقانه چشم  به راه دانش آموزان دیروز هستند تا از کوله بار تجربه های گرانقدرشان بهره مند شوند.

 

     از دانش آموزان قدیمی دبیرستان دکتر علی شریعتی (شاهرضای سابق) دعوت می شود برای اعلام آمادگی شرکت در همایش فارغ التحصیلان این آموزشگاه از طریق :

درج پیام خصوصی در همین وبلاگ

و یا شماره تلفن های: 2221924 و 2226602

و یا مراجعه حضوری به آموزشگاه اقدام فرمایند.

 ضمناً زمان برگزاری همایش اردیبهشت ماه 1388 می باشد.

 

                                                                    محمد احمدی

                رئیس مرکز پیش دانشگاهی و دبیرستان دکتر علی شریعتی (شاهرضای سابق) 

 

      براي ثبت نام در همايش، لطفاً نام و نام خانوادگي، رشته تحصيلي، سال فارغ التحصيلي يا سال حضور در اين آموزشگاه، مدرك تحصيلي فعلي، شغل فعلي و شماره تلفن ( ترجيحاً ) همراه خود را به صورت پيام خصوصي در قسمت نظرات اعلام فرماييد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 8:58  توسط مدیر  | 

زندگی نامه دانش آموزان قدیمی

برای مطالعه زندگی نامه، روي نام فرد كليك كنيد.

نام خانوادگي، نام مدرك شهرت
اخوان ثالث، مهدي ديپلم ادبي شاعر معاصر
اميني، مهدي ديپلم از بنيانگذاران تئاتر در مشهد
برادران خيامي ناتمام بنيانگذاران ايران ناسيونال
توسلي، غلامعباس دكتراي جامعه شناسي استاد دانشگاه تهران
حائريان اردكاني، علي دكتراي مهندسي متالوژي استاد دانشگاه فردوسي
خانيكي، هادي دكتراي علوم ارتباطات استاد دانشگاه علامه طباطبايي
خديوي زند، محمدمهدي دكتراي روانشناسي استاد دانشگاه فردوسي
رضاپور، رضا ليسانس هنرمند صدا و سيماي خراسان
سيادتي، سيداحمد دكتراي پزشكي استاد دانشگاه تهران
سيدي رشتي، سيدمحمدعلي دكتراي حشره شناسي استاد دانشگاه تهران
شاملو، احمد ناتمام شاعر معاصر
شجريان، محمدرضا ديپلم استاد آواز سنتي
مسعوديه، محمد تقي دكتراي موسيقي استاد دانشگاه تهران
مشيري، فريدون ديپلم شاعر معاصر
اكبري، جواد دكترا مهندسي مكانيك

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 8:56  توسط مدیر  | 

تصاوير قديمي از آموزشگاه

      نماي بالا، ساختمان قديمي دبيرستان مي باشد كه در سال ۱۳۱۰ هجري شمسي بنا شد. و معمار آن مهندس كريم طاهر زاده بهزاد بود 

      مهندس طاهر زاده در مدت حضور ۶ ساله خود در مشهد بناهايي از قبيل: آرامگاه فردوسي، آرامگاه حكيم عمر خيام در نيشابور، بيمارستان امام رضا (ع) و دبيرستان دكتر شريعتي ( شاهرضاي سابق ) را بنا كرد. از بناهاي ياد شده تنها بناي قديمي اين دبيرستان با تلاش و همت مسؤولين وقت آموزش و پرورش استان خراسان و چشم پوشي ميراث فرهنگي استان با هدف توسعه بناي اداري آموزش و پرورش، تخريب شده است.

      از مسؤولين، دبيران و دانش آموزان قديمي اين آموزشگاه كه اطلاعاتي از دست اندر كاران تخريب اين بناي زيباي تاريخي و فرهنگي دارند. درخواست مي شود اطلاعات خود را جهت ثبت در تاريخ فرهنگ استان به هر ترتيب ممكن منتشر سازند. تا آيندگان از دست اندركاران آن به نحوي شايسته ياد كنند. 

براي مشاهده تصاوير بيشتر به ادامه مطلب مراجعه كنيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 8:57  توسط مدیر  | 

دانش آموزان ممتاز پايه سوم

اسامی دانش آموزان ممتاز پایه سوم

كلاس

رتبه اول

رتبه دوم

رتبه سوم

سوم رياضي ۱

نام

سعيد اسكندري

مرتضي غزنوي

علي اصغر هاشمي

معدل

۰۴/۱۹

۳۶/۱۸

۵۴/۱۷

سوم رياضي ۲

نام

مصطفي شاداني

جواد خاجوي

عباس غلامي

معدل

۲۷/۱۸

۹۶/۱۷

۵۱/۱۷

سوم رياضي ۳

نام

ياسر رضايي

جواد خياط

ميلاد گوهري

معدل

۰۷/۱۸

۲۰/۱۷

۹۵/۱۶

سوم تجربي ۱

نام

رضا رمضاني

محمد رشيد مايوان

ايمان خواني

معدل

۲۴/۱۸

۰۵/۱۸

۵۵/۱۷

سوم تجربي ۲

نام

محمد طاهري

مهدي خدادوست

مجتبي اسلامي

معدل

۴۱/۱۸

۳۷/۱۷

۵۷/۱۶

سوم انساني ۱

نام

مرتضي فرهمند

رسول جعفري

محمد جعفري

معدل

۳۱/۱۹

۷۳/۱۸

۵۴/۱۸

سوم انساني ۲

نام

سعيد كربلايي پور

مهدي قائم پناه

امين فعال جلالي

معدل

۷۰/۱۸

۳۳/۱۸

۸۷/۱۶

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 8:15  توسط مدیر  | 

دانش آموزان ممتاز پايه دوم

اسامی دانش آموزان ممتاز پایه دوم

كلاس

رتبه اول

رتبه دوم

رتبه سوم

دوم رياضي ۱

نام

محمدياسر عليپور

فيروز اميني

محمدرضا عاشوري

معدل

۷۴/۱۹

۶۱/۱۹

۰۷/۱۹

دوم رياضي ۲

 

 

 

نام

علي صابري

احسان خجسته

سيدمهدي اسماعيلي

معدل

۹۱/۱۸

۴۷/۱۸

۴۰/۱۸

دوم تجربي ۱

 

 

 

نام

 جواد رمضاني

سيدمحمد موسوي هدايتي 

جواد قنبريان 

معدل

 ۶۰/۱۹

۳۵/۱۸ 

۶۰/۱۷ 

دوم تجربي ۲

 

 

 

نام

جواد سليماني پور 

مسعود صباغ 

امير اصغري 

معدل

۸۷/۱۸ 

۶۴/۱۸ 

 ۶۱/۱۸

دوم انساني ۱

 

 

 

نام

 جواد روحاني

حجت قانعي زارع 

محمدرضا پريخوان 

معدل

 ۴۳/۱۷

 ۳۳/۱۷

۰۸/۱۷

دوم انساني ۲

 

 

 

نام

 محسن عرب

 سيدرضا حيدري

علي فولادپور 

معدل

۲۱/۱۹ 

 ۸۵/۱۸

۱۸ 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 7:29  توسط مدیر  | 

دانش آموزان ممتاز پايه اول

اسامی دانش آموزان ممتاز پایه اول

كلاس

رتبه اول

رتبه دوم

رتبه سوم

۱۰۱

نام

آيدين طهماسبي

محمد مقدس نيا

محمد ريحاني

معدل

۵۵/۱۸

۵۳/۱۷

۲۴/۱۷

۱۰۲

نام

كيانوش مرواري

رضا تلگردي

عنايت مسعودي نسب

معدل

۴۹/۱۶

۱۳/۱۶

۴۶/۱۵

۱۰۳

نام

سيدمحمدرضا موسوي

فرهاد پايداريان

نويد بهبودي

معدل

۷۵/۱۹

۷۵/۱۹

۴۹/۱۹

۱۰۴

نام

سيدمحمدرضا عادل زاده

محمدمجيد فرح زا

سعيد زارعيان

معدل

۴۷/۱۹

۱۱/۱۹

۰۴/۱۹

۱۰۵

نام

نويد آصف نيا

محسن جهاني پور

علي تعويقي

معدل

۰۳/۱۵

۸۹/۱۴

۵۹/۱۴

۱۰۶

نام

حميد عاجزه پور

اسماعيل تربتي

حامد سرشار

معدل

۴۰/۱۷

۳۳/۱۵

۱۴/۱۵

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 6:15  توسط مدیر  | 

زندگي نامه دكتر علي شريعتي

      دکتر شریعتی در سال 1312 در خانواده مذهبی چشم به جهان گشود. پدر او استاد محمد تقی شریعتی مردی پاک، پارسا، عالم به علوم نقلی و عقلی و از ضمن فعاليت در مراكز آموزشي، از جمله فعالان مذهبي و فكري در مشهد بود.

      دکتر پس از گذراندن دوران کودکی وارد دبستان و سپس وارد دانشسرای مقدماتی در مشهد شده و  علاوه بر درس های دانشسرا در کلاس های پدر نیز به کسب علم پرداخت.

      معلم شهید پس از پایان تحصیلات در دانشسرا به آموزگاری روی آورد و کاری را شروع کرد که در تمامی دوران زندگی کوتاهش سخت به آن شوق داشت و با ایمانی خالص با تمامی وجود آن را دنبال کرد.

      ایشان در سال 1333 وارد دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد شده و رشته ادبیات را برگزید. و بعدها با یکی از همکلاسی های خود به نام پوران شریعت رضوی ازدواج كرد.

      وجود تفکر خلاق باعث شد که معلم شهید در طول دوران تحصیل در دانشکده ادبیات به انتشار آثاری چون: ترجمه ابوذر غفاری و یک رشته مقاله های تحقیقاتی در این زمینه همت گمارد.

      معلم انقلاب در سال 1337 پس از دریافت لیسانس در رشته ادبیات فارسی بعلت کسب رتبه اول برای ادامه تحصیل بورسیه فرانسه شد. وی در آنجا به تحصیل علومی چون جامعه شناسی، مبانی علم تاریخ و تاریخ و فرهنگ اسلامی پرداخت و با اساتید بزرگی چون ماسینیون، گورویچ و سارتر و ... آشنا شد و از علم آنان بهره های بسیار برد.

      دوران تحصیل شریعتی همزمان با جریان نهضت ملی ایران به رهبری دکتر مصدق بود که او نیز با قلم و بیان خود و نوشته های محکم و مستدل از این حرکت دفاع می نمود. وی پس از سال ها تحصیل با مدرک دکترا در رشته های جامعه شناسی و تاریخ ادیان به ایران بازگشت. در همان دوران نیز فعالیت های گسترده ای در زمینه های سیاسی و مبارزاتی و اجتماعی داشت که به گوشه ای از آن فعالیت ها می پردازیم. در سال 1995 میلادی به سازمان آزادی بخش الجزایر می پیوندد و سخت به فعالیت می پردازد. سال 1960 مقاله ای تحت عنوان " به کجا تکیه کنیم "  را در یکی از نشریات فرانسه منتشر می کند.

      در سال 1961 مقاله ی " شعر چیست؟ " سارتر را ترجمه  و در پاریس منتشر می نماید. وي به علت شركت در مبارزات مردم الجزایر برای آزادی، دستگیر شده و مورد ضرب و شتم پلیس فرانسه واقع می شود که نهایتا روانه بیمارستان شده و بعد به زندان فرستاده می شود همچنین با مبارزان بزرگ ملتهای محروم نیز آشنا می شود. وی در سال 1343 به ایران باز می گردد و در مرز كشور توقیف و به زندان قزل قلعه تحویل داده می شود. بعد از چند ماه آزاد شده و به زادگاهش ( خراسان ) باز می گردد.

      در سال 1344 مدتی پس از بیکاری، اداره فرهنگ مشهد، استاد جامعه شناسی و فارغ التحصیل دانشگاه سوربن را به عنوان دبیر انشا ء کلاس چهارم دبیرستان در یکی از روستاهای مشهد استخدام می کند. پس از چندی تدریس در دبیرستان ها دکتر بالاخره به عنوان استادیار تاریخ وارد دانشگاه مشهد می شود.

      در سال 1348 به حسینیه ارشاد دعوت می شود و خیلی زود مسؤولیت امور فرهنگی حسینیه را به عهده می گیرد و به تدریس جامعه شناسی مذهبی، تاریخ شیعه و معارف اسلامی می پردازد. در این محل است که دکتر شریعتی با نیرو و قدرتی کم نظیر و با کنجکاوی و تجزیه و تحلیل تاریخ، چهره های مقدس و شخصیتهای بزرگ اسلام را معرفی نمود.

      استحکام کلام، بافت منطقی جملات با اتکا به پشتوانه فنی و عمیق فکرش هر شنونده ای را در کوتاهترین مدت سراپا گوش می ساخت و در نیم راه گفتار تحت تاثیر قرار می داد و به هیجان می آورد.

      در سال 1352 رژیم، حسینیه ارشاد را که پایگاه هدایت و ارشاد مردم بود، تعطیل نمود ومعلم مبارز را به مدت 18 ماه راهی زندان می کند و درخلوت تنهایی است که دکتر نگاهی به گذشته خویش می افکند و استراتژی مبارزه را بار دیگر ورق زده و با خدای خویش خلوت می کند از این به بعد تا سال 1356 و هجرت، دکتر زندگی سختی را پشت سر می گذارد.

      ساواک نقشه می کشد که دکتر را به هر صورت ممکن از پا درآورد ولی شریعتی که از جریان مطلع می شود نقشه آنان را بي اثر می کند. ساواک در این زمان استاد محمدتقی شریعتی را دستگیر و تحت فشار و شکنجه قرار می دهد تا پسرش را تکذیب و محکوم کند. اما این مسلمان راستین سر باز می زند.

      دکتر شریعتی در همان روزها و ساعات به خاطر رهایی پدر خود را تسليم می كند. در مهر ماه 1353 ساواک که از محبوبیت دکتر غافلگیر شده بود او را به دست شکنجه روحی و جسمی می سپرد تا وی را وادار به همکاری نموده و برایش شوی تلویزیونی درست می کند ولی پاسخ او چنین بود "  و اگر خفه ام کنند سازش نخواهم کرد و حقیقت را به خاطر مصلحت خویش قربانی نمی کنم ".

      دکتر پس از آزادي از زندان، در 25 اردیبهشت 1356 تهران را به سوی اروپا ترک گفت تا دورانی جدید را با مطالعه و مبارزه آغاز کند.

      سر انجام در روز یکشنبه 29 خرداد 1356 با قلبی عاشق، اندیشه ای پاک، ایمانی محکم، زبانی قاطع، قلمی توانا، روانی آگاه و سیمایی آرام به سوی آسمان ها و آرامشی ابدی عروج کرده و عاشقان و دوستداران خود را در این فقدان همیشه محسوس تنها گذاشت.

 خدایش بیامرزد و راهش پر رهرو باد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 4:57  توسط مدیر  | 

مختصري از تاريخچه آموزشگاه

تاریخچه مرکز پیش دانشگاهی و دبیرستان دکتر علی شریعتی ( شاهرضاي سابق )

      مهم ترین دبیرستانی که از 1304 به بعد، خارج از سیستم دولتی تأسیس شد دبیرستان شاهرضا بود. این دبیرستان تا سال 1309 به عنوان ضمیمه مدرسه رضویه در محل اداره آستان قدس فعالیت داشت. برای اولین بار در سال 1307دو کلاس اول و دوم متوسطه و در سال 1308 کلاس سوم متوسطه در محل این آموزشگاه داير شد. این اقدام بخشی از فعالیت هایی بود که توسط محمد ولی خان اسدی نایب التولیه آستان قدس انجام گرفت.

      اشاره شد که اسدی علاوه بر اقدامات آموزشی، تلاش های دیگری را نیز در شهر مشهد انجام داد. نایب التولیه ضمن گسترش فعالیت های آموزشی، اقدام به ساختن فضای آموزشی به سبک جدید برای دبیرستان نمود. به همین منظور در اراضی باغ عنبر، دبیرستان جدیدی احداث و این مجموعه که با امکانات مناسبی ساخته شده بود رسما در سال تحصیلی  11- 1310 افتتاح شد و کار خود را آغاز کرد. این دبیرستان با نظارت مهندس طاهرزاده بهزاد به مبلغ چهارصد و ده هزار ریال ساخته شد.

      تعداد دانش آموزان ثبت نامی در این آموزشگاه 240 نفر و اولین فارغ التحصیلان را 2 نفر ذکر نموده اند. مدیریت آموزشگاه در ابتدا به عهده ی علی اکبر مجیدی فیاض گذاشته شد و در سال 1۳ – 131۲ به علت کناره گیری ایشان از مدیریت مدرسه، شخص اسدی رسما مدیریت مدرسه را عهده دار شد. و آقای بیرجندی نیز ناظم مدرسه بود.

      به علت تغییر و تحولات آموزشی در عصر پهلوی و نظارت و هدایت دولت بر سیستم آموزشی، دبیرستان شاهرضا در سال 14 – 1313 به اداره معارف واگذار گردید. اداره فرهنگ، مدرسه را از آستان قدس خریداری نمود. و بیرجندی ریاست مدرسه را بر عهده گرفت. پس از انتقال بیرجندی به تهران مدتی آقایان شاملو، دبیری، عبدالعلی صابری، معزالدین مهدوی به ترتیب ریاست یا کفالت مدرسه را بر عهده داشته اند.

      در سال تحصیلی 18 – 1317  علی اکبر شهابی لیسانسیه دانشسرای عالی مسؤولیت مدرسه را بر عهده گرفت. از نامبرده به عنوان فردی پر کار و و ظیفه شناس ياد نموده اند. گفته شده که وی قبل از طلوع آفتاب در مدرسه حضور پیدا می کرد و بعد از ظهر هم تا نزدیکی های غروب در مدرسه حضور داشت. بدون اينكه صحبت پول، اضافه کار و فوق العاده و مواردي از اين دست مطرح باشد.

      با افتتاح این مدرسه در سال 12- 1311 یک کلاس بر تعداد کلاس های پايه اول مدرسه افزوده گردید و تعداد محصلین مدرسه به 353 نفر و کارکنان به 21 نفر افزایش یافت. بودجه یک ساله این مدرسه در سال 12 – 1311، 230760 ریال و تعداد فارغ التحصیلان این سال 3 نفر بوده است. در سال تحصیلی 13 – 1312 محصلین 370 نفر، کارکنان 17 نفر، بودجه یکساله 242760 ریال و فارغ التحصیلان 12 نفر ذکر شده است.

      به تدریج مدرسه رو به گسترش و توسعه نهاده است. از نکات جالب در آموزشگاه همزمان با سایر فعالیت های آموزشی تنظیم سالنامه در سال 14 – 1313  است که بخش عمده ی فعالیت های دبیرستان به صورت مجموعه ای جالب و زیبا تدوین گردیده است.

      مطالبی همچون اهمیت تعلیم و تربیت جدید، تاریخچه دبیرستان، اوضاع اداری، معرفی دبیران، شیوه تدریس دروس مختلف، تربیت چیست؟ معرفی عملیات خارج از پروگرام، شامل کلوپ سالنامه، کلوپ ورزش، انجمن ادبی، کلوپ کتابخانه، کلوپ صحرانوردی، کلوپ پیش آهنگی و شیر و خورشید، فارغ التحصیلان مدرسه و اسامی دانش آموزان فعال در کلوپها و نقش هر کدام و سایر توضیحات گوناگون دیگر نیز در سالنامه تحصیلی مدرسه در سال 14 – 1313  درج گردیده است.

      بخشی از توضیحات مندرج در سالنامه پیرامون اوضاع اداری دبیرستان، شیوه تدریس بعضی از دروس به عنوان نمونه ذکر می شود:

      1- طرز اداره دبیرستان چگونه باید باشد؟

      « معلوم می شود که بهترین دبیرستان آن است که بتواند اوضاع اداری و انتظامات خود را به قسمی ترتیب دهد که منظورات تربیتی موافق باشد و در تعلیم و تربیت وسایل علمی را بر طریقه های نظری ترجیح دهد. طرز اداره دبیرستان باید طوری باشد که علاوه بر توجه مدیر و ناظم به مسايل محاسباتی و دفتری، رسیدگی های کامل تربیتی و اخلاقی به فرد فرد شاگردان نیز بنماید و انتظاماتی در دبیرستان مجری دارند که عشق به نظم، تعاون، استقلال، قوه مدیریت، اراده و شخصیت را در جوانان بپروراند...

      قسمتی از این اصول ارتباط کامل با طرز تدریس معلمین دارد. معلمی که شاگردان را به تجربه و تتبع شخصی وادار می کند و استخراج مطالب و استنتاج مسايل را به عهده خود آنها واگذار می نماید با  معلمی که موضوعات را به طریقه تلقین به شاگردان فهمانده، حفظ نظریات دیگران و تمرینات را بر تمرینات و اعمال شخصی شاگردان ترجیح  می دهد چقدر فرق دارد!  اولی قوه شخصیت، استقلال و ابتکار در شاگرد  تولید می کند و دومی محفوظات مبهم و اتکال بر غیر را به شاگرد می دهد.

      طریقه نخستین لذت عمل، پشتکار و پایداری در مقابل مشکلات، و صبر در جستجوی پلسخ مسايل سختی که محتاج به کوشش دايمی است و در نتیجه قوت اراده را به جوان می آموزد و استعدادها و ذکاوت شخصی او را بیدار  می کند. اما طریقه دومی خستگی دماغ و بیزاری از درس را در جوان تولید می نماید».

      2- عمارت دبیرستان شاهرضا:

      « عمارت این دبیرستان از حیث اصول صحی یعنی فرا گرفتن آفتاب و هوای اطاق ها و از حیث زیبایی و فضای وسیع و گل کاری و سایر مزایا ... بهترین عمارت های معارفی شهر مشهد است . عمارت مرکزی دارای دو سالن و نه کلاس و سه اطاق دفتر است. در قسمت درب ورود به دبیرستان نیز دو اطاق جهت فراش ها و سرایدار و دو اطاق جهت لابراتوار بنا شده است. قسمت جلوی عمارت دارای باغچه های گل کاری و حوض آب لوله و قسمت عقب عمارت دارای سه میدان بسکتبال و یک میدان والیبال و بعضی میدان های ورزشي دیگر است .

      اثاثیه: میز و نیمکت های دبیرستان مطابق جدیدترین سیستم ساخته شده و متصل به زمین می باشد. علاوه بر جا لباس هایی که به دیوارها کوبیده شده، هر اطاق دارای قفسه مخصوص جهت کلاه و پالتو می باشد. تخته سیاه های کلاس ها از مشمع های سیاهی است که به دیوار متصل می شود و در قسمت اطاق مدیر و ناظم و دفتر نیز شرایط انتظام و نظافت و زیبایی کاملا مراعات شده است ».

۳ - شرایط ورود به دبیرستان:  

      محصلینی که در این دبیرستان پذیرفته می شوند علاوه بر مطالبه ی ورقه ی هویت و تصدیقنامه ی ابتدايی و یا کارنامه و تصدیق آبله کوبی و صحت مزاجی می بایست اولیاء خود را نیز همراه بیاورند که کارکنان دبیرستان اطلاعات مخصوصی راجع به وضع زندگی، آدرس و سایر مطالبی که در تربیت شاگردان ضروری است کسب نمایند و با همه اینها در قسمت اخلاق و معاشرت های خارجی شاگردان نیز تحقیق لازم به عمل آید.

4 -انتظام ( دیسپلین ):

      دبیرستان شاهرضا برای حفظ نظم داخلی انتظامات خشن و سخت به کار نمی برد و حتی الامکان از انتظام آزاد استفاده می کند. به جای مجازات های بدنی که باعث سلب شخصیت و موجد روح پستی در جوانان است به واسطه اعطای اختیارات به مبصرین کلاسها ایجاد حس مسؤولیت، شرکت و اطاعت در عموم شاگردان از راه تشکیلات عملی، از نافرمانی ها و عدم انجام وظایف جلوگیری به عمل می آورد و به طوری اعمال آنها را تحت نظر می آورد و مجازاتهایی از قبیل محرومیت از موقع تفریح یا عدم شرکت در کارهای خارج از پروگرام و یا توقف در سالن کنفرانس درباره ی آنها مجری می دارد. با اجرای انتظام آزاد می توان میزان هوش و استعداد و روحیات مختلف شاگردان را به دست اورده هرکس را  فراخور لیاقت ذاتی و تمایلات درونش تربیت کرد. زیرا شاگرد وقتی آموزگار و دبیران را به منزله دوست صمیمی خود محسوب دارد همه نواقصات و تمایلات خود را بی پیرایه ابراز می کند. آن وقت اولیای مدرسه می توانند برای اصلاح او  وسايل مخصوص به کار برند.

      5 – نحوه تدریس دروس در مدرسه:

      روش تدریس  ادبیات فارسی:

      روش هایی که در تدریس زبان فارسی به کار برده می شود گذشته از اینکه قوه ی حافظه را تقویت می کند قوه فکر و حسن و توجه و دقت و ابتکار و بالاخره روح تحقیق و تتبع شاگردان را نیز نیرو می بخشد. مثلا در ضمن انشاء گاهی موضوعاتی داده می شود که شاگرد را به تصرف، تحقیق و گرد آوردن اطلاعات وا می دارد و گاهی به وسیله موضوعات انتقادی و وضعی توجه و دقت شاگرد به محیط زندگی جلب می شود.

      در تدریس دستور زبان تمرینات و سؤالات مختلف بر حفظ قواعد محض مقدم است. و مخصوصا تمریناتی داده می شود که شاگرد قاعده را به نفسه از زبان استخراج نماید. در آموختن املاء تمرینات بسیار در بیان مشتقات کلمات عربی مستعمل در زبان فارسی و تعلیم لغاتی که بیشتر در انشای معاصر به کاربرده می شود مورد توجه است. در قرائت علاوه بر تکالیف حفظی منتخبات نظم و نثر، در طرز خواندن با توجه به فهم مطلب و سرعت و انتقاد موضوعات و به مناظره گذاردن بیشتر حکایات و بالاخره بحث کافی در مواد درس دقت کامل به عمل می آید. در تراجم احوال شعرا و بزرگان، منابع و مآخذ مربوط به موضوع به شاگردان نشان داده می شود تا  به شخصه تتبع و تحقیق نماید.

      روش تدریس تاریخ و جغرافی:

      در تدریس چون ذهن شاگردان به زمان و مکانی دور از زمان و مکان ایشان متوجه می شود باید بوسیله نقشه جات و عکسهای آثار و ابنیه قدیمی و اشخاص تاریخی مطالب را از عالم تخیل بیرون آورده  با دماغ محصل نزدیک و مانوس کرد تا در عوض خیالات مبهم وضعیت دیرینه اقوام را مشاهده کرد. برای انجام این منظور، دروس را باید بوسیله ی فیلمهایی که برای همین مقصود تهیه شده با سینماهای کوچک تدریس کرد و در صورت عدم دسترسی،  عکسهای حفریات تاریخی و غیره تا حدی مقصود را می رساند. در این دبیرستان طریقه ی دوم مجری است. جغرافی باید کمک تاریخ باشد زیرا واقعيات بدون قید زمان و مکان وقوع افسانه ای بیش نیستند. در ضمن کلاس جغرافی این دبیرستان هر شاگرد یک نقشه سیاسی معمولی و یک نقشه گنگ مملکتی را در آتیه باید درس بگیرد از روی نمونه می کشد روز درس در عوض اینکه دبیر فقط با چند شاگرد مشغول مذاکره شده بقیه را به حال خود بگذارد مطالب درس را وا می دارد شاگردان روی نقشه های گنگ سابق الذکر  پر کنند، پس از اتمام اوراق هر ردیف را ردیف دیگر با دستور و مراقبت دبیر تصحیح می کند که خواهی نخواهی مدت نصف وقت کلاس فکر تمام شاگردان در اطراف درس متمرکز شده مطالب را می آموزند و نصف دیگر وقت از روی عکسهای مجلات جغرافیایی شاگردان را به وضعیت زندگی ملتی که مورد بحث در آتیه خواهد بود مانوس و حاضر می نماید.

      اعمال خارج از پروگرام:

      برای ایجاد و پرورش ملکات فاضله در نفوس جوانان، مدارس جدید به توسعه اعمال خارج از پروگرام اهمیت بسیار می دهند، در حقیقت اینگونه اعمال برای شاگردان به قدری سودمند است که می توان گفت از مواد اصلی مدارس بیشتر به آنان خدمت می کند، به وسیله عملیات خارج از پروگرام مدرسه به خوبی می توان استعدادهای نهفته شاگردان را ظاهر ساخت و آنها را تربیت کرد ... عضویت آنها در کلوپ های مدرسه افکار آنها را به طوری مشغول می کند که فرصت فکر در مطالب ناسودمند را پیدا نمی کنند.

      نحوه تدریس فیزیک، شیمی و تاریخ طبیعی:

      تدریس این علوم همانطوری که تاریخ ترقیات آنها نشان می دهد به عمل می آید، هیچ وقت ابتدا ساکن از یک قانون یا اصل ( که عموما استناد به تجربه دارند ) اسم برده نمی شود، پس از آنکه یک عده تجارب که منسوب به علمای بزرگ است ذکر شد یا حتی الامکان عین آن تجارب یا نظایر آنها که در لابراتوار گردید و کلیتی در ذهن شاگرد ایجاد شد که خود بتواند قانون یا اصلی را انتزاع کند قوانین و اصول ذکر می شود.

      حل مسايل متناسب با موضوع و به مقدار کافی کمک فوق العاده مهمی است. در کلاس موقع امتحان از محصل سؤالات کلی می شود دوره و درس یکسان است. شاگرد هم به تدریج عادت می کند که با اجتهادی که در مطلب پیدا کرده جواب بدهد نه اینکه جواب سوال را که به فلان صفحه کتاب که به ذهن سپرده متکی کند. بنابراین سعی می شود که جنبه نظری و ریاضی این علوم با عمل منطبق شده  محصلین مطالب را عملی و فیزیکی تلقی کنند.

      در کلاس علاوه بر تفهیم مطالب در طرز تفهیم محصلین نیز مداخله می شود که در مواقع مطالعه سهل ترین وسیله ای را که برای فهم مطلبی ممکن است اتخاذ کنند. در سیکل اول نظر عمده از علوم طبیعی آشنا کردن شاگرد به محیط و طبیعت و تولید روحی ست که به جوانب خود با نظر علمی دیده افکند و بالاخره کنجکاو و دقیق بار آید، از این رو و در تدریس طبیعیات سیکل اول نیز همیشه تجربه و عمل بر حفظ قواعد کتاب ترجیح داده می شود و از راه وادار کردن شاگردان به جمع آوری کلکسیون های: نباتات، حشرات و احجار و تشریح برخی از اعضای حیوانات از قبیل قلب، ریه و غیره در کلاس، از حفظ کردن طوطی وار قواعد جلوگیری می شود.

      6 – دبیران دبیرستان شاهرضا در سال 14 – 1313:

      1- آقای اسمعیل خان دبیری، دبیر تاریخ و حغرافی و ناظم دبیرستان.

      2- آقای سیداحمد خراسانی، دبیر عربی.

      3- آقای سید ذبیح الله سبزواری، دبیر فقه.

      4- آقای محمد حسین خان صدیقي، دبیر فیزیک، شیمی و تاریخ طبیعی.

      5- آقای سید ابوالقاسم خان دانشجو، دبیر فیزیک، شیمی و تاریخ طبیعی.

      6- آقای فضل الله خان اتابکی، دبیر زبان فرانسه.

      7- آقای سید مهدی خان نصر، دبیر زبان فرانسه.

      8- آقای حسینعلی خان موید پردازی، دبیر نقاشی.

      9- آقای میرزا علی اکبر خطاط، دبیر خط.

      10- آقای سیدوالی خان شهاب فردوسی، دبیر ورزش.

      رسول بازرگان در مورد تعدادی از دبیران این دبیرستان در سالهای 19 – 1318 که  خود از شاگردان این دبیرستان بوده اند، چنین می گوید : « آقای کوشا دبیر فیزیک بود اگر کسی به او می گفت که من امروز درس شما را نفهمیده ام، او پاسخ می داد که من عصر در مدرسه هستم زمانی که مدرسه تعطیل می شود شما بمانید و من درس را برای شما تکرار می کنم. آقای اولیایی دبیر فیزیک مجسمه ی تقوا و پرهیزگاری و بزرگواری بود. هر کس قیافه ی او را می دید یاد خدا می افتاد. در آخر عمر هم به قم رفت و با یک زن کور ازدواج کرد که خدمتی را در حق او بنماید. محمد علی صائبی دبیر ادبیات بود که نقش کدخدامنشی را در بین همکاران و دوستانش داشت و مدتها بعد نیز اینگونه بود. اهل مزاح، شوخی، شعر، ادبیات و نکته سنجی. زمانی که جشن واگذاری زمین های ملک به فرهنگیان در دبیرستان فردوسی برگزار شد، او خطاب به ملک گفت: فرق شما با سایر ثروتمندان اینست که شما گذشتید و بقیه نگذشتند.

      مرحوم سالاری معلم زبان و تحصیل کرده ی فرانسه ( 19 – 1318 ) زمانی که تحصیل می کردیم او بسیار مودب و دارای اخلاق حسنه و نیکو بود، نظیر نداشت بسیار متواضع بود، اگر فردی را می دید یا می شناخت حتی بچه ها را بیرون از مدرسه احترام می کرد، وقتی وارد کلاس می شد پالتوی خود را در می آورد و حدود نیم ساعت راه و رسم زندگی کردن را یاد می داد و پاسخگوی سوالات بچه ها بود. ابراهیم موثق عاملی یکی از معلمین موفق مدارس بویژه در دبیرستان شاهرضا و فردوسی بود که ادبیات و عربی درس می داد. شاگردان او تعریف می کردند که اگر به ایشان می گفتیم درس را نمی فهمیم، اظهار می داشتند که منزل من بیایید تا درس را تکرار کنم، بعدا تصمیم گرفتیم هدیه ای برای ایشان ببریم بسیار ناراحت شد و پس داد. اصلا مسئله پول نبود.

      در مورد « موثق عاملی »، نشریه فرهنگ خراسان نیز از ایشان مطالب زیادی از جمله تفسیر قرآن چاپ نموده است. به هنگام در گذشت ایشان ، علی اکبر صفویه که خود از فرهنگیان بازنشسته است در نشریه فرهنگ خراسان چنین نوشت: « نگارنده که سالها افتخار شاگردی او را داشته و ملهم به الهامات معنوی و فکری و شاهد مراتب صدق و صفای درونی او بوده ام با تمام وجود به حقیقت او گواهی میدهم خدایش بیامرزد و با نیکان و پاکان محشور کناد. ان شاء الله ... اولین ابلاغ درسی مرحوم در تاریخ 13/7/1316 برای تدریس در دبیرستان شاهرضا صادر و پس از چند ماه مامور به تدریس در مدرسه ی نواب شد. سال بعد به تدریس در دانشسرای مقدماتی پسران ... در سال 1337 به دعوت دانشکده معقول و منقول مشهد چند ساعت در آن موسسه عالی درس گرفت و بالاخره در تاریخ 1/6/42 به افتخار بازنشستگی نایل آمد. کار علمی مهم و ثمر بخش ایشان تالیف تفسیری از قرآن مجید است که مجلد اول آن به نام تفسیر «عاملی » بوسیله کتابفروشی باستان چاپ و منتشر شده است . »

      از سال 1328 مدیریت این مدرسه به محمد زوار واگذار گردید و تا پایان عمر یعنی سال 1344 ریاست این مدرسه را بر عهده داشت. محمد زوار در سال 1294 در مشهد به دنیا آمد، پدر وی از کتابفروشان و آزادیخواهان بود که در شهر مشهد فعالیت داشت. او در سال 1314 وارد دانشسرای مقدماتی شد و چون شاگرد اول شده بود برای ادامه ی تحصیل به دانشسرای عالی تهران رفت و در رشته زبان و ادبیات فارسی درس خواند. پس از پایان تحصیلات مدتی در سبزوار ریاست دبیرستان اسرار و معاونت فرهنگ سبزوار را بر عهده داشت. در مشهد پس از دو سال دبیری به ریاست دبیرستان ابن یمین و بعد به ریاست دبیرستان شاهرضا منصوب گردید  و تا  پایان عمر در این سمت باقی ماند.

      « مرحوم زوار » عشق و علاقه ی زیادی به کار داشت. صبح ها خیلی زود به دبیرستان می آمد و در کار خود سلیقه و روش مخصوصی داشت و به دانش آموزان بی بضاعت در حد توان کمک می کرد.

مطلب بالا از كتاب تاریخچه آموزش و پرورش مشهد در عصر پهلوی تأليف جناب آقاي ايرج آقاملايي است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 4:15  توسط مدیر  | 

تصاويري از دكتر علي شريعتي

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 3:23  توسط مدیر  | 

زندگي نامه دكتر محمدتقي مسعوديه

دكتر محمدتقي مسعوديه هنرمند و موسيقى شناس در سال ۱۳۰۶ در مشهد متولد شد. او دوره ابتدايى تحصيلى را در دبستان علميه مشهد گذراند و ديپلم علمى خود را در سال ۱۳۲۴ از دبيرستان شاهرضا گرفت. ايشان پس از ۳۰ سال تدريس موسيقي در گروه موسيقى دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران، سرانجام در روز دوازدهم بهمن ماه ۱۳۷۷ در تهران درگذشت.

محمدتقى مسعوديه هنرمند و موسيقى شناس در سال ۱۳۰۶ در مشهد متولد شد. او دوره ابتدايى تحصيلى را در دبستان علميه مشهد گذراند و ديپلم علمى خود را در سال ۱۳۲۴ از دبيرستان شاهرضا گرفت. سپس راهى تهران شد و يك سال بعد ديپلم ادبى ششم متوسطه را از دبيرستان دارالفنون دريافت كرد. مسعوديه تحصيلات دوره عالى خود را در دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران پى گرفت و همزمان در هنرستان عالى موسيقى تهران به تحصيل موسيقى پرداخت و در سال ۱۳۲۹ دانشنامه حقوق و علوم قضايى و ديپلم عالى موسيقى را دريافت كرد. پس از آن براى ادامه تحصيل عازم فرانسه شد و به كنسرواتوار ملى موسيقى پاريس رفت. مسعوديه كه فراگيرى موسيقى را از سال هاى دبيرستان با خريد ويولن آغاز كرده بود، در فرانسه نيز همين ساز را به عنوان ساز اصلى خود برگزيد و نزد پروفسور لين تالوئل به ادامه فراگيرى آن پرداخت. او هارمونى را نزد پروفسور ژرژ داندلو و كنتراپوان را نزد نوئل گالان آموخت و موفق به دريافت فوق ليسانس هارمونى از مدرسه عالى موسيقى پاريس شد.
پس از آن مسعوديه با استفاده از بورس تحصيلى اتحاديه بين المللى دانشجويان براى ادامه تحصيل در مدرسه عالى موسيقى لايپزيك به آلمان رفت و در آنجا نزد دو تن از برجسته ترين آهنگسازان آلمان پروفسور اوتمار گرستر و يوهانس ويروخ به فراگيرى آهنگسازى پرداخت و در سال ۱۳۴۲ موفق به دريافت ديپلم عالى (معادل دكترا) در اين رشته شد. سپس به كلن رفت و در دانشگاه آن شهر به تحصيل موزيكولوژى (موسيقى شناسى تاريخى) نزد پروفسور كارل گوستاو فلرر و اتنوموزيكولوژى (موسيقى شناسى تطبيقى) نزد پروفسور ماريوس اشنيدر پرداخت و در سال ۱۳۴۷ موفق به اخذ دكتراى تخصصى (PhD) در اين رشته شد.مسعوديه پس از پايان تحصيلات عالى خود بى درنگ به ايران بازگشت و تا پايان عمر پربار خويش به مدت بيش از ۳۰سال در گروه موسيقى دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران به تدريس پرداخت.در واقع مسعوديه نخستين كسى بود كه موسيقى شناسى تطبيقى را به طور گسترده به جامعه علمى و هنرى ايران معرفى كرد و موجب شد او را «پدر اتنوموزيكولوژى ايران» بنامند.تاريخ موسيقى اروپا، هارمونى پيشرفته و پراتيك، فرم و آناليز، سازشناسى، اركستراسيون، ترانسكرسيون و مباحث گوناگون اتنوموزيكولوژى و... برخى از درس هايى هستند كه توسط مسعوديه و براى اولين بار در دانشگاه تدريس شده اند.محمدتقى مسعوديه در طول حيات پربارش همواره موشكافانه به تحقيق و پژوهش در حوزه موسيقى محلى ايران و رديف موسيقى سنتى ايران پرداخت و هيچ گاه رابطه حرفه اى و عاطفى اش را با بستر و زمينه تحقيقى اش _ كه همان فرهنگ و هنر توده ها و رامشيان اقاليم ايران زمين بود _ قطع نكرد. او در اين زمينه گفته است: «ايران مانند همه فرهنگ هاى پيشرفته از يك سو داراى موسيقى سنتى (رديف) است و از سوى ديگر موسيقى بومى يا به اصطلاح محلى. در اين گروه بندى بايد همچنين موسيقى مذهبى را اضافه كرد. اصولاً موسيقى سنتى يا به اصطلاح هنرى در درجه اول به علت دارا بودن قواعد تئوريك مدون نسبت به موسيقى بومى تمايز مى يابد. گرچه خصوصيات ديگرى مثل ارائه موسيقى توسط موسيقى دانان حرفه اى و گرايش براى ويرتوئوزيته يا نشان دادن تبحر و تسلط اجراكننده نيز موسيقى سنتى را از موسيقى بومى متمايز مى كند.»
مسعوديه در موسيقى شناسى تطبيقى داراى سبكى ويژه بود كه عمدتاً مبتنى بر آموزه هاى مكتب برلين و تا حدودى متاثر از جنبه هايى از رهيافت هاى جديد اتنوموزيكولوژى (مكتب آمريكا) بود. او آوانويسى و تجزيه و تحليل متن هاى موسيقايى را به اوج دقت رساند كه شيوه خاص او در آوانويسى و تجزيه و تحليل موسيقى هاى غيرغربى شهرتى جهانى دارد. مسعوديه به دليل سفرهاى پژوهشى بسيارى كه به نقاط مختلف جهان داشت، در بررسى فرهنگ هاى موسيقايى داراى بينشى عالمانه و نگرشى عميق بود و حيطه پژوهش هاى او گستره اى بسيار وسيع را دربرمى گرفت. از مباحث نظرى مربوط به موسيقى شناسى تطبيقى و اتنوموزيكولوژى گرفته تا تحليل و بررسى رديف موسيقى سنتى ايران، موسيقى و سازهاى نواحى مختلف ايران، موسيقى مذهبى ايران و جهان اسلام و نيز بررسى و پژوهش در زمينه فرهنگ هاى موسيقايى غيرغربى به ويژه موسيقى خاورميانه اسلامى، بررسى نسخ خطى مربوط به موسيقى در جهان اسلام و... به گونه اى كه به جرأت مى توان گفت تاكنون دامنه فعاليت هاى هيچ موسيقى شناسى در ايران تا بدين حد وسيع و عميق نبوده است.از ميان كتاب هاى فارسى او مى توان به «تجزيه و تحليل چهارده ترانه محلى ايران»، «موسيقى بوشهر»، «موسيقى تربت جام»، «موسيقى بلوچستان»، «رديف آوازى موسيقى سنتى ايران»، «مبانى اتنوموزيكولوژى»، «موسيقى مذهبى ايران»، «موسيقى تركمنى»، «سازشناسى» و «سازهاى ايران» اشاره كرد.كتاب هاى «آواز شور» (درباره تغيير و تحول ملودى در موسيقى هنرى ايران)، «ملودى مثنوى در موسيقى هنرى ايران» و «نسخ خطى فارسى درباره موسيقى» نيز از جمله آثار منتشر شده او به زبان هاى آلمانى و فرانسوى است. همچنين از مسعوديه در حدود ۲۰ مقاله نيز به زبان هاى فارسى و لاتين برجاى مانده است.او در كنفرانس ها و همايش هاى بين المللى بسيارى در زمينه اتنوموزيكولوژى شركت مى كرد و عضو «گروه مطالعاتى مقام» در «شوراى بين المللى موسيقى سنتى» بود و نيز در بخش موسيقى «همايش بين المللى تاريخ علم در ايران» حضورى فعال داشت.اين استاد بزرگ موسيقى ايران به هنگام نگارش صفحه هشت قطعه سمفونيك ناتمام در روز دوازدهم بهمن ماه ۱۳۷۷ در تهران درگذشت و به رغم آنكه آرزو داشت در شهر نيشابور و در جوار خيام، عطار و كمال الملك به خاك سپرده شود در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاك سپرده شد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 19:19  توسط مدیر  | 

معرفي كادر اداري آموزشگاه

كاركنان اداري

تصوير

نام

نام خانوادگي

مدرك

رشته

سابقه خدمت

سمت

محمد احمدي كارشناسي ارشد تاريخ

۲۷

مدير
حسين ابراهيمي فوق ديپلم پرورشي

۲۷

معاون پرورشي عصر
غلامرضا پاكند كارشناسي ارشد جغرافيا

۲۷

معاون آموزشي عصر
محمد مهدي دعايي كارشناسي زيست

۲۸

معاون پرورشي صبح

عليرضا طالبي كارشناسي جغرافيا

۲۸

معاون آموزشي صبح

غلامعلي فرخنده كارشناسي علوم اجتماعي

۲۷

معاون آموزشي عصر
خليل مقدسي كارشناسي الهيات

۲۸

معاون آموزشي صبح
هادي صدري دكترا روانشناسي

۲۰

مشاور عصر
حسين صنعتي كارشناسي ارشد مشاوره

۲۵

مشاور صبح
فرج اله احتشامي ديپلم مكانيك

۲۴

دفتردار

علي رضايي ديپلم اقتصاد

۲۰

دفتردار
فتح اله سليماني ديپلم اقتصاد

۲۰

بايگان

عباسعلي براتي سيكل

۲۹

سرايدار
علي جان جلايري سيكل

۲۰

خدمتگذار

حسين ريحاني ديپلم اقتصاد

۵

كتابدار

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 17:14  توسط مدیر  | 

زندگي نامه احمد شاملو

احمد شاملو شاعر معاصر نيز به علت شغل و مأموريت پدر، سال دوم متوسطه را در دبيرستان شاهرضا مي گذراند.
 
احمد شاملو  ا.صبح .  ا.بامداد . شاعر، نویسنده‌، پژوهشگر و مترجم
(تولد 21 آذر 1304 ،  مرگ 2 مرداد 1379)
 
شنبه 21 آذرماه 1304 (12 دسامبر 1925) در شب سنگین برفی بی‌امان در خانه‌ي شماره‌ي 134 خيابان صفي‌عليشاه تهران به دنیا ‌آمد.
نام پدر حیدر شاملو، نام مادر کوکب عراقی شاملو و نام خواهران فروغ‌الزمان، قمرالزمان، شمس‌الزمان، سرور و سودابه.
پدر افسر ارتش بود و خانواده را در مأموریت‌ها به همراه می‌برد. احمد که دومین فرزند خانواده بود دوره‌ي خردسالي تا نوجواني را در شهرهايي چون رشت، اصفهان، مشهد، گرگان، اروميه و نقاط دور افتاده‌يي چون زاهدان، بيرجند، خاش، طبس، بم، سميرم، آباده، نَرماشير، سرباز، خوسف، فورک و درميان، دَقِ پِترگان و دشتِ نا اميد ‌گذراند.
 
­ 12-1310 (34-1931)
 ● کلاس اول و دوم دبستان در مدرسه‌ي عشايري خاش
 
14-1313 (361933-)
● کلاس چهارم دبستان در مشهد
 
16-1315 (381936-)
● کلاس پنجم تا ششم دبستانرا در زاهدان، طبس، مشهد و سرانجام در زاهدان مي‌گذراند.
● شيوه‌ي مراجعه به فرهنگ آنندراج را از نياي مادري خود (ميرزا شريف‌خان) مي‌آموزد و ضبط کلمات و اصطلاحات عاميانه را کم و بيش از همان زمان آغاز مي‌کند.
 
18-1317 (401938-)
● کلاس اول و دوم دبيرستان در بيرجند، مشهد و گرگان
 
19- 1318 (1940 - 41)
● با خانواده به تهران مي‌آيد.
● کلاس دوم در دبیرستان شاه‌رضا
 
­20- 1319(1941 - 42)
● کلاس سوم در دبيرستان ايرانشهر (چهارراه مخبرالدوله) و سپس در دبيرستان فيروز بهرام (چهارراه قوام‌السلطنه)
● به شوق آموختن دستور زبان آلماني، تحصيل در دبيرستان فيروز بهرام را رها مي‌کند و به کلاس اول هنرستان صنعتي ايران و آلمان (انتهاي خيابان سوم اسفند) می‌رود.
● در خانه به آموختن زبان فرانسوي ـ زبان بين‌المللي آن زمان ـ‌ می‌پردازد.  
● به خاطر مأموریت پدر در گرگان و ترکمن‌صحرا، ناچار از تحصيل در دبيرستان صنعتي دست مي‌کشد و در گرگان کلاس سوم دبيرستان را ادامه‌ مي‌دهد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 23:56  توسط مدیر  | 

زندگي نامه مهدي اخوان ثالث

مهدي اخوان ثالث شاعر تواناي معاصر نيز يكي ديگر از دانش آموزان قديمي دبيرستان شاهرضا مي باشد. زندگي نامه ايشان را مطالعه فرماييد.

 

مهدي اخوان ثالث در سال 1307 در مشهد به دنيا آمد . وي پس از تحصيل در رشته آهنگرى ، هنرستان را به پايان برد و به كار آهنگرى مشغول شد. سپس وارد رشته ادبى دبيرستان شاهرضا شد و در پايان سال به تهران آمد و براى نظام وظيفه معافى دو ساله گرفت و به استخدام آموزش و پرورش روستايى درآمد و براى تدريس به يكى از روستاهاى ورامين رفت. اخوان در سال 1329 با دخترعمويش ازدواج كرد و سال بعد براى كار معلمى به لويزان تهران آمد و در همين سال مجموعه شعرهاى كلاسيكش را كه اغلب در قالب غزل بود، با عنوان «ارغنون» منتشر كرد.
وي در سال 1332 مدال طلاى مسابقه شعر فستيوال جوانان دموكرات را دريافت کرد و به كشور رومانى دعوت شد كه به اين سفر نرفت.
از او مجموعه هاي ارغنون (1330)، زمستان (1335)، آخر شاهنامه (1338) ، از اين اوستا (1344)، شکار (1345)، پاييز در زندان (1348)، بهترين اميد (1348)، عاشقانه و کبود (1348)، و تو را اي کهن بوم و بر دوست دارم، انتشار يافته است. اخوان ثالث به سال 1369 در گذشت .
اخوان در سال 1335 مجموعه زمستان را منتشر کرد. كتاب زمستان تحولى عظيم در شعر اخوان و به نوعى در شعر ايران پديد آورد. زمستان، نوع تكامل يافته اشعار نيمايى بود که حديث شكست و سكوت نسل اخوان و فضاى سياسى آن روز ايران را منعكس مى‏كرد. اين مجموعه اخوان را در رديف شاعران طراز اول ايران جاى داد و شهرت عظيمى برايش به ارمغان آورد.
سال بعد از آن اخون همكارى با راديو را آغاز كرد و در سال 38 مجموعه ديگرى از اشعار خود را با عنوان «آخر شاهنامه» به دست چاپ سپرد. در اين دوران، نبوغ اخوان در اوج شكوفايى بود و هر شعر او جنبشى در شعر نو محسوب مى‏شد و اشعارش ورد زبان اهل ادبيات و گرمى‏بخش محافل شعرى بود. ده سال بعد مجموعه «پاييز در زندان» و «عاشقانه ها و کبود» از او چاپ و منتشر شد. «بهترين اميد» گزينه اشعار و مقالات او نيز در همين زمان منتشر گرديد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 23:41  توسط مدیر  | 

زندگي نامه مهدي اميني

مهدي اميني يكي از بنيانگذاران تئاتر در كشور نيز از دانش آموزان دبيرستان شاهرضا مي باشد. وي در مورد اين دبيرستان مي نويسد كه: دوره اول تحصيلاتم را در دبيرستان شاه‌رضا در مشهد گذراندم، در آن دوره اساتيد تحصيل كرده آمريكا تدريس مي‌كردند و مدير مدرسه هم فرد مترقي و روشنفكري بود، پس فعاليت‌هاي تئاتري مدرسه زياد بود و من در آنها شركت مي‌كردم.

زندگي نامه مهدي اميني:

مهدي اميني يكي از موسسان تئاتر هنر و از جمله بازيگران سرشناس تئاتر دهه بيست و سي چند روز گذشته از دنيا رفت. گفت‌وگوي زير حاصل مصاحبه خبرنگار تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در سال 82 با اين هنرمند است.

همزمان با گسترش تئاتر حرفه‌اي در دهه‌ي بيست و با شروع كار تالارهايي چون تئاتر تهران ، تئاتر فرهنگ، تئاتر پويا، جواني به‌دور از هرگونه جهت‌گيري سياسي، با مشاركت جمعي عده‌اي از فارغ‌التحصيلان هنرستان هنرپيشگي شروع به‌كار كرد. هسته‌ي اصلي اين گروه، افرادي كوشا ولي بي‌تجربه و بدون آگاهي از دشواري‌هاي گوناگون هنري، فني و اداري بودند.

در ميان آنها، مهدي اميني عضو هيات مديره و يكي از موسسان تئاتر هنر كه از نزديك شاهد فعاليت‌هاي اين تالار بود.

او مي‌گفت: «دوره اول تحصيلاتم را در دبيرستان شاه‌رضا در مشهد گذراندم، در آن دوره اساتيد تحصيل كرده آمريكا تدريس مي‌كردند و مدير مدرسه هم فرد مترقي و روشنفكري بود، پس فعاليت‌هاي تئاتري مدرسه زياد بود و من در آنها شركت مي‌كردم، ولي اقامتم در مشهد موقت بود و وقتي به تهران آمدم، در حدود سال ‌1317 كه هنرستان هنرپيشگي تاسيس شده جزو اولين دوره شاگردان آنجا شدم.

هنرستان توسط سيد علي نصر كه خودش جزو هنرپيشه‌هاي قديمي «كمدي ايران» بود، تاسيس شده بود و همزمان با شروع كار آنجا، نصر تصميم گرفت تا هنرجويان در كنار تحصيل به كار عملي هم مشغول شوند پس سالن كوچكي را در لاله‌زار كه معروف به باغ علا‌الدوله بود، آماده كرد. اين سالن حدود دويست تا سيصد نفر ظرفيت داشت و فقط روزهاي جمعه برنامه‌هايي در آنجا اجرا مي‌شد، و از اين راه دانشجويان مي‌توانستند در كنار تحصيل فعاليت عملي هم داشته باشند و تجربه پيدا كنند.»

اميني مطرح مي‌كرد: «بعد از سال دوم، نصر به فكر تاسيس تئاتر دائمي افتاد و در خيابان لاله‌زار و در محل «گراند هتل» سابق، اين تئاتر را افتتاح كرد. آنجا سالن بزرگ و خوبي داشت كه براي آن سن هم درست كردند و از آن به بعد نام ‌« تئاتر تهران» را بر آن گذاشتند.

برنامه‌هاي تئاتر تهران هفته‌اي يك بار تغيير مي‌كرد و هنرپيشگان قديمي و فارغ‌التحصيلان هنرستان در‌آنجا برنامه اجرا مي‌كردند. نمايشنامه‌ها بيشتر نوشته خود نصر بود و در كنار آن از نمايشنامه‌هاي خارجي با مضامين تاريخي و اجتماعي هم استفاده مي‌كردند. كم كم كه شاگردان هنرستان اضافه شدند، در تئاتر تهران جايي براي فعاليت هنرجويان نبود به همين دليل من به اتفاق يك عده از هنرپيشه‌هاي تئاتر كه كمتر به آنها نقش مي‌رسيد تصميم گرفتيم تا تئاتر جداگانه‌اي راه اندازي و به صورت مستقل فعاليت كنيم.

اين طرح را مطرح كردم و دوستان هم، از آن استقبال كردند و نتيجه آن تاسيس شركت سهامي هنرپيشگان بود كه به‌عنوان يك شركت تجاري براي فعاليت‌هاي هنري درست شد.

سرمايه شركت ده هزار تومان بود كه نيمي از آن را هنرپيشگان ‌پرداختند و بقيه پول را هم براي مواقع نياز كنار گذاشتيم. سهام شركت براي هر نفر، ‌100 تومان بود و هر كس به تناسب شرايط اقتصادي و امكاناتش سهام ‌خريد.»

اميني توضيح مي‌داد: «شركت را من به همراهي صافي، عباس زاهدي، عصمت صفوي، جلال رياحي، عزت‌الله وثوق، پورزنجاني، محسن دولو، مرين، مصطفي اسكويي و با همكاري بازماندگان فعالي چون فتح‌الله جالينوسي، ملك تقي طهوري، ناصر مصفا، عبدالعلي همايون، قاسم مالك و يزدان يار و ... راه انداختيم و جداي از فعاليت گروه ثابت، بعضي مواقع از اساتيدي چون فضل‌الله بايگان كه خودش از هنرپيشه‌هاي با سابقه‌ي تئاتر بود استفاده كرديم. براي استقرار گروه، مكاني را در خيابان شاه‌آباد اجاره و چون فعاليتي نداشت آنجا را تبديل به سالن تئاتر كرديم.

براي مراسم افتتاحيه خود سيد علي نصر آمد و تمام هنرجويان و فعالان تئاتري را تشويق به انجام چنين كاري كرد . تئاتر هنر در خرداد ‌1321 با اجراي دو نمايش كمدي «كمپاني هوش» و «زندگي خودكار» كه خودم آن را نوشته بودم، افتتاح شد. همه‌ي ما با جديتي غيرقابل تصور و بدون چشم‌داشت مالي مشغول به كار شديم و در ابتدا برنامه‌ها را هر هفته تغير مي‌داديم ولي با اجراي تئاتر «بتكده‌ي هندي»، به كارگرداني مرحوم افلاطون شاهرخ براي اولين بار نمايشي را به مدت ده شب روي صحنه برديم.

با استقبال چشمگير مردم و با پول قابل‌توجهي كه از اين راه بدست آورده بوديم به توسعه‌ي تئاتر و لوازم مورد نياز آن كمك كرديم و با پايان تابستان و موفقيت كارها، تصميم گرفتيم تا سالني را براي فصل زمستان پيدا كنيم و به صورت دائمي فعاليت داشته باشيم.

همان موقع در خيابان لاله‌زار، جايي پيدا كرديم كه مالك آن لاجوردي يكي از تجار بازار بود. زيرزمين ساختمان براي انبار كالا درست شده بود و ما با كمك دوستان و به خصوص آقاي پورزنجاني كه علاوه بر ذوق هنري در كارهاي ساختماني و نقشه‌كشي هم مهارتي داشت فضاي كلي آنجا را طراحي و مرتب و سرانجام بعد از چند ماه، كار خود را در تماشاخانه هنر شروع كرديم كه نمايش «داريوش» اولين كار گروهي ما در آنجا بود.»

اميني با اشاره به ديگر نمايش‌هايي كه در تئاتر هنر، اجرا شد، ادامه مي‌دهد: «نمايشنامه‌ «ابومسلم خراساني» نوشته ركن‌الدين خسروي نمايشنامه‌اي از ميرزاده عشقي به نام « ايده‌آل و تابلوي سه مريم » هم اجرا شد. حتي يادم است براي اجراي نمايشنامه‌ي ميرزاده‌ي عشقي و براساس اعتقاد خود او كه «هر سال بايد يك روز به عيد خون تبديل شود» روي پارچه‌ي سفيدي با رنگ قرمز عنوان نمايش را نوشتيم و در عرض خيابان لاله‌زار نصب كرديم. روز بعد از اماكن شهرباني آمدند و به جرم نوشتن شعارهاي انقلابي، پارچه را كندند و جلوي نمايش را گرفتند. ما براي اعتراض به وزارت كشور رفتيم و به مسوول امور تئاتر كه آن زمان يك خانم آمريكايي بود شكايت كرديم و جالب اينكه او در جواب اعتراض مسوولين شهرباني گفت: «پس من هم كه بلوز قرمز پوشيده‌ام انقلابي هستم».

اميني با تاكيد بر سرگرم كننده بودن برنامه‌هاي تالار، مطرح مي‌كرد: «غالب برنامه‌ها به خاطر جذب مشتري و گذران امور تئاتر، جنبه سرگرمي داشت، تا اينكه نمايشنامه «براي شرف» نوشته الكساندر شيروان‌زاده را با كارگرداني ناپلئون سروري اجرا كرديم. سروري ارمني مي‌دانست و من فارسي، پس با همراهي آن را ترجمه كرديم و به روي صحنه برديم و روي هم رفته اجراي خوب و معتبري شد.

علاوه بر آن نمايشنامه «عباسه خواهر هارون الرشيد »،«خسيس» مولير، «پزشك اجباري» ،«حقه بازي‌هاي اسكاپن»،« بورژواژانتيوم » و همچنين كمدي‌هاي سبكي از ماريو و لابيش را هم اجرا كرديم.

در كنار فعاليت‌هاي خودمان افراد زيادي هم مي‌آمدند و سالن را اجاره مي‌كردند. مثلا هنرپيشه‌هاي آذربايجاني، نمايشنامه‌ي « آرشين مالالان» ، اپراي معروف «مشهدي عباد»، «يوسف و زليخا» و ... را اجرا كردند. و كارگردانهاي ارمني، مثل قسطانيان «اتللو » اثر شكسپير را با موفقيت به روي صحنه برد.

علاوه بر اجراي تئاتر كامل ، برنامه واريته را كه آن زمان در اكثر سالن‌ها مرسوم بود اجرا مي‌كرديم . واريته يك نمايشنامه واحد نبود، تا سرتا سر برنامه‌اي را بگيرد، بلكه نمايشنامه‌هاي يك پرده‌اي متفاوتي بود كه هر كدام موضوع خاصي داشت. بر همين اساس ما در عيد سال ‌23 برنامه‌اي را با نام «واريته نوروزي» تهيه كرديم.

من از ابوالحسن صبا ،حسين تهراني و ... كه آن زمان خواننده معروفي بود دعوت كردم تا قسمتي از برنامه‌ي واريته را اجرا كنند. براي اجراي اين برنامه وابسته‌هاي فرهنگي سفارت خانه‌هاي آن زمان آمده بودند.»

اميني در ادامه با تاكيد بر رقابت هنري كه آن زمان بين تالارها ريشه دوانده بود به ايسنا مي‌گفت: «رقابت بين تئاتر هنر، فرهنگ و تهران خيلي شديد بود و به خصوص در تئاتر تهران همه منتظر بودند، تا كار ما متوقف شود از طرفي آن زمان مخاطب تئاتري زيادي وجود نداشت و رقابت‌ها هم حالت علني پيدا نمي‌كرد ولي در برخي موارد سرمايه‌داران و صاحبان تالارها با تطميع هنرمندان و بردن آنها به سالن خودشان و يا با اعمال سانسور در نمايشنامه‌ها، قصد داشتند تا خللي در كارها بوجود آورند، هر چند كه برهم خوردن تئاتر هنر نتيجه‌ي اين رقابت‌هاي ناسالم نبود، بلكه كم تجربگي اعضا نقش اساسي را بازي مي‌كرد.»

اين هنرپيشه‌ي پيشكسوت تئاتر دهه‌ي بيست، از تعطيل شدن زودهنگام تئاتر هنر اظهار تاسف مي‌كرد و مي‌گفت: «تئاتر هنر، آن طوري كه امثال سيد علي نصر، كميسارف و اعضاي اصلي آن مي‌خواستند نتوانست راه خود را ادامه دهد و ما هم به دليل جوان بودن و بي‌تجربگي، ناچار به تعطيل كردن آن شديم.

در آن زمان هيچ فرد آگاهي نظارت بر كارهاي ما نداشت و هر كس تمايل داشت به تنهايي اعمال نفوذ كند .از طرفي چون سرمايه‌داران شركت مي‌توانستند هيات مديره را تغيير دهند، در نتيجه يك تزلزل و بي‌ثباتي بركارها حاكم بود و چون آن زمان دوره رقابت سالن‌هاي تئاتر بود، ما هم نتوانستيم كارمان را ادامه دهيم و به ناچار تئاتر هنر در سال ‌24 از هم پاشيده و بعد هم فردي آن را خريد و قابل ذكر است كه بهاي شركت در آن زمان تقريبا پنج برابر شده بود.»

مهدي اميني در بخش ديگري از اين گفت‌وگو درباره‌ي فعاليت‌هاي خود بعد از انحلال تئاتر هنر، سخن مي‌گفت: «حدود سال‌هاي 24 - 25 به دنبال تعطيلي تئاتر هنر، گروه نوشين در صدد تهيه تئاتري بودند .آنها با سرمايه يك تاجر ، تئاتر فردوسي را در خيابان لاله‌زار راه انداختند و من به پيشنهاد آنها وارد گروه شدم.

تئاتر فردوسي در آن زمان خيلي خوب و آبرومند بود و صحنه‌ي وسيعي داشت. حتي براي اولين‌بار صحنه گردان در آنجا درست شد. نمايشنامه « مستنطق » اولين كاري بود كه در تئاتر فردوسي به روي صحنه رفت و من چون ماموريت اداري داشتم، در آن زمان به آذربايجان منتقل شدم و شرايط بازي در اين كار را از دست دادم.

اجراي «مستنطق»، موفقيت بسيار بزرگي را نصيب گروه كرد و از آن به بعد اجراي تئاتر از حالت هفتگي خارج و به اجراهاي يك ماهه و دو ماهه تبديل شد، در نهايت شرايطي به وجود آمد كه براي تهيه‌ي بليط تئاتر فردوسي و سعدي بايد از يك ماه قبل بليط رزرو مي‌كردند. نمايشنامه «ولپن» و «پرنده آبي» از برنامه‌هاي فوق‌العاده موفق تئاتر فردوسي بود.

بعد از 15 بهمن و تيراندازي به شاه ، سران احزاب چپ دستگير شدند و در پي آن تئاتر فردوسي هم تعطيل شد و تا مدتي بعد از آن نمايشنامه‌هاي سبك و معمولي در آنجا اجرا مي‌شد.

بعد از زنداني شدن نوشين، ساير اعضا چون لرتا، خاشع، جعفري، كريمي، شباويز خيرخواه ،مهرزاد،ايرن و من به همراهي عده‌اي ديگر ، تئاتر سعدي را با سرمايه عموئي ، در محل شاه آباد راه انداختيم و سينمايي را كه خوب كار نمي‌كرد اجاره و تبديل به سالن تئاتر كرديم .فعاليت تئاتر سعدي تا سال 32 ادامه داشت و نمايشنامه‌هائي چون «باد بزن خانم ويندرمير»،«چراغ گاز» اثر پاتريك هميلتون و «تارتوف» اثر مولير به روي صحنه رفت. آخرين نمايشنامه هم «مونسرا» بود كه من از فرانسه ترجمه كرده بودم و با همكاري شباويز كارگرداني آن را به عهده داشتم.»

اميني از كودتاي 28 مرداد 32 ياد مي‌كرد و مي‌گفت: «همزمان با كودتا، تئاتر سعدي را آتش زدند و از آن به بعد من هم فعاليت تئاتري را كنار گذاشتم.»

جعفري بعد از انحلال تئاتر سعدي، كارهايي در تئاتر تهران، كسري، جامعه‌باربد و ... انجام داد ولي خودش معتقد بود؛ ‌هيچ كدام از آنها به پاي تئاتر سعدي و فردوسي نرسيد. چون در اين دو تئاتر، يك نوع نظم خاص هنري وجود داشت. هنرپيشه‌ها خيلي دقت مي‌كردند، رُل خودشان را خوب حفظ كنند و نمايشنامه‌هاي پرمحتوا و با معنا، و اجراي خوب تماشاچي را به تئاتر جلب مي‌كرد.»

او وجود عبدالحسين نوشين و بعضي از همكاران قديمي‌اش را دليل اصلي رشد تئاتر در آن دهه مي‌دانست،

« نوشين خود از اعزامي‌هاي زمان رضاشاه بود كه قرار بود در پاريس در حوزه‌ي تاريخ مطالعه كند، ولي به دليل علاقه‌ي زياد و برخلاف ميل نمايندگي ايران در پاريس، به تحصيل تئاتر پرداخت. بعد هم كه به ايران آمد به صورت جسته و گريخته كارهايي در گروههاي پراكنده انجام داد ولي فعاليت ثابت و حرفه‌اي او بعد از شهريور 1320 شروع شد.

نظمي كه نوشين برقرار كرده بود براي تئاتر آن هم براي اولين‌بار كار بسيار مهمي تلقي مي‌شد. نوشين معتقد بود كه هنرپيشه، بايد قبل از هر چيز بيان خوب و دلنشين داشته باشد، به همين جهت قبل از شروع تمرينات،جلسات متعددي را به كار دور ميز و اصلاح بيان هنرپيشه‌ها اختصاص مي‌داد .

« سوفلور» در تئاتر نوشين حذف شد. او براي دكور و لباس متناسب نمايشنامه خيلي اهميت قائل بود. مهمتر اينكه تئاتر جدي گرفته مي‌شد و بازيگران حق بداهه‌گويي نداشتند. از طرفي به دليل رعايت نظم در ساعت شروع اجراها و بسته شدن درها، مردم و مخاطبان تئاتر عادت كرده بودند كه قبل از شروع تئاتر حضور پيدا كنند و اگر كسي دير مي‌آمد، نمي‌توانست وارد سالن شود. اين قانون شامل شخصيت‌هاي طراز اول مملكت هم مي‌شد.»

اميني با اشاره به نقش سياست در اجراهاي آن زمان و توجه مردم به تئاتر مطرح مي‌كرد: «نوشين و همكارانش سعي در اجراي نمايشنامه‌هاي ترقي خواهانه و آگاهي دهنده داشتند، تا نمايش فقط براي سرگرمي نباشد ولي سياست در داخل تئاتر سعدي و فردوسي نقش نداشت، هر چند كه بيشتر هنرپيشه‌ها تعلقات حزبي داشتند . از طرفي تئاتر فردوسي و سعدي براي مردم يك جايگاه شناخته شده هنري و معتبر پيدا كرده بود و به تبع مخاطبان زيادي هم داشت.

انتخاب نمايشنامه در كارهاي نوشين خيلي مهم بود و به نحوه‌ي اجراي آن هم اهميت زيادي مي‌داد و چون او تحصيل كرده تئاتر و در اين كار نخبه بود، بعدها هم تئاتري‌ها به صورت غيرمستقيم از نوشين الهام مي‌گرفتند. در آن زمان تئاترهاي تهران جامعه باربد، كسري، گيتي و ... فعاليت مي‌كردند و با حضور هنرپيشه‌هاي قديمي و فارغ‌التحصيلان هنرستان هنرپيشگي، اجراهاي كم و بيش خوبي در لاله‌زار به نمايش در مي‌آمد، پس تئاتر كم كم رو به تكامل رفت و مخاطبان زيادي پيدا مي‌كرد.»

اميني با اظهار تاسف از توقف ناگهاني تئاتر حرفه‌اي و رشد تئاترهاي نازل در لاله‌زار مي‌گفت: «با رشد روز افزون تئاتر، سليقه مردم هم بالا رفته بود ولي در يك دوره تئاتر مشتريان خود را از دست داد، چون ديگر مطابق سلايق و علايق مردم جلو نمي‌رفت. به‌خصوص با ظهور تئاترهايي مثل فردوسي و سعدي و عادت مردم به چنين اجراهايي، در اواخر دهه‌ي بيست، تاترهاي لاله‌زاري نمي‌توانستند مثل سابق حركت كنند از اين رو خواسته و ناخواسته مشتريان واقعي تئاتر را از دست داده بودند. از اين مرحله به بعد مديران تئاتر، برنامه‌هاي تفريحي و سرگرم كننده چون پيش پرده خواني، سياه بازي و در كل كارهاي سبك و عوام پسند را انتخاب كردند، تا از اين طريق مشتريان تازه‌اي به دست آورند. پس دلايل افول تئاترهاي ان زمان در درجه اول وجود كساني بود كه فقط در صدد جلب منفعت و كسب پول بودند و چون سليقه مردم آن قدر بالا رفته بود كه ديگر هر نمايشي، نمي‌توانست آنها را ارضا كند پس رو آوردن به نمايشنامه‌هاي متبذل و عوام پسند از كارهاي آنها بود. در نتيجه آن تالارهاي تئاتري يكي پس از ديگري از بين رفتند و جنبه هنري خود را از دست دادند.»

اميني در پايان اين گفت‌وگو از رونق دوباره تئاتر در حال حاضر اظهار خرسندي مي‌كرد: «بعد از انقلاب تا مدتي فعاليت‌هاي تئاتري متوقف شد ولي بعد از جنگ و با تشكيل جشنواره‌هاي فرهنگي هنري، مسابقات تئاتري و ... دوباره تئاتر رونق پيدا كرد.هم اكنون شاهد فعاليت گسترده هنرپيشه‌هاي جوان و كارگردانان خلاق و ايجاد تئاترهاي متعدد هستيم و با وجود محدوديت‌هاي بسيار پيشرفت‌هاي چشمگيري در زمينه تئاتر به وجود امده است.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 23:37  توسط مدیر  | 

زندگي نامه دكتر هادي خانيكي

دكتر هادي خانيكي از فعالان سياسي كشور نيز از فارغ التحصيلان دبيرستان شاهرضا مي باشد. زندگي نامه ايشان را مطالعه فرماييد.

نام: هادی

نام خانوادگی: خانیکی

نام پدر: اسماعیل

تاریخ تولد: 28 تیرماه 1330

محل تولد: گناباد (خراسان)

 تحصیلات

دکترای علوم ارتباطات: دانشگاه علامه طباطبایی(تهران) 1381

کارشناسی ارشد علوم ارتباطات: دانشگاه علامه طباطبایی(تهران) 1374

کارشناسی جامعه‌شناسی: دانشگاه شهید بهشتی (تهران) 1364

کارشناسی (ناتمام): ریاضی (دانشگاه شیراز)، عمران ملی (دانشگاه شیراز)، راه و ساختمان (دانشگاه علم و صنعت ایران) 1348 تا 1354

دیپلمه ریاضی: دبیرستان شاهرضا (مشهد) 1348

 تالیف، تحقیق و ترجمه

1-       درآمدی بر ویراستاری و مدیریت اخبار(جزوه آموزشی) 1372

2-       عوامل اجتماعی توسعه‌نیافتگی مطبوعات در ایران (پایان‌نامه کارشناسی ارشد)، (پایان‌نامه برتر کشور در گروه علوم انسانی) سال 1375

3-       گفت‌وگوی تمدنها و ارتباطات بین‌المللی، بررسی زمینه‌های عینی و ذهنی در سه دهه پایانی قرن بیستم (پایان‌نامه دکترا) سال 1381

4-       قدرت، جامعه مدنی و مطبوعات(کتاب)، تهران: طرح نو: 1381 (کتاب تشویقی سال ایران در گروه علوم اجتماعی، سال 1383)

5-       گفت‌وگوی تمدنها مبانی مفهومی و نظری(کتاب با دکتر حسین بشیریه، دکتر علی پایا، دکتربهرام مستقیمی و دکترحمیرا مشیرزاده)، انتشارات دانشگاه تهران سال 1384

6-       در جهان گفت‌وگو(کتاب)، تهران، انتشارات هرمس (زیر چاپ)

 

7-       ابعاد زندگی شهر اسلامی (تحقیق با سایرین) 1374

8-       هویت شهروندان و حیات مدنی شهر تهران (تحقیق با سایرین) 1374

9-       رسانه‌ها و اعتماد سیاسی (تحقیق با سایرین) 1374

10-       تصویر آموزش عالی در شش روزنامه ایران (تحقیق) 1375

11-       نحوه انعکاس هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران در نشریه‌های خبری فارسی زبان خارج از کشور (تحقیق) 1376

 

12-       بخشی از کتاب "توسعه اقتصادی در گذشته و حال"، نوشته ریجاروت، گیل (ترجمه) 1363

13-       کارهنری در عصر باز تولید مکانیکی، نوشته والتربنجامین (ترجمه) 1371

14-       "درباره جایگاه گرایشهای انتقادی" نوشته هائوهارت (ترجمه) 1374

15-       "ارتباطات و توسعه"، نوشته مجید تهرانیان (ترجمه) 1375

16-        "برنامه‌های آموزشی ارتباطات جمعی در آمریکا" نوشته جان سولوسکی و دیگران (ترجمه) 1376

17-       "رسانه‌های جمعی و مردم‌سالاری، یک بازاندیشی" نوشته جیمز کوران (ترجمه) 1376

18-        راهنمایی و مشاوره‌ پایان‌نامه‌های دکتری و کارشناسی ارشد تا سال 1385 : 15 عنوان

مقالات علمی

1-       گسترش تعمیق آموزش روزنامه‌نگاری در ایران، ارائه شده در نخستین سمینار بررسی مسایل مطبوعات ایران، چاپ در کتاب مجموعه مقالات سمینار، تهران، 1370

2-       فرهنگ جمعی و رسانه‌های نو، کتاب سروش (مجموعه مقالات رسانه‌ها و فرهنگ)، تهران، 1374

3-       رسانه‌ها، توسعه فرهنگی و ایران گردی ارائه شده در دومین اجلاس ملی ایران گردی و جهان گردی، چاپ درمجموعه مقالات سمینار، 1375

4-       جایگاه و نقش مطبوعات در توسعه فرهنگی ایران، ارائه شده در سمینار توسعه فرهنگی در ایران، دانشگاه تهران، چاپ درفصلنامه نامه پژوهش، سال اول، شماره 1، تهران، 1375

5-       "رسانه‌های جمعی و امنیت" ارائه شده در سمینار توسعه و امنیت عمومی، دانشگاه تهران، 1375، چاپ در کتاب مجموعه مقالات سمینار، تهران، 1376

6-       عوامل اجتماعی توسعه‌نیافتگی مطبوعات در ایران، چاپ در مجله فرهنگی کلک، شماره 84، اسفند 1375

7-       اخلاق روزنامه‌نگار مسلمان؛ نقش‌ها و کارآمدی‌ها، ارائه شده در کنگره بین‌المللی اخلاق مطبوعاتی، روزنامه‌نگار مسلمان، چاپ در مجموعه مقالات سمینار، 1375

8-       رسانه‌ها و توسعه روستایی، مقدمه پژوهشی بر تحقیق توسعه روستایی دکتر سام آرام، تهران، 1375

9-       مقدمه‌ای بر نقشها و کارکردهای مطبوعات در توسعه، چاپ در فصلنامه مطالعاتی و تحقیقاتی رسانه، سال هشتم، شماره 1، بهار 1376

10-    جامعه مدنی در ساخت اجتماعی کهن و نو ایران، ارائه شده در سمینار تحقق جامعه مدنی در انقلاب اسلامی، چاپ در مجموعه مقالات سمینار، تهران، 1376

11-    تصویر آموزش عالی در مطبوعات ایران، ارائه شده در سمینار منطقه‌ای یونسکو در ایران، 1376

12-    مشروطه اول و دوران رضاخان، مقایسه تطبیقی محتوای نشریات دو دوره، پژوهشنامه تاریخ مطبوعات ایران، شماره 1، تهران، 1376

13-    مطبوعات و انتخابات ریاست جمهوری، رسانه‌های کوچک و تحول بزرگ، ارائه در دومین سمینار مسایل مطبوعات ایران، چاپ در مجموعه مقالات سمینار، 1377

14-    فرهنگ مشارکت و راهکارهای توسعه آن در دانشگاهها، چاپ در فصلنامه علمی پژوهشی"پژوهش و برنامه‌ریزی در آموزش عالی، شماره 3، سال 6، پاییز 1377"

15-    جامعه‌شناسی سکوت، چاپ در فصلنامه تخصصی گفتمان شماره 1، تابستان 1377

16-    درآمدی بر رابطه میان نظام اجتماعی، ساختار زبانی و مطبوعات(تحلیل گفتمان دو نشریه شاخص پراکندگی و تمرکز قدرت سیاسی در ایران، چاپ در فصلنامه تخصصی گفتمان، شماره 2، پاییز 1377)

17-    نقد و ارزیابی وجوه فرهنگی- اجتماعی بخش آموزش عالی در برنامه‌های توسعه، ارائه شده در گردهمایی ساماندهی فرهنگی، چاپ در مجموعه مقالات سمینار، 1378

18-    ساختار مشروطه و نسبت آن با ساخت مطبوعات، ارائه شده در کنفرانس بین‌المللی مشروطه، تهران، چاپ در فصلنامه تخصصی تاریخ معاصر ایران(ویژه کنفرانس)، تابستان 1378

19-    Mass Media and The Muslim Identity مقاله انگلیسی ارائه شده در سمینار: Changeable Identity Of  The Youth The 21st Century, London, 2000            

20-     "علم، میدانی تازه برای گشودگی فرهنگها"، مقاله ارائه شده در سمپوزیوم بین‌المللی آکادمی علوم جهان سوم (TWAS)، تهران، چاپ در مجموعه انتشارات  TWAS،1379

21-    درآمدی بر تحول ساختی و تغییرات گفتمانی در جامعه ما، ارائه شده در همایش تغییر و تحولات فرهنگی، اجتماعی و امنیتی، مرکز بررسی‌های استراتژیک دانشگاه تهران، چاپ درمجموعه مقالات همایش، 1379

22-    جامعه مدنی و روزنامه‌نگاری آرمانی، چالش‌ها و چشم‌اندازهای عمومی و ملی، چاپ در فصلنامه رسانه، شماره 4، زمستان 1379

23-    گسترش اطلاع‌رسانی، فرصتی برای کاهش فاصله‌ها، ارائه شده در اولین همایش نقش اطلاع‌رسانی در توسعه فرهنگی، چاپ در مجموعه مقالات سمینار، 1379

24-    گفت‌وگوی میان فرهنگها و نظام نوین گفتاری در ارتباطات بین‌المللی، همسویی یا ناهمسازی، ارائه شده درسمینار میان منطقه‌ای کشورهای آسیای مرکزی و غربی، یونسکو و دانشگاه علامه طباطبایی، چاپ در مجموعه مقالات سمینار کمیسیون ملی یونسکو، 1380

25-    تحولات نوین اجتماعی و سیاست‌گذاری فرهنگی، مقاله علمی ارائه شده در سمینار روسای دانشگاهها و مراکز پژوهشی کشور، چاپ در کتاب علمی نشست، 1380

26-    الحوار مع الذات و الحوار مع ‌الاخر، ارائه شده در کنگره "کیفیت فواصل مشروع حوار ‌الحضارات" ، سوریه، دمشق، منتشر شده در مجموعه مقالات کنگره، 2002

27-    گفت‌وگو با خویش، گفت‌وگو با دیگری؛ ضرورتها و چشم‌اندازها، فصلنامه فرهنگی پل فیروزه، سال اول، شماره سوم بهار 1381

28-    گفت‌وگوی تمدنها، چارچوبی برای مناسبات نوین فرهنگی در آسیای میانه، ارائه شده در کنفرانس بین‌المللی حقوق فرهنگی و مناسبات بین‌فرهنگی در آسیای میانه، تاجیکستان، آذر 1381

29-    امکان و ضرورت گفت‌وگو در عصر ارتباطات و در جامعه شبکه‌ای، ارائه شده درسمینار بین‌المللی، ائتلاف برای صلح و خبرگذاریها، مهرماه 1381

30-    گفت‌وگوی تمدنها و دموکراسی دیجیتال، افقی تازه در جامعه شبکه‌ای، ارائه شده در همایش علمی ایران و جامعه اطلاعاتی، دانشگاه علامه طباطبایی، آذر 1381

31-    اصلاحات آموزش و پرورش و فرایند اجتماعی‌شدن، ارائه شده در همایش ملی مهندسی اصلاحات، دانشگاه تهران، 1381

32-    Dialogue, Media and Communicative Competence  مقاله انگلیسی ارائه شده در همایش Asia Media Summit 2004, April 2004,Malaysia

33-    گفت‌وگو و جامعه اطلاعاتی، چشم‌اندازهای نوین جهانی و منطقه‌ای، ارائه شده در دومین سمینار منطقه‌ای، (دانشگاه علامه طباطبایی، مرکز پژوهشهای ارتباطات و یونسکو)، شهریور 1382

34-    گفت‌وگوی تمدنها، زمینه‌های عینی و سرمشقهای نظری، ارائه شده در کارگاه بین‌المللی علوم سیاسی و گفت‌وگوی تمدنها، دانشگاه تربیت مدرس و مرکز گفت‌وگوی تمدنها، اردیبهشت 1382

35-    جامعه مدنی، ساخت سیاسی و نظام ارتباطی ایران، ارائه شده در همایش جامعه مدنی و اندیشه دینی چاپ در مجموعه مقالات همایش،1382

36-    جهانی شدن و دین، دو روایت و چند پرسش، ارائه شده در کنگره دین‌پژوهان کشور، چاپ در کتاب کنگره، 1382

37-    گفت‌وگوی تمدنها و ارتباطات بین‌المللی، چاپ در فصلنامه علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی، شماره 23، پاییز 1382

38-    افکار عمومی، مقدمه پژوهشی بر کتاب انتخاب مردم، پل لازارسفلد و برناردوبرلسون، ترجمه محمدرضا رستمی، نشر تبلور، تهران، 1382

39-    تحول گفتمان‌های فرهنگی در سه دهه پایانی قرن بیستم، ارائه شده در سمینار تحلیل گفتمان، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، زمستان 1382

40-    گفت‌وگو از مفهوم زبانی تا معنای جهانی، چاپ در مجله علمی- تحقیقاتی انجمن جامعه‌شناسی ایران، شماره 1، بهار 1383

41-    مطالعات فرهنگی، رسانه‌ها و آینده‌اندیشی، ارائه شده در کارگاه آینده‌اندیشی، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور و موسسه عالی آموزش و پژوهش، اردیبهشت 1383

42-    منابع و موانع دموکراسی در ایران، ارائه شده در سمینار علمی گذار از دموکراسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، بهار 1383

43-    سیاست‌گذاری فرهنگی و مدیریت فرهنگی، چالشها و چشم‌اندازهای نو، مقاله علمی در کارگاه معاونان دانشجویی و فرهنگی، دانشگاه اصفهان، تابستان 1383

44-    دموکراسی دیجیتال چاپ در فصلنامه تخصصی رسانه، شماره59، پاییز 1383

45-    دانشگاه گفت‌وگو، ارائه شده در سمینار علمی آزادی و آکادمی، دانشگاه تهران، پاییز 1383

46-    بهار روزنامه‌نگار، ارائه شده در همایش بزرگداشت بهار، مهر 1383

47-    فرضیه‌ای برای مطالعه مطبوعات زنان در ایران، ارائه شده به سمینار بین‌المللی زن در تاریخ معاصر ایران، دانشگاه زنجان، زمستان 1383

48-    رسانه‌ها و دموکراسی، ارائه شده در سمینار علمی دموکراسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، زمستان 1383

49-    ارتباطات توسعه و مساله ارتباطات در مطبوعات ایران، ارائه شده در سومین سمینار بررسی مسائل مطبوعات ایران، دانشگاه علامه طباطبایی، اسفند 1383

50-    نشریات موثر در جنبش مشروطیت ایران، ارائه شده در همایش بین‌المللی یکصدمین سالگرد مشروطیت، دانشگاه تهران، اردیبهشت 1384

51-    وبلاگی شدن فرهنگ، چشم‌انداز و ویژگی‌ها، ارائه شده در همایش فرهنگ و فناوری اطلاعات و ارتباطات توسعه، دانشگاه تهران، اردیبهشت 1384

52-    مقاله در ژورنال علمی Euroorient (شرق و اروپا)، با عنوان Social Developments And Presidential Elections In Iran، فرانسه،  شماره21، سال 2006

53-    رسانه‌ای شدن فرهنگ، ارائه شده در نشست تخصصی انجمن علمی جامعه‌شناسی، پاییز1385

54-    مقاله در کتاب کفت‌وگوی تمدنها و تفکر سیاسی، فرد دالمایر، با عنوان گفتگوی تمدنها: دلایل عینی و راهکارهای نظری، آمریکا، اردیبهشت 1386

 

سخنرانی‌های علمی بین‌المللی

1-       سخنرانی علمی در کنفرانس جهانی قدرت فرهنگ "Power Of Culture" ،یونسکو، استکهلم، 1998

2-       سخنرانی در اجلاس انجمن استادان زبان فارسی در هند، دانشگاه پنجاب، 1379

3-       سخنرانی علمی در کنفرانس بین‌المللی "گفت‌وگوی تمدنها، چشم‌اندازی نو" یونسکو، دهلی نو، 1382  International Ministerial Conference on the Dialogue Among Civilization, New Delhi india,9-10 July 2003 

4-       سخنرانی علمی در همایش "قلمرو و چشم‌اندازهای توسعه زبان فارسی در هند"، دهلی نو، 1382

5-       سخنرانی علمی در گردهمایی بین‌المللی استادان زبان فارسی سراسر جهان، تهران، 1382

6-       سخنرانی در اجلاس جهانی سران جامعه اطلاعاتی(WSIS)، ژنو، 1382

7-       سخنرانی علمی در همایش بین‌المللی "دین و دموکراسی" دانشگاه فردوسی مشهد و انستیتوی اسلام و دموکراسی آمریکا، تهران، پاییز 1383

8-       سخنرانی علمی در کارگاه بین‌المللی فرهنگ دموکراسی و نقش سازمانهای غیردولتی در ایران، انجمن ملل متحد در دانمارک و ایران، UNDP، تهران، اسفند 1383

9-       سخنرانی در اجلاس ویژه یونسکو درباره گفت‌وگوی تمدنها، پاریس، فروردین 1384

10-    سخنرانی علمی در کارگاه علمی آیسسکو، تحت عنوان رسانه‌ها و گفت‌وگوی تمدنها: اصفهان، تابستان 1385

 

مشاغل علمی

1-       استادیار گروه علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی تهران

2-       مدیر مسوول و سردبیرفصلنامه مطالعاتی و تحقیقاتی "رسانه" 1368 تا 1372

3-       سردبیر فصلنامه فرهنگی "نامه فرهنگ" 1368 تا 1372

4-       سردبیر فصلنامه آموزش عالی دفتر دانش 1370 تا 1372

5-       عضو شورای انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی 1372 تا 1376

6-       عضو کمیته علمی و رییس کمیته‌های اجرایی اولین سمینار آموزش عالی در ایران 1374

7-       عضو ستاد پیشبرد علوم در ایران 1400، 1379 تا 1384

8-       عضو شورای علمی جهاددانشگاهی، 1372 تا 1376

9-       عضو شورای آموزشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1377

10-    عضو شورای همکاریهای علیم و بین‌المللی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری،1377

11-    عضو کمیته علمی دوازدهمین اجلاس فرهنگستان علوم جهان سوم(TWAS) و چهاردهمین نشست شورای اجرایی شبکه سازمانهای علمی جهان سوم(TWNSO)، تهران، 1379

12-    عضو کمیته علمی چهل و چهارمین نشست روسای دانشگاهها و مراکزعلمی و تحقیقاتی کشور، 1380

13-    عضو شورای تغییر ساختار وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، 1380

14-    عضو هیات علمی "سمینار ایران و جامعه اطلاعاتی 1400"، 1381

15-    عضو هیات علمی سمینار بین‌المللی "خبرگذاری‌ها: ائتلاف برای صلح"، 1380

16-    عضو هیات علمی همایش "نقش اطلاع‌رسانی در توسعه فرهنگی"، 1380

17-    عضو هیات داوران علمی "اولین سمینار میان‌منطقه‌ای کشورهای آسیای مرکزی-غربی و جامعه اطلاعاتی"، تهران، 1380

18-    سردبیر دانشگاه و جامعه، ویژه‌نامه علمی فرهنگ اندیشه، سال دو، شماره ششم، تابستان 1382

19-    عضو هیات علمی همایش ملی ایران در قرن 21، تهران موسسه توسعه دانش و پژوهش ایران و دانشگاه تهران، 1380

20-    عضو شورای علمی دومین سمینار سال منطقه‌ای کشورهای آسیای مرکزی-غربی جامعه اطلاعاتی، 1382

21-    عضو کمیته‌های فرهنگ و آموزش عالی برنامه‌های سوم و چهارم توسعه کشور 1376تا 1383

22-    عضو شورای عالی نظارت بر چاپ مجموعه کتب اسناد تاریخی ریاست جمهوری، 1376 تا 1384

23-    عضو شورای علمی کنگره بزرگداشت یکصدمین سال مشروطیت، 1381 تا 1384

24-    عضو موسس انجمن ترویج علم در ایران

25-    عضو موسس انجمن علمی جامعه اطلاعاتی، انجمن توسعه علمی، انجمن علمی مطالعات فرهنگی

26-    عضو هیات موسس مرکز پژوهشهای ارتباطات و عضو شورای عالی پژوهشکده

27-    عضو کمیته ملی ارتباطات کمیسیون ملی یونسکو از سال 1381 تا کنون

28-    عضو کمیته ملی فرهنگ کمیسیون ملی یونسکو از سال 1377 تا کنون

29-    مشاور رییس جمهور در امور رسانه و مطبوعات، 1376 تا1383

30-    عضو شورای عالی کمیسیون ملی یونسکو در ایران 1377 تا 1384

 

مسئولیتهای اجرایی

1-       عضو شورای سردبیری روزنامه کیهان 1360تا 1367

2-       سردبیر روزنامه کیهان سال 1367

3-       مشاور امور بین‌الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 1368

4-       عضو شورای مرکزی جهاددانشگاهی 1368تا 1371

5-       مدیرکل مرکز آموزش رسانه‌ها 1369تا 1372 

6-       مشاور فرهنگی و اجتماعی وزیر فرهنگ و آموزش عالی 1368 تا 1372

7-       عضو هیات منصفه مطبوعات، 1376 تا 1377

8-       معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری 1376 تا 1383

9-       مشاور رییس جمهور در امور فرهنگی 1383 تا 1384

10-       عضو شورای اجرایی کمیسیون ملی یونسکو در ایران، 1378 تا 1384

11-       عضو هیات امنای مراکز پژوهشی منطقه 2 کشور، 1378 تا 1383

12-       عضو هیات امنای دانشنامه بزرگ زبان فارسی، 1378 تا 1384

13-       عضو هیات امنای دانشگاه علامه طباطبایی، 1383 تا 1384

14-       رییس پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی 1383 تا 1384

15-       عضو هیات امناء و هیات مدیره موسسه بین‌المللی گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، 1384 تا کنون

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 23:33  توسط مدیر  | 

زندگي نامه دكتر سيداحمد سيادتي

دكتر سيداحمد سيادتي نيز يكي ديگر از دانش آموختگان دبيرستان شاهرضاست. زندگي نامه ايشان را مطالعه فرماييد.

 

دکتر سیداحمد سیادتی مدیر گروه کودکان بیمارستان میلاد و رئیس شورای عالی سازمان نظام پزشکی ایران شب گذشته بعلت بیماری کانسر دعوت حق را لبیک گفت .

دکتر سیادتی در سال 1313 در شهرستان سبزوار متولد شد. وی تحصیلات ابتدایی را در دبستان اسرار به سال 1319 و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان شاهرضا (سابق) آغاز نمود و در سال 1332 موفق به اخذ مدرک دیپلم گردید . تحصیلات عالی خود را در سال 1332 در رشته پزشکی دانشکده پزشکی دانشگاه تهران آغاز کرد و در سال 1338 فارغ التحصیل شد . وی در سال 1341 موفق به اخذ درجه تخصصی در رشته کودکان از دانشکده پزشکی دانشگاه تهران گردید . سپس تحصیلات فوق تخصص خود را در رشته عفونی کودکان دانشگاه تهران و تگزاس آمریکا در سال 1366 به پایان رساند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 23:23  توسط مدیر  | 

زندگي نامه استاد محمد پروين گنابادي

      شادروان استاد محمد پروين گنابادي يكي از معلمين دبيرستان شاهرضا بوده است. زندگي نامه ايشان را در زير مطالعه فرماييد. نكته اي كه در زندگي نامه ايشان در رابطه با دبيرستان شاهرضا جلب توجه مي كند. انتخاب ايشان به عنوان دبير اين آموزشگاه به علت موفقيت ايشان در تدريس بوده است و ذكر اين نكته كه در آن زمان دبيرستان شاهرضا با كالج البرز تهران رقابت مي كرده است.

هنگامي كه كتاب اسناد‌‌ي از مشاهير اد‌‌ب فارسي را مطالعه مي‌كرد‌‌م1، باورم نمي‌شد‌‌ مرد‌‌ي كه با آن سر پر شور د‌‌ر راه آزاد‌‌ي مبارزه مي‌كرد‌‌، بعد‌‌ها د‌‌ر كنج اتاق د‌‌هخد‌‌ا، آرام به كار تد‌‌وين لغت‌نامه بپرد‌‌ازد‌‌، پروين گناباد‌‌ي د‌‌ر مد‌‌ت 75 سال، زند‌‌گي پر فراز و فرود‌‌ي را تجربه كرد‌‌.

خاند‌‌ان وي كه پشت د‌‌ر پشت همگي يا روحاني يا كشاورز بود‌‌ند‌‌2، د‌‌ر قصبه كاخك گناباد‌‌ سكونت د‌‌اشتند‌‌. اين قصبه د‌‌ر سال 1347 د‌‌ر زلزله به كلي ويران شد‌‌ و اكنون شهركي ييلاقي د‌‌ر كنار گناباد‌‌ است.

پد‌‌ر پروين، ميرزا عباس، ملقب به شمس‌الذاكرين از روحانيان معروف گناباد‌‌ بود‌‌. محمد‌‌ مقد‌‌مات را تا شش سالگي نزد‌‌ پد‌‌ر فراگرفت و سپس به مد‌‌رسه‌اي قد‌‌يمي د‌‌ر كاخك رفت، مد‌‌تي بعد‌‌ همراه براد‌‌ر بزرگش به مد‌‌رسه حبيبيه فرد‌‌وس و پس از يك سال به قائن رفت. د‌‌ر چهارد‌‌ه سالگي روانه مشهد‌‌ شد‌‌ و د‌‌ر مد‌‌رسه معروف فاضل‌خان، حد‌‌ود‌‌ هفت سال اقامت د‌‌اشت. د‌‌ر همين ايام، شوق د‌‌يد‌‌ار و تلمذ از محضر اد‌‌يب نيشابوري وي را به مد‌‌رسه نواب كشاند‌‌ و همراه پسرخاله‌اش، بد‌‌يع‌الزمان فروزانفر از شاگرد‌‌ان خاص اد‌‌يب شد‌‌.

اد‌‌يب نيشابوري د‌‌ر د‌‌روس خصوصي خود‌‌ شاگرد‌‌اني را مي‌پذيرفت كه ذوق شاعري د‌‌اشتند‌‌. پروين اشعارش را براي اد‌‌يب مي‌خواند‌‌ تا وي اجازه حضور د‌‌ر كلاس خصوصي، به او بد‌‌هد‌‌، اما اد‌‌يب از تخلص وي يعني «فاني» خوشش نمي‌آيد‌‌ و به او پيشنهاد‌‌ مي‌كند‌‌، نام ستاره‌اي را برگزيند‌‌. او هم «كيوان» و «پروين» را انتخاب مي‌كند‌‌ و به نزد‌‌ اد‌‌يب مي‌رود‌‌، اد‌‌يب هم پروين را بيشتر مي‌پسند‌‌د‌‌ و چند‌‌ سال بعد‌‌، هنگام صد‌‌ور شناسنامه، پروين نام خانواد‌‌گي وي مي‌شود‌‌ و كلمه «گناباد‌‌ي» را هم بعد‌‌ها به سبب علاقه خود‌‌ به زاد‌‌گاهش بر آن مي‌افزايد‌‌.پروين د‌‌ر د‌‌رس خصوصي اد‌‌يب مهمترين آثار اد‌‌بيات عربي و فارسي و نيز عروض را فرا گرفت و د‌‌ر د‌‌رس منظومه اغلب به محضر حاج فاضل و آقا بزرگ حكيم كه از استاد‌‌ان بنام د‌‌ر فلسفه و حكمت قد‌‌يم بود‌‌ند‌‌ مي‌رفت3.

با سركوب قيام كلنل محمد‌‌ تقي‌خان پسيان د‌‌ر 1300 د‌‌ر مشهد‌‌، بسياري از هواخواهان وي مخفي شد‌‌ند‌‌، ايرج ميرزا هم كه از طرفد‌‌اران كلنل بود‌‌ به حجره اد‌‌يب پناه برد‌‌ و مد‌‌تي اند‌‌ك د‌‌ر آنجا مخفيانه زند‌‌گي كرد‌‌، اين ماجرا موجب آشنايي و د‌‌وستي وي با پروين شد‌‌ كه از خواص اد‌‌يب محسوب مي‌شد‌‌، شرح خواند‌‌ني و جالب اين آشنايي را زند‌‌ه ياد‌‌ پروين د‌‌ر مصاحبه‌اي با كتاب امروز سال 1352 بيان كرد‌‌ه است4.

د‌‌ر بيست سالگي تنگي معيشت او را به تد‌‌ريس د‌‌ر د‌‌بستان د‌‌ولتي احمد‌‌ي مشهد‌‌ كشاند‌‌، هر چند‌‌ فروزانفر به وي توصيه مي‌كند‌‌ كه با هم براي تد‌‌ريس به مد‌‌ارس عالي تهران بروند‌‌ اما پروين د‌‌ر مشهد‌‌ ماند‌‌ و به تد‌‌ريس مشغول شد‌‌، علاقه وي به تد‌‌ريس و مباحث تربيتي باعث شد‌‌ مقالات بسياري د‌‌ر زمينه تعليم و تربيت از مجلات معتبر عربي نظير «التربيه الحد‌‌يثه» «الهلال» و «المقتطف» ترجمه كند‌‌ كه د‌‌ر نشريات معتبر مشهد‌‌ منتشر مي‌شد‌‌.

د‌‌ر همين سالها وي شيوه نويني د‌‌ر آموزش الفبا به كود‌‌كان ابد‌‌اع كرد‌‌ كه باعث مي‌شد‌‌ كود‌‌كان بسيار سريع‌تر خواند‌‌ن و نوشتن را بياموزند‌‌، علاقه و پشتكار وي باعث شد‌‌ كه پس از چهار سال به سمت د‌‌بيري اد‌‌بيات د‌‌بيرستان شاهرضا مشهد‌‌ انتخاب شود‌‌. د‌‌بيرستان شاهرضا د‌‌ر آن زمان مهمترين مركز آموزش خراسان بود‌‌ كه با كالج البرز تهران رقابت مي‌كرد‌‌. پيش از رفتن به د‌‌بيرستان شاهرضا، به مد‌‌ت 6 ماه به خاطر فعاليت سياسي به زند‌‌ان رفت و آزار و اذيت فراوان د‌‌يد‌؛‌ به شكلي كه اين آزارها زمينه‌ساز بيماري‌هاي جسمي مختلف د‌‌ر ميانسالي وي شد‌‌5.

د‌‌ر 26 سالگي ازد‌‌واج كرد‌‌ كه حاصل آن د‌‌و فرزند‌‌ به نام ايرج و خسرو است. از سال 1317 علاوه بر تد‌‌ريس د‌‌ر د‌‌بيرستانها د‌‌ر اد‌‌اره تحقيق اوقاف و بازرسي فني مد‌‌ارس مشهد‌‌ نيز خد‌‌مت مي‌كرد‌‌. د‌‌ر 1322 به رياست اولين د‌‌انشسراي د‌‌ختران مشهد‌‌ برگزيد‌‌ه شد‌‌ كه يكي از اولين فارغ‌التحصيلان اين د‌‌انشسرا، خانم د‌‌كتر قمر آريان است.

پروين پس از شهريور 1320 د‌‌وباره به فعاليتهاي سياسي روي آورد‌‌ و د‌‌ر سال 1321 امتياز روزنامه «راستي» را از شوراي عالي فرهنگ د‌‌ريافت كرد‌‌ كه سرمقاله‌هاي تند‌‌ سياسي ضد‌‌ د‌‌ولتي آن را غالبا خود‌‌ مي‌نوشت، د‌‌ر اواخر سال 1322 به نمايند‌‌گي مجلس شوراي ملي از سبزوار انتخاب شد‌‌، پس از پايان نمايند‌‌گي د‌‌ر د‌‌وره چهارد‌‌هم پروين براي هميشه از سياست كناره گرفت و چنان از سياست د‌‌لزد‌‌ه و سرخورد‌‌ه بود‌‌ كه حتي نمي‌خواست د‌‌رباره گذشته سياسي خود‌‌ سخن بگويد‌‌ و وصيتش به فرزند‌‌انش اين بود‌‌ كه هيچ گاه سراغ سياست نروند‌‌6.

پس از پايان د‌‌وره نمايند‌‌گي د‌‌وباره به تد‌‌ريس روي آورد‌‌ اما د‌‌ر اين مقطع، او را د‌‌ر آموزش و پرورش وقت، منتظر به خد‌‌مت كرد‌‌ند‌‌. د‌‌ر سال 1327 پس از يكسال خانه‌نشيني و زند‌‌گي سخت به پايمرد‌‌ي استاد‌‌ مد‌‌رس رضوي كه همد‌‌رس پروين د‌‌رمحضر اد‌‌يب نيشابوري بود‌‌ با علي‌اكبر د‌‌هخد‌‌ا آشنا شد‌‌ و پس از چند‌‌ي به خاطر د‌‌قت مثال‌زد‌‌ني، از همكاران نزد‌‌يك د‌‌هخد‌‌ا د‌‌ر تد‌‌وين لغت‌نامه شد‌‌. او د‌‌ر د‌‌و سال نزد‌‌يك به يك ميليون ياد‌‌د‌‌اشت (فيش) از متن‌هاي مهم استخراج كرد‌‌ و لغات علي‌گناباد‌‌ و مشهد‌‌ را از ياد‌‌د‌‌اشت‌هاي خود‌‌ بر آن افزود‌‌ و علاوه بر تنظيم حرف «ذ» با همكاري د‌‌هخد‌‌ا، و تنظيم بخشي از الف تنظيم حرف «ط» با همكاري شهاب فرود‌‌س را بر عهد‌‌ه د‌‌اشت. حرف «ي» را نيز تنظيم كرد‌‌ و د‌‌ر حين ترجمه مقد‌‌مه ابن خلد‌‌ون برخي از اعلام آن را براي لغت‌نامه ياد‌‌د‌‌اشت برد‌‌اري كرد‌‌ و تا واپسين د‌‌م عمر عضو هيات مقابله لغت‌نامه د‌‌هخد‌‌ا بود‌‌.

پروين د‌‌ر اواخر 1328 ضمن همكاري با لغت‌نامه به بررسي كتابها از جهت اصالتِ محتوي و د‌‌رستي نگارش د‌‌ر وزارت آموزش و پرورش پرد‌‌اخت و مد‌‌ت د‌‌وازد‌‌ه سال ويراستاري زباني كتاب‌هاي د‌‌انشكد‌‌ه‌هاي علمي (پزشكي، فني، علوم) د‌‌انشگاه تهران به عهد‌‌ه وي بود‌‌. از اواخر د‌‌هه چهل تا پايان عمر با بنياد‌‌ فرهنگ ايران، د‌‌ر زمينه تد‌‌وين فرهنگ تاريخي زبان فارسي همكاري د‌‌اشت و سالها د‌‌ر بخش زبان‌هاي خارجي د‌‌انشكد‌‌ه اد‌‌بيات د‌‌انشگاه تهران، د‌‌انشسراي تربيت معلم، مد‌‌رسه عالي آمار، د‌‌انشسراي تربيت معلم و د‌‌وره فوق‌ليسانس پژوهشكد‌‌ه فرهنگ ايران، به تد‌‌ريس مشغول بود‌‌. د‌‌ر هفتاد‌‌مين سال تولد‌‌ش، شاگرد‌‌ان و د‌‌وستان وي به پاس پنجاه سال خد‌‌مات فرهنگي وي، مجموعه‌اي با عنوانِ «جشن نامه پروين گناباد‌‌ي»، به وي اهد‌‌ا كرد‌‌ند‌‌ و د‌‌ر ششم مهر 1355، شوراي د‌‌انشگاه تهران به پاس خد‌‌مات ارزند‌‌ه وي د‌‌ر زمينه شناسايي و شناساند‌‌ن متفكران ايراني و اسلامي به وي د‌‌كتراي افتخاري د‌‌ر رشته الهيات و معارف اسلامي اهد‌‌ا كرد‌‌.7

آثار پروين گناباد‌‌ي هم پر برگ است و هم پُربار، اما أهّم آثار وي عبارتند‌‌ از:

ترجمه روح تربيت اثر گوستاو لوبون (مشهد‌‌ 1306)، اند‌‌يشه‌ها (مشهد‌‌ 1313)، سخن‌نامه (1315 مشهد‌‌)، پرورش اراد‌‌ه (مشهد‌‌ 1317)، شيوه نگارش (1317)، د‌‌ستور زبان فارسي (1332)، ترجمه مقد‌‌مه ابن‌خلد‌‌ون (تهران 1336)، تصحيح مجد‌‌د‌‌ تاريخ بلعمي مصّحح بهار (1341)، بازي‌هاي محلي (تهران 1355)، تد‌‌وين برخي كتاب‌هاي د‌‌رسي براي د‌‌انشگاه مكاتبه‌اي سپاهيان انقلاب و نشر بيش از سيصد‌‌ مقاله د‌‌ر مجلات معتبر خراسان و تهران نظير سخن، يغما، راهنماي كتاب كه تعد‌‌اد‌‌ي از آنها با نام گزينه مقاله‌ها د‌‌ر 1356 د‌رتهران به چاپ رسيد‌‌ه است.8

از آثار پروين، ترجمه عالمانه وي از مقد‌‌مه ابن‌خلد‌‌ون شهرتي به سزا د‌‌ارد‌‌. وي نخست متن عربي مقد‌‌مه ابن‌خلد‌‌ون را با نسخه‌ها و چاپ‌هاي متعد‌‌د‌‌ مقابله و تصحيح مي‌كند‌‌ و سپس به ترجمه آن مي‌پرد‌‌ازد‌‌. د‌‌قت، امانت د‌‌ر ترجمه، و گزينش نثري مناسب با نثر عربي، از ويژگي‌هاي اين ترجمه است.د‌‌ر مقالات پروين، چند‌‌ين مقاله د‌‌رباره شيوه نگارش و تهذيبِ زبان فارسي وجود‌‌ د‌‌ارد‌‌ كه به لحاظ تاريخي ارزش فراوان د‌‌ارند‌‌. آنچه كه بعد‌‌ها د‌‌ر شيوه‌نامه‌ها و كتاب‌هاي آموزشي ويرايش و نگارش مطرح شد‌‌، د‌‌ر واقع بسياريش موارد‌‌ي بود‌‌ كه پروين براي نخستين بار د‌‌ر مقالات خود‌‌ به آنها اشاره كرد‌‌ه است. اما متأسفانه از اين حيث، حق پروين اد‌‌ا نشد‌‌ه است.

پروين د‌‌ر نثر شيوه‌خاص خود‌‌ را د‌‌اشت و با وجود‌‌ تبحر د‌‌ر اد‌‌ب عربي از بكار برد‌‌ن واژگان و تركيبات عربي پرهيز مي‌كرد‌‌. د‌‌ر بين د‌‌ست‌نوشته‌ها و ياد‌‌د‌‌اشت‌هاي باقي‌ماند‌‌ه از وي، حجم بسياري به شعر و خصوصاً شعر نيمايي تعلق د‌‌ارد‌‌، هرچند‌‌ كه خود‌‌ راضي به اشتهار د‌‌ر شعر نبود‌‌، اما د‌‌ر نخستين كنگره نويسند‌‌گان ايران (1325) از شيوه شاعري وي سخن گفته شد‌‌ه است.

پروين د‌‌ر سال‌هاي پاياني عمر خود‌‌ د‌‌ر بستر بيماري و با وجود‌‌ د‌‌رد‌‌هاي بسيار، با اعتقاد‌‌ي راسخ به كار علمي خود‌‌ اد‌‌امه مي‌د‌‌اد‌‌ و سرانجام د‌‌ر اول  شهريور 1357 د‌‌يد‌‌ه از جهان فروبست، پيكر او تا بهشت زهرا تشييع شد‌‌ و قرار بود‌‌ كه د‌‌ر آرامگاهي اختصاصي د‌‌ر كنار قبر مرحوم مجتبي مينوي به خاك سپرد‌‌ه شود‌‌، اما يكي از شاعران جوان آن روزگار، خطاب به فرزند‌‌ان و ياران آن مرحوم گفت: «كه پروين هميشه د‌‌ر كنار مرد‌‌م و براي مرد‌‌م زند‌‌گي كرد‌‌ه است، بگذاريد‌‌ او را د‌‌ر ميان مرد‌‌م به خاك بسپاريم» و او را د‌‌ر قطعه 14 بهشت‌زهرا به خاك سپرد‌‌ند‌‌؛ و بر سنگ مزارش نوشته‌اند‌‌: «آرامگاه استاد‌‌ محمد‌‌پروين گناباد‌‌ي خاد‌‌م زبان فارسي».

براستي هم او خاد‌‌مِ و عاشقِ زبان و فرهنگ ايراني بود‌‌. وي حَتّي سال‌هايي كه ملازم بستر بيماري بود، يك لحظه هم د‌‌ست از تحقيق و تأليف برند‌‌اشت. آنچه كه پروين را د‌‌ر بين بزرگان اد‌‌ب آن روزگار ممتاز مي‌كند‌‌: د‌‌انش، اد‌‌ب، تواضع و نجابت و آزاد‌‌گي وي بود‌‌. به شهاد‌‌ت د‌‌وستان، شاگرد‌‌ان و اقوامش وي هيچگاه ناراستي را نخواست و نياراست و با آزاد‌‌گي زيست و مجمعي بود‌‌ از خصائل نيك انساني، او ثابت كرد‌‌: «نجيب بود‌‌ن و ماند‌‌ن محال نيست.»9 روحش شاد‌‌.

منابع و پي‌نوشت‌ها:

1. اسناد‌‌ي از مشاهير اد‌‌ب معاصر ايران، گرد‌‌آوري: علي ميرانصاري، ج 3، صص 221 ـ 250.

2. رجوع كنيد‌‌به : د‌‌انشنامه جهان اسلام، ج 5، مد‌‌خل پروين گناباد‌‌ي، تأليف: بهرام پروين؛ و نيز زند‌‌گي‌نامه خود‌‌ نوشت  پروين گناباد‌‌ي د‌‌ر راهنماي كتاب، سال 17، شماره 10ـ12، اسفند‌‌ 1353.

3. راهنماي كتاب، همانجا، ص 771.

4. رجوع كنيد‌‌ به: پروين گناباد‌‌ي، خاد‌‌م زبان فارسي د‌‌ر كتاب امروز، بهار و تابستان 1352، ص 14.

5 و 6 . اين بخش و چند‌‌ عبارت د‌‌يگر را از فرزند‌‌ ارشد‌‌ استاد‌‌، روانشاد‌‌ ايرج پروين گناباد‌‌ي شنيد‌‌م.

7. د‌‌انشنامه جهان اسلام، ج‌‌ 5، ص 592.

8. براي اطلاع از فهرست كامل آثار پروين بنگريد‌‌ به: د‌‌انشنامه جهان اسلام، همانجا؛ و اسناد‌‌ي از مشاهير اد‌‌ب معاصر، ج 3، صص 216ـ220.

9. مصراعي است از زند‌‌ه‌ياد‌‌ اخوان ثالث.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 23:11  توسط مدیر  | 

دانش آموزان ممتاز پیش دانشگاهی

اسامی دانش آموزان ممتاز پیش دانشگاهی

کلاس

رتبه اول

رتبه دوم

رتبه سوم

۴۰۱

نام

علیرضا معصومی

مجید پورزکی

حمیدرضا مفضلی

معدل

۱۷

۵۶/۱۶

۱۷/۱۶

 ۴۰۲

 

 

نام

مصطفی شادانی

مسعود بیات

علی رضازاده

معدل

۸۱/۱۷

۱۳/۱۷

۱۹/۱۶

 ۴۰۳

 

 

 

نام 

احمد برهانی 

محمد صادقیان 

محسن آبکشیان 

 معدل

۱۷/۱۷ 

۰۳/۱۶ 

 ۷۱/۱۵

 ۴۰۴

 

 

نام

امین فولادپور

مرتضی وکیل

غلامرضا یاری

معدل

۱۷/۱۷

۸۱/۱۴

۷۵/۱۴

۴۰۵

نام

سعید روحانی

امید هراتی

احسان خبازیان

معدل

۵۵/۱۸

۰۶/۱۷

۹۱/۱۶

 ۴۰۶

 

 

نام

باقر حق جو

هاشم شادپور

محمد ولی زاده

معدل

۰۱/۱۷

۷۰/۱۶

۴۸/۱۶

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 13:41  توسط مدیر  | 

زندگي نامه رضا رضاپور

      رضا رضاپور هنرمند تواناي مشهد نيز از دانش آموزان سابق دبيرستان بوده است. گفت و گو با ايشان را مطالعه فرماييد.

 

گفت و گو با رضا رضاپور


گفت و گویی که پیش روی شماست. حاصل گپ خودمانی با رضا رضاپور، هنرمند باسابقه ی مشهدی است که روز پنجشنبه 24 مرداد 1387 مهمان اهالی آگاه فیلم بود. و بعد به کارگاه بازیگری در میان هنرجویان دعوت شد که صحبت هایی شنیدنی و خواندنی مطرح شد:

جناب آقای رضاپور خوش‌آمدید. متشکرم که دعوت ما را  پذیرفتید. من‌هم از شما متشکرم که این فرصت را در اختیار من قرار دادید. من در خدمتم. معمولا افراد هنرمندی مثل شما خاطرات شیرین و آموزنده‌ای از  دوران گذشته دارند. اگر موافقید از دوران مدرسه شروع کنید. بله خواهش می‌کنم. محله‌ای که آن‌زمان ساکن بودیم محله‌ای بود که ترک‌ها ساکن  بودند. مدرسه‌ای هم که من از سوم ابتدایی رفتم، یک دبستان نمونه بود به نام دبستان  نمونه‌ی هروی که تحت نظارت امریکایی‌ها اداره می‌شد و بهترین و آزموده‌ترین  معلمان را ما در آن مدرسه داشتیم. مربی‌های مختلفی داشتیم از جمله مربی تئاتر که  الان هم فکر می‌کنم در قید حیات باشد. به‌نام آقای اعتمادی که خیلی هم  زود استعدادها را کشف کرد. سالنی بود که در آن نمایش اجرا می‌کردیم و آن‌جا بود که  ذوق من شکوفا شد، به‌خصوص که گاهی برای انبساط خاطر بچه‌ها، من ادای این امریکایی‌ها  که می‌آمدند و از کلاس‌ها بازدید می‌کردند را در می‌آوردم. شما دانش‌آموز کدام مدرسه‌ها بودید؟ یکی از مدرسه‌هایی که من رفته بودم چهارراه عشرت‌آباد، آن‌زمان به‌نام مدرسه‌ی موثق عاملی بود. بعد رفتم دبیرستان شاه‌رضای سابق و یا شریعتی به‌نام فیوضات اولین باری که رفتید رادیو چه‌طور اتفاق افتاد؟در قدیم که دانش‌آموز بودم در یکی از برنامه‌های فرهنگی شرکت کردم، متنی را  خواندم نمی‌دانستم که استاد فریدون صلاحی آن‌جاست. بعد از برنامه آمدند  سراغ من که چه صدای خوبی داری، می‌روی در رادیو کار کنی؟ آن‌جا یکی از  هم کلاسی‌های من هاشم الهی از نویسنده‌های خیلی خوب و از خانواده‌های  فرهنگی، مرا به استاد صلاحی معرفی کرد که رضاپور خودجوش  است و در مدرسه هم همین کارها را می‌کند.از کجا جدی‌تر تئاتر را شروع کردید؟در دبیرستان فیوضات نمایشی نوشتم به‌نام خانه‌ی سه صاحبهمحمد مطیع هم آن‌جا دانش‌آموز بود به سراغش رفتم و دیدم که فیزیک بدنی‌اش  مناسب کار ما هست. درخشش خوبی داشت و کلی پیشرفت کرد. رشته‌ی من رشته‌ی ریاضی بود.  منتها به جهت این‌که تنها دبیرستانی که در مشهد سالن نمایش داشت، دبیرستانی بود که  در نوغان و پایین‌تر از دریا‌دل بود، من رفتم آن‌جا. دبیرستانحاج‌تقی  آقابزرگ. به اتفاق محمد مطیع یک زوج هنری بودیم. او اسمش داش  اسمال بود و من هم مش رستم و هر جا که بازیگر و نمایش کم می‌آوردند  ما می‌رفتیم و فی‌البداهه اجرا می‌کردیم. هر دو هم آمادگی داشتیم. خاطرم هست که در  همین مسیر خیابان باغ ملی که پدر محمد مطیع آن‌جا آرایشگاهی داشت و  پاتوق‌مان بود، دائما می‌آمدیم و می‌رفتیم و ادای فیلم‌ها و دوبله‌ها را در می‌آوردیم  و عشق و علاقه به این کارها داشتیم. بعدها من رفتم سپاه دانش و مطیع ماندگار  شد و رفت توی گروه‌های تئاتر و با داریوش ارجمند و بقیه و بعد هم جذب  تهران شد.بعد از آن بود که به رادیو رفتید؟در سپاه دانش که معلم شدم، از محیط‌های فرهنگی کمی دور شدم  و ناچار بودم فقط تابستان‌ها فعالیت داشته باشم که بیشترش هم رادیو بود چون تئاتر  را تا می‌آمدیم تمرین کنیم باز می‌رفتم سر کلاس. رادیو فرصت خوبی بود که ما این  عشق و علاقه را  ادامه بدهیم. بعد از سپاه  دانش، در یکی از بخش‌های تربت حیدریه، به‌عنوان مسئول آمورش و پرورش استخدام شدم بعد  از تربت حیدریه با هزار و یک زحمت خودم را منتقل کردم به مشهد و در میدان شهدا  مدرسه‌ی عطار دبیر راهنمایی شدم و از آن‌جا هم که ما را خواستند به  مدرسه‌ی اسرار خیابان آبکوه، بعد چهار پنج سال آخر را اداره از من دعوت کرد که  بروم و آن‌جا کارهای هنری را به عهده بگیرم که من هم زیاد مایل نبودم اما رفتم و  کارهای مربوط به تئاتر را انجام می‌دادم و داور مسابقات بودم. و در همین مدت در  کنکور دانشسرای راهنمایی تحصیلی که برای اولین‌بار تاسیس شده بود  پذیرفته شدم. روزهایی که بیکار بودیم با دوستان می‌رفتیم تئاتر. من با  همه‌ی گروه‌ها کار می‌کردم. گاهی با استاد فریدون صلاحی و گاهی با داوود کیانیان و گاهی با مرحوم منصور همایونی و با داریوش ارجمند و ... با مرحوم منصور همایونی گروهی داشتیم  به‌نام گروه نیما که من معاون گروه بودم و رضا صابری هم  در گروه ما بود. همین‌طور ادامه داشت تا جایی‌که من دیگر خسته شدم و گفتم دیگر  تئاتر کار نمی‌کنم.گویا در نمایش‌نامه‌نویسی رادیویی هم شما دستی داشتید؟بله رادیو که رفتم نمایش‌نامه‌ای نوشتم، همکاران تعجب کردند که چه‌طور همه‌ی  استاندارهای نمایش‌نامه‌نویسی را رعایت کرده‌ام چون من حتی موسیقی و صدا و افکت‌های  مختلف را در نمایش‌نامه لحاظ کرده بودم. لازم به ذکر است که بگویم در دبیرستان، در  درس انشای سال آخر، در کشور اول شدم. یعنی زمینه‌ی قبلی داشتمتئاتر تدریس نمی‌کردید؟ چرا. در مرکز آموزش عالی، به دانشجویانی که در تابستان هنرهای نمایشی را دوره  می‌دیدند، هنرهای نمایشی و هنرهای آیینی را تدریس می‌کردم. در هنرستان سوره و  آموزشگاه‌های مختلف تدریس داشتم. خاطرم هست که در دانشکده‌ای قرار بود دانشجویان  یک کلاس باشند اما تمام دانشکده آن‌جا حضور داشتند و نشستند. که آن درس شامل نقاله‌خوانی  و شاهنامه‌خوانی و قطعات ضربی بود که همه را خودم انجام دادم. حتی یادم است در  جایی، برای تدریس، آقای دکتری را معرفی کردم که تحصیل‌کرده‌ی این رشته بود اما به  من زنگ زدند که ما خود شما را می‌خواهیم به خاطر این‌که شما همراه تئوری، عملی درس  می‌دهید. مثلا اگر میمیک چهره را توضیح می‌دهید، خودتان هم آن‌را اجرا می‌کنید ولی خودتان هیچ‌وقت آموزش ندیدید. در زمینه‌ی تئاتر نه. اما دو سال در اداره فرهنگ و ارشاد که آن‌زمان اداره فرهنگ  و هنر بود و دکتر "محمدعلی لطفی" و بقیه تدریس می‌کردند، دوره دیدم و  مدرک درجه‌ی ممتاز دارم که بالاترین درجه‌ی هنری است و در آموزش عالی معادل لیسانس  است.

     

همدوره‌ای‌هایتان را یادتان است؟

     

بله همه‌ی هنرمندانی که الان هستند، همه‌ی بچه‌های تئاتر بودند. "مهدی صباغی"، "رضا صابری"، "رضازاده"، "هنرور" و تمام کسانی که الان فعالیت دارند، بچه‌های آن دوره هستند.

     

شما ارتباط و همکاری با سینمای آزاد هم داشتید؟

     

نه زیاد.

     

مثل "صباغ‌زاده" و "تدین" و "داریوش ارجمند" که سینمای آزاد بودند. و حتی "قره‌چه‌ای" که با شما عکس هم دارد.

     

بله بودند. اما من زیاد ارتباط نداشتم. در فاصله‌ای که آن‌ها کار می‌کردند، من رفتم رادیو و در رادیو کارم تداوم داشت و وقفه‌ای در آن نبود که بتوانم از آن استفاده کنم. ولی دوست داشتم با آن‌ها کار کنم. "مهدی صباغی" و "هنرور" این فرصت را داشتند و این کار را انجام می‌دادند.

     

یکی از چیزهایی که در گذشته خیلی باب بوده و الان تقریبا منسوخ شده، نسل شما شاید بیشتر به یاد دارند و در صحبت‌هایتان هم اشاره کردید، نقاله‌خوانی و پرده‌خوانی است، مثلا من خودم وقتی بچه بودم پرده‌خوانی و شاهنامه‌خوانی "صادق علی‌شاه" را دیده بودم. اما حالا این‌ها منسوخ شده. تلویزیون و ماهواره و اینترنت و این چیزها دیگر مجالی برای آن‌ها باقی نگذاشته است. از صحنه‌هایی که خودتان به یاد دارید و تاثیر اجتماعی‌ای که آن کارها داشته است- که هیچ تناقضی هم با تئاتر مدرن ندارد- الان چه چیزهایی به یاد می‌آورید و خودتان چه کارهایی انجام داده‌اید.

     

من این‌ها را یادم است. چون محله‌ی ما محله‌ی نوغان و دریادل بود و بیشتر پرده‌خوانی‌ها و نمایش‌های تعزیه در کوچه‌ها برگزار می‌شد و مورد استقبال مردم هم قرار می‌گرفت. یکی از چهره‌هایی که معروف بود "عمو نوروز" یا همان "جیگی جیگی" بود. آن‌زمان دروازه‌ی نوغان به همان شکل قدیمی‌اش با برج‌های بلندش تا چهارراه عشرت‌آباد ادامه داشت. در همان منطقه که من خیلی خوب به خاطر دارم یک زورآزمایی‌هایی بود که زنجیر پاره می‌کردند و یا پرده‌هایی به دیوار نصب می‌کردند برای پرده‌خوانی. و چه‌قدر هم زیبا بود و با مردم ارتباط برقرار می‌کرد و جالب این است که تمام آن وجوه مشترک تئاتر مدرن در آن‌ها وجود داشت و این فاصله‌گذاری‌ها به زیبایی انجام می‌شد. به‌عنوان مثال کسی که نقش "شمر" را بازی می‌کرد بعد از آن رجز خوانی‌ها، کلاه‌خودش را برمی‌داشت- آن زمان من بچه بودم و نمی‌دانستم این یعنی چی و اسم علمی‌اش را نمی‌دانستم. که فاصله‌گذاری است - و می‌شد شخصیت واقعی خود آن بازیگر، که آدم معتقدی بود مثل بقیه و به یاد وقایع غمبار کربلا شروع  به گریه می‌کرد و مردم هم با این‌که او بازیگر نقش منفی بود با او هم صدا می‌شدند و گریه می‌کردند و همذات‌پنداری می‌کردند و باز همان کلاه را می‌گذاشت سرش و می‌شد "شمر". "برشت" خیلی به فاصله‌گذاری معتقد است و تئاتر مذهبی ایران را یکی از زنده‌ترین تئاترهای دنیا می‌داند. در یکی از جشنواره‌های تئاتر در خارج از کشور "سید هاشم طباطبایی" یکی از پرده‌خوان‌ها و تعزیه‌گردان‌های قدیمی در مصاحبه‌اش می‌گفت: "با این‌که ما فارسی زبان بودیم و برای تماشاگران بیگانه بود، اما آن‌قدر قوانین تئاتر در آن رعایت می‌شد که کاملا ارتباط برقرار می‌کردند و می‌فهمیدند". حرکت‌ها، حرکت‌هایی بود که در تمام تئاترهای مدرن به آن توجه دارند و رعایت می‌شود. فرض کنید دور زدن دور میدان به نشانه‌ی گذشت زمان و تغییر مکان که الان هم در تئاتر‌های امروزی‌مان از آن استفاده می‌کنیم. یا مثلا استفاده از نمادها، ریختن کاه به منزله‌ی تألم زیاد شخصیت. تمام این وجوه مشترک تئاتر در تئاترهای تعزیه‌ی ما بود و ما این‌را می‌دیدیم منتها آن زمان ما برای این ها اسمی نداشتیم. ولی حس می‌کردیم که این افسرده است که روی سرش کاه می‌ریزد و گریه می‌کردیم و یا حتی یک ظرف خیلی کوچک آب را نماد رودخانه‌ی فرات قرار می‌دادند که الان در تئاترهای مدرن استفاده می‌کنند. مثلا یک تابلوی ایستگاه می‌گذارند و همان می‌شود ایستگاه اتوبوس و یا یک نیمکت می‌گذارند و این می‌شود پارک شهر. و تمام این‌ها آن زمان رعایت می‌شده است. به همین لحاظ است که این تئاتر ماندگار است چون تمام آن وجوه مشترک را ما در آن می‌بینیم.

     

الان یک چیزی با عنوان تئاتر خیابانی راه افتاده است. و این تئاتر خیابانی به‌نوعی می‌خواهد همان پهلوان‌های نمایش‌های پهلوانی و پاره کردن زنجیر و بچه مرشد را بگوید و به هر حال این‌ها نمایش‌اند. حالا به معنای دراماتیک ممکن است که این‌ها درام نباشند، اما به هر حال نمایش است و جذاب است. اما بدون بخشنامه و خودجوشانه این اتفاق می‌افتد. امروز آمده‌اند و گفته‌اند که تئاتر خیابانی که خوب اشکالی هم ندارد. اما آیا این می‌تواند جایگزین آن نمایش‌های مردمی خودجوشی باشد که به‌عنوان پرده‌خوانی و به‌عنوان حتی مارگیری وجود داشت؟

     

من دیده‌ام و شاهد این تئاترهای خیابانی بوده‌ام. تابستان پارسال بود که ما در کوهسنگی از بچه‌های تئاتر خیابانی استفاده کردیم و خیلی خوب حس را به مردم منتقل می‌کردند و خود من هم خیلی لذت می‌بردم. به هر حال باید با زمانه جلو رفت و به‌نظر من اگر با محتوای خوبی تداوم پیدا کند می‌تواند جایگزین باشد. منتها آدم‌های مسن شاید این همذات‌پنداری را نداشته باشند و نتوانند بپذیرند. کما این‌که در نمایشی که در مورد "رستم" بود، می‌دیدم که افراد مسنی به‌عنوان تماشاگر می‌آمدند اما تاب نمی‌آوردند چون رستمی که آن‌ها با آن شکل و شمایل و هیبت که در ذهن‌شان بوده و در کتاب‌ها خوانده بودند، این‌جا نبود. این‌را یک آدم معمولی بازی می‌کرد، خوب این‌ها می‌خواستند ساختارشکنی کنند. به هر تقدیر باید جلو رفت و نباید درجا زد. به‌نظر من اگر محتوا و مضمون خوبی داشته باشد شاید قدیمی‌ها هم کم‌کم آشتی کنند. این تفاوت‌ها را آن‌ها نمی‌دانند و باید به این باور برسند که زمانه جلو می‌رود و باید یک تحول و ساختارشکنی در آن باشد. خوب درست است که قدیمی‌ها بهتر کار می‌کردند و یک عمر است که کار می‌کنند و شاید الان جدیدها نتوانند به  آن خوبی کار کنند. تعدادی از این هنرمندان داشتیم که از دنیا رفتند و جایگزین هم نشدند و این حیف است که این هنر از بین برود. این رسالت کسانی مثل شماست که دست‌اندرکار مسائل فرهنگی هستید، که این‌ها را به هر شکلی حفظ کنید که اگر نسلی هنوز هستند از آن‌ها پشتیبانی شود و از آن‌ها دعوت به کار شود و ارگان‌ها به آن‌ها برسند که این‌ها از بین نروند.

     

یکی از آدابی که در مجالس عروسی‌ بود این بود که یک گروه نمایشی در عروسی‌ها داشتیم و الان دیگر هیچ ردی از این‌ها نیست. نه این‌که آن آدم‌ها نیستند، بلکه آن فکر هم نیست. و به جای آن گروه ارکستر می‌آورند و موسیقی محلی هم حتی دیگر اجرا نمی‌کنند. در صورتی‌که یادم است در قدیم، وسط حیاط سن درست می‌کردند و دور آن می‌نشستند و نمایش اجرا می‌کردند که هم جنبه‌ی تربیتی و تعلیمی داشت و به تناسب آن شرایط، هم فضا را شاد می‌کرد. منظورم این است که نمایش در زندگی جاری بود و امروزه تبدیل به تلویزیون شده است. من خودم مخالف این نیستم که تلویزیون بد است و آن خوب است و من اهل این حس نوستالژیک و از این حرف‌ها نیستم اما می‌خواهم بگویم انگار ما خودمان حواسمان نبود که کلاه سرمان رفت. انگار این کلاه باید سرمان می‌رفت و آن‌قدر گیج بودیم که نفهمیدیم که این‌قدر ما هنر داشتیم و نمی‌دانستیم. "سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد آن چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد". یعنی این سبک تعزیه و نمایش ما باید برود آلمان و یک آقایی پیدا شود و بگوید به به چه خوب است. انگار ما خودمان علیل بودیم که یک نفر دیگر بیاید بگوید. حالا من بیشتر می‌خواهم به این نقطه نظر شما پی ببرم که این همه نمایش در سطح شهر بوده است، در محرم و در مراسم و عروسی‌ها و اعیاد حالا چه شده؟ مثلا عید که می‌شد، از 15 اسفند حاجی نوروز که خودش را سیاه می‌کرد - که خود این هم باز یک فلسفه‌ای است- یعنی آن روزها همش نمایش بود اما امروز ما هیچ‌کدام از این نمایش‌ها را نمی‌بینیم.

     

بله جای تاسف است. من عرض کردم همان دورانی که دبیرستان می‌رفتم در محله‌هامان نمایش اجرا می‌کردیم. یعنی یک مکانی را پرده می‌زدیم و مردم هم چه‌قدر استقبال می‌کردند. گروهی بود به نام گروه نقاشان، این‌ها خودشان کار مستقل داشتند. منتها چون سواد نداشتند، نه نمایشی می‌توانستند بنویسند و نه مأخذی داشتند. آمدند سراغ ما و ‌گفتند که ما چند دفعه در کوچه‌ها بودیم و شاهد کارهای تو بوده‌ایم و بیا سرپرست گروه نمایش ما باش. و من هم یک بچه‌ی دبیرستانی بودم و حتی برادرم دعوا کرد که نروی که این‌ها مردهای بزرگند و در قد و قواره‌ی تو نیستند. بعد گروه نقاشان آمدند اجازه‌ی من‌را گرفتند و برادرم دید که به من واقعا احتیاج دارند و برایشان نمایش می‌نوشتم و اجرا می‌کردیم و جایی‌که می‌رفتیم مثلا اگر عروسی بود نه پولی در کار بود و نه هیچ چیز دیگری. فقط برای این عشق بود که این هنر را عرضه کنیم و مردم هم دوست داشتند و تماشا می‌کردند و برای من هم سپند می‌آوردند و صلوات می‌فرستادند و من هم از همه قدم کوتاه‌تر بود و بچه بودم و سرپرست این‌ها هم بودم و نمایش را اول به طور تئوری اول برایشان می‌گفتم و آنالیز می‌کردم و بعد می‌آمدیم داخل صحنه.

     

بله ولی الان بچه‌ها که هم سن و سال آن موقع شما بودند اگر خیلی بچه‌های خوبی باشند، دنبال گیم و آتاری و این جور چیزها هستند و عیبی هم ندارد اما زیاد فعال نیستند و تحرک ندارند و قبلا به‌صورت چهره به چهره برخورد می‌کردیم و می‌توانستیم انتقال دهیم. یعنی شما لبخند تماشاچی را که می‌دیدی می‌رفتی جلو. اما امروز چه‌طور می‌شود این کارها را کرد. من می‌گویم اگر این هم باشد و آن هم باشد در کنار هم هیچ اشکالی پیش نمی‌آید. و حتی می‌توانند پشتیبان هم باشند. این‌که باید فرزند زمانه‌ی خودمان باشیم، بله هستیم. جنابعالی ممکن است تلویزیون هم دعوت بشوی و بروی اما در کنار آن باید ویژگی‌های صحنه را هم بشناسیم. من همیشه دلم برای این می‌سوزد که بچه‌ها فکر می‌کنند این شرایطی که هست، این‌ها یک دفعه اتفاق افتاده است. در صورتی‌که این‌ها یکدفعه نبوده است. این‌ها زحمت کشیده‌اند و بدون هیچ چشم‌داشتی و بدون هیچ پاداشی، اگر چه این‌ها پاداش خودشان را از همان لبخندها و گریه‌های تماشاچی گرفته‌اند، اما امروز به محض این‌که صحبت می‌شود می‌گویند چه‌قدر می‌دهی، چه‌قدر منفعت دارد. در صورتی‌که من فکر نمی‌کنم شما و هم نسلان‌تان چیزی به‌عنوان اعداد و ارقام داشتید. دادند دادند ندادند ندادند. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 6:27  توسط مدیر  | 

زندگي نامه دكتر غلامعباس توسلي

نام: غلامعباس

نام خانوادگی: توسلی

رتبه علمی: استاد پایه 29

گروه: جامعه‏شناسی

دانشکده: علوم اجتماعی دانشگاه تهران

 
تحصیلات

·       دیپلم دانشسرا دیپلم ادبی از دبیرستان شاهرضا مشهد، 1335، رتبه اول.

·       لیسانس دانشسرای عالی تهران رشته زبان فرانسه و علوم تربیتی، 1338، حائز رتبه اول، استخدام به عنوان مربی در دانشسرای عالی تهران

·       اعزام به فرانسه به دلیل شاگرد اولی 1339

·       لیسانس جامعه‏شناسی از دانشگاه سربن پاریس 1342

·       کارشناسی ارشد جامعه‏شناسی کار توسعه جامعه‏شناسی کار وابسته به دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه پاریس 1342

·       دکتری دولتی (دکترا دتا) در رشته جامعه‏شناسی 1345 چاپ رساله در پاریس 1966

 
اشتغال

·       استادیار دانشسرای عالی تهران (دانشگاه تربیت معلم) 1345ـ1350

·       انتقال به دانشکده ادبیات دانشگاه تهران 1350

·       ارتقا به مرتبه دانشیاری دانشگاه تهران 1351

·       انتخاب به مدیریت گروه جامعه‏شناسی 1352

·       ارتقا به مرتبه استادی دانشگاه تهران 1356

·       پژوهشگر و سرپرست تحقیق در موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی از 1345ـ1356 (سرپرست طرح‏های جامع اراک، همدان، شیراز و ...)

·       تدریس در سطح لیسانس، نظریه‏های جامعه‏شناسی، روان‏شناسی اجتماعی، جامعه‏شناسی و و کار و شغل، جامعه‏شناسی آموزش و پرورش.

·       تدریس در سطح کارشناسی ارشد، بینش‏های جامعه‏شناسی (1 و 2)، اندیشه متفکرین مسلمان (1 و 2)

·       تدریس در سطح دکترا: نقد نظریه‏های جامعه‏شناسی، جامعه‏شناسی دینی

 
امور اجرائی

·       سرپرست انتشارات دانشکده علوم اجتماعی 1352 سرپرست دوره شبانه 1352

·       مدیر گروه جامعه‏شناسی (1352ـ1356) و (1364ـ1372) و (1381) تاکنون

·       رئیس دانشکده علوم اجتماعی 1362ـ1359

·       رئیس دانشگاه اصفهان 1357ـ1359

 
عضویت‏ها

·       عضو هیئت مؤسس انجمن اسلامی معلمان انجمن ایران )1338)

·       بنیان‏گذار انجمن جامعه‏شناسی ایران ریاست انتخابی دو دوره و به مدت 7 سال (1371ـ1378)

·       عضو هیئت موسس و رئیس انجمن فرهنگی مطالعات بین‏المللی جوامع فارسی زبان (در حال حاضر)

·       عضو هیئت مؤسس و معاون انجمن آسیایی علوم اجتماعی (AASSREC)

·       عضو فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران

·       عضو انجمن بین‏المللی جامعه‏شناسی (ISA)

·       عضویت انجمن بین‏المللی جامعه‏شناسی دینی

·       عضو انجمن بین‏المللی جامعه‏شناسان فرانسوی زبان (ISFL)

·       عضو انجمن بین‏المللی آموزش پرورش تطبیقی

·       عضو هیئت موسس جامعه اسلامی دانشگاهیان ایران

·       عضو هیئت موسس و رئیس انجمن جامعه‏شناسی آموزش و پرورش ایران (در حال حاضر)

 
مدیر مسئول و سرپرست مجلات علمی:

مدیر مسئول نامه علوم اجتماعی و عضویت هیأت تحریریه

سردبیر مجله پژوهش در مسائل اجتماعی ایرانی

مدیر مسئول و سردبیر نامه انجمن جامعه‏شناسی ایران

عضو هیئت تحریریه مجله ”دانشنامه“
 
تقدیرنامه‏ها و جوایز

·       مدال فرهنگ به دلیل رتبه اول در دانشسرای عالی و اعزام به خارج

·       تقدیرنامه و جایزة به خاطر طرح برگزیده سال 73ـ72 (رابطه مشارکت اجتماعی و آسیب‏های اجتماعی)

·       لوح تقدیر وزیر فرهنگ و آموزش عالی به دلیل ارائه مقاله محققان ممتاز در سمینار توسعه و جامعه‏شناسی

·       لوح سپاس رئیس دانشگاه تهران به خاطر ارائه مقاله در پژوهش در سمینار

·       لوح سپاس انجمن فارغ‏التحصیلان علوم اجتماعی به خاطر خدماتی که به رشته جامعه‏شناسی کرده‏اند

·       لوح تقدیر و سپاس به خاطر طرح‏های تحقیقاتی در توسعه مطالعات تحقیقات اجتماعی دانگشاه تهران

·       دریافت جایزه و مدال درجه یک دانشگاه به عنوان پژوهشگر برجسته سال 81

·       دریافت لوح تقدیر انتشارات دانشگاه تهران به خاطر انتشار کتاب نظریه‏های جامعه‏شناسی 1371

·       دریافت لوح تقدیر و جایزه انتشارات دانشگاه تهران به دلیل انتشار کتاب جامعه‏شناسی دینی 1381

·       دریافت عنوان استاد برگزیده سال 1382

 
شرح حال به اختصار

دکتر غلامعباس توسلی در سال 1314 در قصبه رشتخوار از توابع تربیت حیدریه که امروز به شهرستان مستقلی تبدیل شده است زاده شد. پس از طی مراحل مقدماتی تحصیل در محل، دورة دبیرستان را در تربت حیدریه و مشهد گذراند و در سال 1336 با گذراندن کنکور ورودی وارد دانشسرای عالی تهران شد. او توانست مدرک لیسانس خود را با احراز رتبه اول در خرداد 1338 به دست آورد.

دکتر توسلی با استفاده از امتیاز شاگرد اولی دانشگاه‏ها در سال 1339 جهت ادامه تحصیل در دوره دکترا به فرانسه اعزام شد و مدت شش سال در فرانسه به ادامه تحصیلات خود در رشته جامعه‏شناسی پرداخت، پس از کسب لیسانس و فوق لیسانس جامعه‏شناسی موفق به گذراندن دکترای دولتی (اتا) جامعه‏شناسی در دانشگاه سربن پاریس شد. به این ترتیب از نخستین ایرانیانی بود که با ارائه دو رساله (که رساله اصلی آن با هزینه مرکز تحقیقات علمی (CNRS) فرانسه به چاپ رسید) موفق به دریافت دکترای دولتی از فرانسه شد. دکتر توسلی در سال 1345 به ایران بازگشت و با عنوان استادیار کار تدریس را در دانشسرای عالی تهران که تعهد خدمت داشت از سر گرفت. همزمان به دعوت مدیر موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی داشگاه تهران در آن موسه به کار تحقیق و پژوهش پرداخت و چندین طرح پژوهشی را سرپرستی کرد. و بالاخره برحسب خواست دانشگاه تهران از سال 1350 به طور تمام وقت به دانشگاه تهران منتقل شد و در سال 1351 به مرتبه دانشیاری ارتقا یافت. در پی بازنشسته شدن مرحوم دکتر غلامحسین صدیقی و تأسیس دانشکده علوم اجتماعی دکتر توسلی با رأی اساتید گروه جامعه‏شناسی به عنوان مدیر گروه انتخاب شد که با انتخاب مجدد تا سال 1356 در این سمت خدمت کرده در عین حال سرپرستی انتشارات دانشکده را نیز به عهده داشت.

دکتر توسلی در سال 1356 به مقام استادی دانشگاه ارتقا یافت و در سال 1357 با استفاده از فرصت مطالعاتی در دانشگاه کالیفرنیا (برکلی) به مطالعه و پژوهش پرداخت و چندین مقاله متشر کرد.

پس از پیروزی انقلاب دکتر توسلی به ریاست دانشگاه اصفهان برگزیده شد و حدود دو سال (تا سال 1359) در این سمت باقی ماند. از سال 1359 تا 1362 به دعوت ستاد انقلاب فرهنگی، سرپرستی گروهها برنامه‏ریزی علوم انسانی را بر عهده داشت که در این مدت 56 فقره برنامه درسی در سطوح کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکترا با همکاری اساتید رشته‏های مختلف تهیه و تنظیم و مدون شده و در بازگشایی دانشگاه مورد استفاده قرار گرفت. دکتر توسلی از سال 1363 مجدداً کار تدریس و تحقیق خود را در دانشکده علوم اجتماعی ادامه داد و از سال 1364 مدیریت گروه جامعه‏شناسی را به عهده گرفت و در سال 1365 به ریاست دانشکده علوم اجتماعی انتخاب شد. در این سمت دورة دکتری جامعه‏شناسی و نامه علوم اجتماعی را (پس از ده سال توقف) دایر کرد و مدیر مسئول آن شد.

دکتر توسلی در طی دوره‏های خدمت دانشگاهی خود بیش از 20 جلد کتاب درسی و کمک درسی نظری و کاربردی تألیف و ترجمه و منتشر کرده است که برخی از آنها چندین بار تجدید چاپ شده و بعضی از آنها مشمول تشویق و دریافت لوح سپاس شده است.

... گروه سنجی و پویایی گروهی (چاپ پنجم)، نظریه‏های جامعه‏شناسی (چاپ نهم) جامعه‏شناسی کار و شغل (چاپ ششم) بینش‏ها و گرایش‏های عمده در جامعه‏شناسی (چاپ دوم) جامعه‏شناسی شهری (چاپ ششم)، آینده بنیانگذاران جامعه‏شناسی (چاپ دوم)، مبانی جامعه‏شنسی (چاپ چهاردهم) فلسفه تاریخ از دیدگاه جامعه‏شناسی، روشنفکری و اندیشه دینی، جستارهائی در جامعه‏شناسی معاصر، پایان نظم و جامعه‏شناسی دینی و مشارکت و آسیب‏های از آن جمله‏اند دکتر توسلی بیش از 55 مقاله علمی ـ پژوهشی به زبان‏های فرانسه، انگلیسی و فارسی در مجلات معتبر داخلی و بین‏المللی منتشر کرده است و بینش از 60 سخنرانی در کنفرانس‏های بین‏المللی و داخلی ارائه داده است که اغلب آنها در مجموعه کنفرانس‏ها یا خلاصه مقالات به چاپ رسیده است سایر فعالیت‏ها دکتر توسلی: حدود 40 طرح تحقیقاتی را سرپرستی و مدیریت کرده که از آن جمله طرح رابطه مشارکت و آسیب‏های اجتماعی است که در سال 73ـ1372 طرح برگزیده و نمونه دانشگاه شناخته شده و جایزه دریافت کرده است دکتر توسلی بیش از 20 رساله دکترا و 50 رساله کارشناسی ارشد را راهنمایی کرده و از بنیانگذاران انجمن جامعه‏شناسی ایران است که 7 سال ریاست این انجمن را نیز به عهده داشته است. دکتر توسلی عضو انجمن بین‏المللی جامعه‏شناسی و انجمن بین‏المللی جامعه‏شناسی دینی و رئیس انجمن فرهنگی مطالعات بین‏المللی جوامع فارسی زبان است نامبرده بیش از 11 سال نماینده شورای پژوهشی و عضو هیئت ممیزه دانشگاه بوده و در سال 1382 برای سومین دوره به مدیریت گروه جامعه‏شناسی انتخاب شده است.

 

برخی مقالات و آثار ایشان که در سطح بین‏المللی و داخلی به چاپ رسیده عبارتند از:

1- "Growth and significance of social scientes in Iran" in International Revew of Modern cosiloge, 1974.

2- "Impact of Educational Television in the Rural Areas" in International Review of Modern Sociology, 1976.

3- "Historical Evolution of shiism and its recent trends, in "Religions sans Fronlieres", Ronna, 1993.

4- "La Revalorisation des My thes et Valeurs dans lefprocessus des Changemicnts Culturels de fa Revolution d, 1979" in A.S.L.F, universite de Geneve, 1989.

 

·       مقالات دیگری در هند، ژاپن، ایتالیا، فرانسه، آمریکا و در مجله یونسکو به چاپ رسیده است.

·    مقالات فارسی ایشان تاکنون حدود 52 مقاله در مجلات: نامه علوم اجتماعی، نشریه علوم تربیتی، پژوهش محیط زیست، مجله محیط انسانی، مجله پژوهش در مسائل روانی ـ اجتماعی، مجله دانشکده ادبیات دانشگاه مشهد، دانشنامه، مجله رشد علوم اجتماعی، مجله رهیافت (وزارت علوم)، مجله نقد و نظر، ره آورد، جهان کتاب، نامه فرهنگ، فصلنامه تعلیم، تربیت فرهنگ و مطالعات زنان، مجله جامعه‏شناسی ایران به چاپ رسیده است.

عنوان برخی از این مقالات به قرار زیر است:

·       زمینه تحقیقات تازه در عرصه شهری (مجله محیط زیست)

·       جامعهه‏شناسی زندگی روزمره و معرفت عامیانه (نامه علوم اجتماعی)

·       کاربرد نظریه‏های جامعه‏شناسی در حل مسائل اجتماعی (مجله پژوهش در مسائل روانی اجتماعی)

·       جامعه به مثابه کنش متقابل نمادی (مجله دانشنامه)

·       نقد تحقیقات شرق‏شناسی در مورد اسلام و سرمایه‏داری (نامه علوم اجتماعی)

·       بررسی وضعیت زندانیان و مسئله مشارکت (نامه علوم اجتماعی)

·       بررسی مقایسه‏ای رویکرد مصرف انرژی در ایران و چند کشور دیگر (دانشنامه)

 
کتب تألیف و ترجمه

نظریه‏های جامعه‏شناسی (1)، (انتشارات پیام نور) چاپ هشتم 1380

نظریه‏های جامعه‏شناسی (2) (انتشارات سمت) چاپ نهم 1382

جامعه‏شناسی کار و شغل، انتشارات سمت، چاپ پنجم 1381

جامعه‏شناسی شهری، انتشارات پیام نور، چاپ هشتم 1380

گروه سنجی و پویایی گروهی (انتشارات دانشگاه تهران)، چاپ پنجم 1371

روشنفکری و اندیشه دینی، انتشارات قلم، تهران. 1379

آینده بنیانگذاران جامعه‏شناسی (انتشارات قدس) چاپ دوم 1381

مبانی جامعه‏شناسی (انتشارات سمت) چاپ چهاردهم 1381

گرایش‏ها و بینش‏های عمده در جامعه‏شناسی معاصر (انتشارات سمت) چاپ دوم 1379

جامعه‏شناسی دینی (انتشارات سخن) 1380

نظریه‏های جامعه‏شناسی محض و کاربردی (انتشارات سمت) 1371

پایان نظم سرمایه اجتماعی و حفظ آن، انتشارات جامعه ایرانیان، تهران. 1379

اسلام دیروز و امروز (محمد در غرب)، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1369

جامعه ایران در دنیای شرق از نظر نویسندگان فرانسوی و انگلیسی، (به زبان فرانسه) چاپ پاریس، 1966

مشارکت اجتماعی در شرایط جامعه آنومیک، انتشارات دانشگاه تهران، 1382

 
برخی طرح‏های پژوهشی

مطالعات اقتصادی و اجتماعی طرح جامع اراک، موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی 1346 (سرپرست)

مطالعات تاریخی طرح جامع شهر تهران، موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی، 1345 (همکاری)

سرپرستی طرح جامع همدان، مطالعات اقتصادی اجتماعی، موسسه طرح تحقیق، 1347 (سرپرست)

مسئول بررسی‏های اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی طرح‏های جامع سلماس، قروه و میروان، همکاری شورای عالی شهرسازی (سال‏های 1349ـ1355)

سرپرست تحقیقات منطقه‏ای (اقتصادی، اجتماعی و پیش‏بینی جمعیت) طرح‏های جامع نجف آباد و همایون شهر (خمینی شهر)، شهرضا (قمشه) 1354ـ1355

ارزشیابی طرح آموزش فونکسیونل در اصفهان دزفول، موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی، با همکاری سازمان برنامه و موسسه یونسکو 1350ـ1351

اثرات اجتماعی صنعت در منطقه اراک، شورای پژوهشهای علمی کشور 1353

اثرات اجتماعی صنعت در منطقه تبریز، شورای پژوهش‏های علمی کشور 1356

گردآوری منابع و مأخذ کار و صنعت، جلد اول، 1351، دانشکده علوم اجتماعی

گردآوری منابع و مأخذ کار و صنعت، جلد دوم، 1368، دانشکده علوم اجتماعی

منابع و مأخذ تشریحی کار و صنعت در ایران 1375ـ1378 معاونت پژوهشی دانشگاه تهران

بررسی موانع رشد شوراهای اسلامی روستاها، با همکاری جهاد سازندگی، 1366ـ1367 (منطقه خراسان)

بررسی وضعیت موجود و شرایط رشد علوم اجتماعی در ایران: طرح یونسکو در آسیا، 1973ـ1974

بررسی حرفه پزشکی و پزشک در ایران، طرح بین‏المللی یونسکو 1975ـ1976

تحقیق در مسائل فرهنگی و رفاهی کارگران صنعتی اراک، طرح وزارت صنایع سنگین، 1369ـ1371

تحقیق در مسائل فرهنگی و رفاهی کارگران صنعتی تبریز، طرح وزارت صنایع سنگین1370ـ1371

تحقیق در مسائل فرهنگی و رفاهی کارگران صنعتی تهران، طرح وزارت صنایع سنگین، 1372ـ1379

رابطه مشارکت اجتماعی و آسیب‏های اجتماعی در ایران، 1373ـ1372، معاونت پژوهشی (طرح نمونه سال 72) برنده جامعه‏شناسی

جامعه‏شناسی مطبوعات طرح وزارت ارشاد 1375

ارزیابی از وضعیت علوم اجتماعی در ایران، فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران، 1380

 
شرکت در کنفرانس‏های بین‏المللی

·       دکتر توسلی در حدود 40 کنفرانس بین‏المللی با ارائه مقاله و در 40 کنفرانس داخلی شرکت داشته است.

·       بیش از صد مقاله و مصاحبه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی با جرائد و مجلات داشته است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 0:2  توسط مدیر  | 

زندگي نامه محمدمهدي خديوي زند

خلاصه : دکتر محمد مهدي خديوي زند در سال 1314 در شهر مقدس مشهد بدنيا امد.ايشان مدرك دكتري رشته روانشناسي تربيتي را از دانشگاه فرانسه در سال 1350 اخذ کرد .وي پس از اخذ دكتري رشته مذکور به عنوان استاديار در دانشگاه فردوسي مشهد استخدام شد و تا سطح استادي در اين دانشگاه ارتقاء يافت .او در سال 1371 به عضويت فرهنگستان علوم پذيرفته شد پس از مدتي در دانشگاه آزاد اسلامي و همچنين در دانشگاه شاهد به تدريس مشغول است.
گروه : علوم انسانی
رشته : روان شناسي
گرايش : رواندرماني ،روانكاري ،ازادي درماني
والدين و انساب : پدر محمد مهدي خديوي زند كشاورز زاده اي يزدي بود كه از ده كوچكي در حومه يزد بهمراه خانواده اش به مشهد مهاجرت كرد.پدر دكتر خديوي زند در سن 49 سالگي بر اثر عارضه سكته فوت کردند و مادرش سرپرستي هفت فرزند خود را بر عهده گرفت و همه انها را به سرو سامان رسانيد.
خاطرات کودکي : محمد مهدي خديوي زند از دوران كودكي خود چنين مي گويد:" من به فرزندانم مي گويم گرانبها ترين ارثي كه پدرم برايم به ارث گذاشت سحرخيزي بود كه امروز مي توانم آن را به شما بسپارم. پدرم به خاطر كاري كه داشت ،رسيدگي به كارگران حفر قنات ساعت سه از خواب برميخواست دوران جنگ جهاني دوم من هشت ساله بودم مي گفت سفره جايي قبل از افتاب جمع شود. بايد برمي خواستيم و از جوي آبي كه در فاصله يك كيلومتري خانه ما بود آب مي آورديم. در زمستان سرد گاهي مجبور مي شديم يخ آب را بشكنيم با كوزه يا سطل آب بياوريم و ...سحر خيزي و سخت كوشي ارث پدري است كه تا به امروز از آن پاسداري كرده ام."
اوضاع اجتماعي و شرايط زندگي : محمد مهدي خديوي زند در خانواده اي كشاورز بدنيا آمد و پدر خود را در سنين كودكي از دست داد و مادرش سرپرستي همه كودكان(5 پسر و 2 دختر ) را برعهده گرفت . مادرش با انكه در موقع فوت پدر 39 سال داشت ولي مجدد ازدواج نكرد و با حقوق كمي كه از آستان قدس مي گرفت و از كاركرد مستقل ديگر حاصل مي شد آنها را بزرگ كرد تا اينكه در سن 70سالگي به آلزايمر مبتلا شد و از دنيا رفت.
تحصيلات رسمي و حرفه اي : محمد مهدي خديوي زند از شش سالگي به مكتب مي رفت و در سن 8 سالگي به كمك پدرش به دبستان فرهنگ از بهترين مدرسه هاي مشهد منتقل شد و پس از اتمام مقطع ابتدايي با رتبه اول به دبيرستان شاهرضا وارد شد و در سال 1336 در امتحانات ورودي دانشسرا عال تهران در رشته فلسفه ،علوم تربيتي و روانشناسي (آن زمان با هم بودند) پذيرفته شد.او پس از قبولي (درسال 1346)در آزمون ورودي كارشناسي ارشد روانشناسي و كارشناسي ارشد فلسفه اسلامي (معقول) دردانشگاه تهران، به تهران عزيمت کرد .دکتر خديوي زند در سال 1347 در بورسيه دانشگاه فرانسه شركت كرد و در سال 1350 با اخذ مدرك دكتري رشته روانشناسي تربيتي از فرانسه به ايران بازگشت.
خاطرات و وقايع تحصيل : محمد مهدي خديوي زند از دريافت جوايز خود يكي در سال ششم ابتدايي در درس رياضي برگزيده شد و يك جعبه مداد رنگي (بنا به گفته خودشان هنوز اين جعبه مداد رنگي را دارند) و ديگري دريافت لوح تقدير در كلاس چهارم بود خاطرات به ياد ماندني دارد. ايشان از دريافت لوح تقدير چنين مي گويد:" زنگ تفريح اول بداخلاقهاي مدرسه را مي خواندند و فلك مي كردند و من را هم با اسم تارزان بازي خواندند و فلك كردند و در زنگ تفريح دوم همان روز اسم مرا به عنوان شاگرد اول خواندن و لوح تقديري دادند و من هم با پاي لنگان جايزه را گرفتم و وقتي كه اسم مرا دا زدند تمام مدرسه سوت زدند و هورا كشيدند."
فعاليتهاي ضمن تحصيل : محمد مهدي خديوي زند در كنار تحصيل در مقاطع مختلف به فعاليتهايي همچون شركت در انجمن هاي پيروان قرآن مرحوم حاجي عابد و غيره مي پرداخت.ايشان در حسن تحصيل كارشناسي ارشد روانشناسي دردانشكده علوم انساني به تحصيل كارشناسي ارشد در رشته فلسفه دانشكده الهيات مي پرداختند در ان زمان تحصيل در دو رشته ممنوع بود ولي او تنوانست بدون هيچ مشكلي آن را به آخر برساند.
استادان و مربيان : مرحوم ميلانيان(رياضي) ،مرحوم محجوبي (ديكته و فارسي) ،مرحوم حريمي (مدير مدرسه) در دبستان و آقايان صديقيان و هندي نژاد (رياضي)،مرحوم افجه اي (ادبيات) در دبيرستان و مرحوم دكتر محمود هومن (تاريخ فلسفه) در دانشسراي عالي و پروفسور ويدور در دانشگاه بردو فرانسه و پروفسور پرو ،لاپلانش ،لوبوويسي و آزورياگرا از دانشگاه پاريس از اساتيد و مربيان محمد مهدي خديوي زند بودند.
هم دوره اي ها و همکاران : محمد مهدي خديوي زند با دكتر غلامعباس توسلي از دبيرستان و دانشسراي عالي تا به امروز در فرهنگستان علوم با هم هستند
همسر و فرزندان : محمد مهدي خديوي زند متاهل و داراي چهار فرزند دختر به ترتيب اولي داراي مدرك كارشناسي ارشد ، كارشناسي ارشد معماري ، كارشناسي و آخرين فرزند دخترش دانشجوي هنر در دانشگاه تهران است. او همچنين دو فرزند پسر كه اولي داراي بورد تخصصي اطفال و آخرين فرزند پسر دانشجوي رشته معماري است.
وقايع ميانسالي : محمد مهدي خديوي زند در ميانسالي خود چندين خاطره اي را به ياد دارد كه به چند مورد از آنها اشاره مي كنيم:" - در مرتبه اول در حين تحصيل و گذراندن آخرين سال و نوشتن رساله دكتري بودم كه حقوقم را قطع كردند و به ناچار آنچه در ايران داشتم فروختم و تحصيل را به اتمام رساندم - مرتبه دوم كه براي دكتري روانشناسي باليني رفته بودم پس از يك سال و نيم حقوقم را قطع كردند و اين بار همسر و سه فرزندم در پاريس با من بودند. بار ديگر با فروختن آنچه در ايران داشتم توانستم كار تحصيلم را باتمام برسانم. - با آمدن امام ،در پاريس همسايه شديم و توفيق يافتم در خيمه نفلوشاتو چند بار نماز جماعت بخوانم و خاطرات بسياري از آن روزها به ياد دارم - دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي مشهد كه نا تمام بود راه اندازي كردم."
مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : - مدير گروه در دانشسراي عالي پيش از انقلاب اسلامي بمدت 4 سال - مدير گروه روانشناسي دانشگاه تربيت مدرس تهران بمدن 4 سال - عضو موسس كميته مشاور تربيت معلم استان مركزي تهران پيش از انقلاب اسلامي بمدت سه سال - عضو كميته برنامه ريزي روانشناسي شوراي عالي انقلاب فرهنگي تهران بمدت 11 سال - مدير مسئول مجله علوم تربيتي در دانشسراي عالي پيش از انقلاب بمدت 4 سال - مدير مسئول و صاحب امتياز فصلنامه تازه هاي روان درماني از سال 1373 تا كنون - عضو شوراي منطقه اي نظام روانشناسي و مشاوره (هم اكنون ادامه دارد) - عضو وابسته فرهنگستان علوم ايران از سال 1371 تا كنون ادامه دارد.
فعاليتهاي آموزشي : فعاليتهاي آموزشي محمد مهدي خديوي زند به شرح زير است: - از سال 1338-1346 دبير دانشسراهاي مقدماتي ،مراكز تربيت معلم ، تدريس روانشناسي كودك و هدايت كارآموزي دبيري - دبير دانشسراي عالي از سال 1346-1350 ، تدريس روانشناسي تربيتي و كارآموزي دبيري - استاديار دانشسراي عالي سپاه دانش از سال 1350-1358 - استاديار، تدريس روانشناسي در مدرسه عالي دختران تهران (دانشگاه الزهرا فعلي) ،تدريس روانشناسي و همكاري با مرحوم دكتر علي اكبر سياسي - استاد و مدير گروه در دانشگاه تربيت مدرس، تدريس رواندرماني ،روانشناسي باليني - دانشيار ،تدريس روانشناسي باليني و رواندرماني در دانشكده روانشناسي علوم تربيتي فردوسي - استاد ،تدريس روان درماني در دانشگاه شاهد از سال 1380 تا كنون
مراکزي که فرد از بانيان آن به شمار مي آيد : مراكزي كه محمد مهدي خديوي زندي يکي از بانيان آن بشمار مي رود مي توان به مراكز مشاوره و روانشناسي شاهد و جانبازان از سالهاي اول انقلاب، سازمان نظام روانشناسي و مشاوره ، دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه فردوسي مشهد، ايجاد دوره كارشناسي ارشد روانشناسي كوركان استثنايي در دانشگاه ازاد اسلامي و ايجاد دوره كارشناسي ارشد روانشناسي باليني در دانشگاه شاهد و غيره اشاره كرد.
ساير فعاليتها و برنامه هاي روزمره : محمد مهدي خديوي زند در كنار تدريس به فعاليتهاي تحقيقاتي و پژوهشي در زمينه رشته تخصصي خود مي پردازد او همچنين به ارائه خدمات رواندرماني در كلينيك شخصي خود نيز به فعاليت مشغول است.
آرا و گرايشهاي خاص : محمد مهدي خديوي زند براي دانشجويان خود چنين مي گويد : - ديده گاههاي مرا يكبار بخوانيد ،ده بار انديشه كنيد و صدبار عمل كنيد. سرانجام شما به هم انديشي تازه اي مي رسيد. - نوشته هاي مرا پنج بار بخوانيد و هربار يك چيزي درمي يابيد. دفعه پنجم در مي يابيد كه هنوز خيلي چيزهاست كه درنيافته ايد.
جوائز و نشانها : محمد مهدي خديوي زند در بيشتر سمينارها ،كنگره ها و نهادهاي به ايراد سخنراني و ارائه مقاله مي پردازد که در اکثر اين همايشها و سخنراني هاي از ايشان تقدير و قدرداني بعمل مي آيد . او در سال 1361 جايزه پژوهش رياست جمهوري را از آن خود كرد.



آثار :
    1  آزادي و نظريه هاي يادگيري
      ويژگي اثر : رساله دكتري روانشناسي تربيتي در دانشگاه بردو فرانسه دفاع شده است-1349
2  اصول و مباني آموزش و پرورش
      ويژگي اثر : با تكيه بر ديدگاه پياژه ،جان دوئي در قرن بيستم در جستجوي اصول و مباني كار و هنر معلمي بوده است-1342
3  خويشتن پنداري و عكس العمل در برابر ناكامي
      ويژگي اثر : رساله دكتري دتا در روانشناسي باليني است و در دانشگاه پاريس دفاع شده است-1357
4  دانش و هنر روانشناسي باليني
      ويژگي اثر : در دو جلد تنظيم شده است ك جلد نخست مباني روانشناسي باليني و جلد دوم همزماني و همساني اصول و كاربرد آنها در پژوهشها ،تشخيص ها و رواندرمانيها - 1365
5  كار و هنر معلم
      ويژگي اثر : با كتيه بر ديدگاه كنش گرايان ،رفتار گرايان مفهومي از كار و هنر را در تلاش هاي آموزشي به پرسش گذاشته است- 1341

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 23:59  توسط مدیر  | 

زندگی نامه برادران "خیامی"

احمد و محمود خيامي ( بنيانگذاران كارخانه ايران ناسيونال ) كه اولين خودروي ايراني به نام پيكان را توليد كردند. نيز دانش آموز دبيرستان شاهرضا بودند. زندگي اين دو برادر را مطالعه فرماييد.

زندگی نامه ی برادران "خیامی"

 در سال 1303 خورشيدي در خانواده سيد علی اکبر خيامي، مرد روحاني مشهدي، که هميشه شال سبزي به سر مي بست پسري به دنيا آمد که نامش را احمد گذاشتند. سيد علی اکبر از هفت سالگي احمد را به مدرسه فرستاد به اين اميد که درس بخواند و طبق سنت آن روزگار، کارمند دولت و حقوق بگير شود امّا احمد عاشق کارهاي صنعتي به خصوص سر و کلّه زدن با اتومبيل بود. همين که از مدرسه بيرون مي آمد يک لُنگ مي گرفت و به شست و شوي اتومبيل هاي کوچه خيابانها مي پرداخت و با به دست آوردن پول از اين راه به بودجة خانواده کمک مي کرد. کمي که بزرگتر شد چند آچار و پيچ و مهره و گاز انبر خريد و در کوچه، خيابانها تعميرهاي سادة اتومبيل را هم انجام مي داد. بعضي ها ادعا مي کردند لنگي را که احمد خيامي در نوجواني با آن به شستشوي اتومبيل مي پرداخت در خانة مجلل سة و هفت هزار متري اش واقع در انتهاي زعفرانيه به چشم ديده اند که در اتاقش آويزان کرده و به آن افتخار مي کرد. امّا ديگران ادعا مي کنند چنين لنگي وجود نداشته است. امّا خاطرة اتومبيل شويي هاي نوجواني هميشه در ذهن خيامي زنده بود و او همواره با افتخار مي گفت که در سرماي زمستان مشهد گاه آن قدر روي اتومبيل ها کار مي کرد که دستهايش ترک مي خورد و او ناچار مي شد پيه داغ کرده روي آن بريزد تا زخم آن التيام پيدا کند. مردان خود ساخته از اين خاطره ها زياد دارند و احمد خيامي مردي خود ساخته و خاکي بود.

زندگينامه محمود خيامي از  زبان خودش:

من فرزند حاج سید علی اکبر خيامی و در دی ماه 1308به دنیا آمدام. مرا محمود نام نهادند. از دوران کودکی خاطره ای ندارم در سال 1314 شوروی ، امریکا ، انگلستان بدون مجوز قانونی ایران را اشغال کرده اند   و سربازان  روسی کنترل شهر مشهد را به دست داشتند. پدرم تجارت حمل و نقل داشت و شوروی ها کلیه کامیونها پدرم را برای محصولات خود از دستش خارج و محل کامیونها را مصادره کردند. ایام به سختی می گذشت با اتمام جنگ پس از مدتی روسها مشهد را ترک و از کامیونهای پدرم خبری نبود لیک محل کامیونهارا آزاد گذاشتند و محل مذکور را پدرم تبدیل به تعمیرگاه  نمود و من که در دبیرستان شاهرضا مشهد درس می خواندم  محمود خيامي برای راه اندازی تعمیر گاه مشغول کار شدم و شبها برای ادامه تحصیل در مدرسه رازی تحصیل می کردم. در سال 1328 عازم تهران شدم و به اتفاق برادرم ایران ناسیونال را تاسیس و اجازه ساخت اتوبوس و بعداً اجازه ساخت اتومبیل سواری را از دولت دریافت کردیم. در سال 1979 عازم اروپا و مجدداً مشغول فعالیت تجاری و افتتاحح نمایندگی مرسدس بنز در لندن شدم که امروز تعداد نمایندگی ها در انگلستان و امریکا به هفت دستگاه رسیده است. با خدای محمّد عهد کردم که درآمد این دستگاهها را برای فرهنگ وطنم صرف نمایم. من افتخار خادمی علی بن موسی الرضا را دارم  و اوست که همیشه پشتیبان من در سخترین شرایط می باشد.

احمد كارش را در رشتة اتومبيل با عشق و پشتکار شروع کرد. روزي که در خردسالي نخستين دوچرخه اش را تهيه کرد همة عشق و علاقه اش آن بود که يک موتور سيکلت را جانشين آن کند. وقتي توانست يک موتور سيکلت کهنه را به صورت نقد و اقساط خريداري کند چشمش به اتومبيل هاي معدودي بود که در آن سالهاي بعد از شهريور 1320 و اشغال کشور به وسيلة منافقين از خيابانهاي مشهد عبور مي کردند. در آن زمان اتومبيل يک وسيلة اشرافي محسوب مي شد و قيمت آن بسيار گران بود. احمد نمي توانست با پولي که از حمل مسافر با موتور سيکلت يا کرايه دادن آن به نوجوانان به دست مي آورد اتومبيلي خريداري کند. امّا به زودي توانست با شستشوي اتومبيل در خيابان هاي مشهد و تعمير اتومبيل هايي که در کنار خيابان ها از حرکت باز مي ماندند با موتور اتومبيل آشنا شود و بعد ها تا روزي که توانست نخستين اتومبيل عمرش را تهيه کند در گاراژهاي مشهد به کار تعمير اتومبيل بپردازد. عشق احمد خيامي به اتومبيل آنقدر زياد بود که سالهاي بعد که در کارخانه اش پانزده هزار کارگر و کارمند کار مي کردند و توليد سالانه پيکان به يکصد و پنجاه هزار رسيد هر وقت اتومبيل خودش يا نزديکانش عيب و ايراد پيدا مي کرد در مقابل چشم کارگران و راننده ها کتش را ميکند، آستين هايش را بالا مي زد و مشغول تعمير اتومبيل مي شد و الحق اين کارفرماي بزرگ صنايع اتومبيل سازي کشور از هر مکانيسين متخصصي بهتر از عهدة کار بر مي آمد. او عاشق اين ماشين چهار چرخ موسوم به اتومبيل بود و برايش هيچ لذّتي بالاتر از زماني نبود که با پيچ و مهره هاي آن کار مي کرد. در گفتگويي که جندي قبل با يک مهندس ساختمان که دوست و همشهري و خويشاوند احمد خيامي بود در بارة پشتکار او داشتم. مي گفت : " گاهي که در زمستان قرار مي گذاشتيم ساعت شش يا هفت صبح سر ساختمان هاي نيمه تمام کارخانه ايران ناسيونال در جادّة کرج برويم، او ساعت چهار يا پنج صبح به در خانة من مي آمد. وقتي مي گفتم در اين ساعت روز هوا تاريک است و نمي شود کاري انجام داد، باز روزهاي بعد در همين ساعت مي آمد و در سرماي سرد زمستان يکي، دو ساعت در داخل اتومبيل منتظر مي ماند تا وقت حرکت فرا رسد. " او در تابستان نوعي ديگر عمل مي کرد. در گرماي سوزان تير و مرداد همين که مي ديد کارگر هاي ساختماني دچار عطش هستند سوار اتومبيل مي شد به سرعت به کرج مي رفت و قالب هاي يخ و نوشابه مي خريد. البته اين مربوط به اوايل کارش بود که هنوز کارخانه وسايل و امکانات زياد نداشت اين ها نمونه هايي از عشق و پشتکار احمد خيامي بود. امّا آيا براي موفقيت همين دو عامل کافي است؟ بسياري هستند کساني که عشق و علاقه را با پشتکار به حدّ کمال دارند امّا موفق نمي شوند. پس عوامل ديگري هم لازم است که از جمله آن ها بايد از شانس و ارتباطات ياد کرد. يکي از شانسهاي زندگي احمد خيامي آن بود که در حين کارش به عنوان راننده و تعمير کار با فريدون سودآور نماينده فروش اتومبيل ها و اتوبوس هاي مرسدس بنز و همچنين سازندة کاميون هاي خاور آشنا شد. عشق و علاقه و پشتکار و ابتکار احمد خيامي سبب شد که سودآور که مردي موفق و ثروتمند و مشهور بود و به عنوان داماد حاج حسين آقا ملک با مقامات بالا ارتباط داشت، احمد خيامي کارگر را به عنوان يک دوست و همکار پذيرفت و تا زماني که خود احمد خيامي به صورت يک کارفرماي موفق در آمد از او حمايت و به افرادي چون اردشير زاهدي معرفي کرد. مردان خود ساخته در طول عمر خود دست به کارهاي متعدد مي زنند و نا کام مي مانند اما ناگهان در ميان آن همه کار يکي با موفقيت همراه مي شود و با آن به هدف مي رسند. احمد بعد از مدّت ها ماشين شويي، کرايه دادن دوچرخه و موتورسيکلت، آوردن اتومبيل از تهران به مشهد و کار در تعمير گاه خيام  مشهد به اين نتيجه رسيد که در زادگاهش بيش از اين امکان ترقي برايش وجود ندارد. گاراژ و تعمير گاهش را به برادر کوچک ترش محمود سپرد و در آستانة سي سالگي عازم تهران شد. در آن زمان در تهران کساني بودند که اتاق اتوبوس مي ساختند. مانند: اتوبوس شمس العماره، اتوبوس  ايران پيما. اينها شاسي اتوبوس را از خارج وارد مي کردند و با چوب و آهن و ارّه و چکش براي آن اتاق مي ساختند و از قضا خوب هم مي ساختند. نام بعضي از اين اتوبوس ها کاديلاکي بود. به سبب آن که قسمت عقب اتوبوس را به شکل عقب اتومبيل کاديلاک که در آن زمان خيلي معروف بود در مي آوردند و همچنين اتوبوس هايي بودند که به بادماغ و بي دماغ معروف بودند. احمد شيفتة کار اين صنعتگران با ذوق شده بود، کساني که صنايع دستي را جايگزين يک کار کاملاً صنعتي کرده بودند. آرزو داشت خودش هم دست به چنين کاري بزند امّا اين کار پول لازم داشت و احمد پول نداشت. پس تصميم گرفت کاري بکند که احتياج به سرماية بسيار زياد نداشته باشد.  احمد خيامي طي مدّتي که براي رساندن اتومبيل هاي مارک هاي مختلف از تهران به مشهد و همچنين زماني که در تعميرگاهش در مشهد روي اتومبيل هاي مختلف کار کرده بود متوجه شد که وقتي موتور اتومبيلي خراب مي شود اولين کار يک تعميرکار آن است که قطعة معيوب را با يک قطعة سالم عوض کند. فروشندگان قطعات يدکي که از آن موضوع اطّلاع دارند آن قطعات را چند برابر ارزش واقعي مي فروشند، صاحبان اتومبيل ها و تعمير کاران هم که مي دانند که تا وقتي آن قطعه عوض نشود اتومبيل به صورت يک دستگاه بي مصرف در  مي آيد آن قطعه را به هر قيمت که عرضه کنند، مي خرند. احمد که سرمايه اندکش اجازه نمي داد اتاق اتوبوس بسازد و يا يک تعميرگاه مجهّز در تهران تأسيس کند، تصميم گرفت، يک مغازه کوچک فروش قطعات و لوازم يدکي اتومبيل افتتاح کند. از يکي از آشنايان به نام آقاي نيکبخت يک مغازه کوچک در خيابان اکباتان اجاره کرد يک تابلو بزرگ با عنوان فروشگاه تضامني برادران خيامي بالاي آن زد و به فروش قطعات يدکي اتومبيل پرداخت.  احمد خيامي بعدها دربارة آن تابلوي تضامني و عنوان کمي عجيب آن گفت:  " به غير از برادران نمازي و برادران کاشانچي و فريدون سود آور که قبلاً با آنها کار کرده بودم و به من اعتماد داشتند بقية نماينده هاي اتومبيل حاضر نمي شدند جنس نسيه بدهند. تهران آن زمان نمايشگاه انواع اتومبيل هاي کشور هاي مختلف بود. من براي آن که خريداران را به سوي مغازه جلب کنم ناچار بودم قطعات و لوازم همة اتومبيل ها را بفروشم. انتخاب عنوان " شرکت تضامني برادران خيامي" به کارم اهميّت مي داد هم به عنوان شرکت تضامني به فروشنده ها نشان مي دادم که شرکت فقط در حد سهام مسؤول بدهي هايش نيست و آن ها مي توانند براي وصول مطالبات خود از ساير دارايي هاي برادران خيامي هم اقدام کنند." خوشبختانه فروشنده هاي قطعات يدکي مارکهاي مختلف اتومبيل هرگز براي وصول مطالبات خود ناچار به اقدام نشدند. کار شرکت تضامني برادران خيامي خيلي زود و خيلي زياد گرفت به طوري که يکي يکي مغازه هاي اطراف و اتاق هاي طبقات بالاي ساختمان را اول اجاره و بعد خريداري کرد. از يک مهندس آرشيتکت خواست با آهن بندي و تغيير دکوراسيون طبقي اول را تبديل به يک فروشگاه بزرگ و طبقات بالا را تبديل به آپارتمان هاي دفتري بکند. رونق کار فروشگاه آنقدر زياد بود که او تعدادي کارمند، ويزيتور و فروشنده استخدام کرد. اين فروشگاه بعدها به نام "پي.ال.پي" به صورت يکي از بزرگترين قطعات يدکي اتومبيل در ايران در آمد درآمدش آن قدر زياد بود که احمد مي توانست تا آخر عمر در ناز و نعمت زندگي کند امّا هدف احمد خيامي اين نبود او آرزوهاي دور و دراز داشت.

درآمد احمد خيامي از فروش قطعات يدکي اتومبيل در فروشگاه خيابان اکباتان زياد بود با گرفتن نمايندگي لاستيک کنيتا نتال ، باتري دنا و بعضي قطعات ديگر از خارج زيادتر شد به طوري که تصميم گرفت به آرزوي ديرينه اش در مورد ساختن اتاق اتوبوس جامه عمل بپوشاند. قطعه زميني در جادة کرج بين جادة مخصوص و اتوبان کرج به قيمت متري يک تومان خريد، يک سالن بزرگ در آنجا ساخت و وسايل کار ساخت اتاق اتوبوس را در آنجا نصب کرد. شکل اين سالن شبيه پروانه بود به اين سبب اسم آن را سالن شاپرکي گذاشتند -کارگران قديمي ايران ناسيونال حتماً اين بنا را که نخستين بنا در زمين کارخانه بود به خاطر مي آورند-آن گاه از فريدون سودآور نمايندة مرسدس بنز در ايران شاسي اتوبوسهاي مرسدس بنز را مي گرفت و روي آن ها اتاق مي ساخت. اين کار تا اينجا تازگي نداشت. در آن زمان در تهران عدة زيادي به ساختن اتاق هاي اتوبوس اشتغال داشتند. و الحق اتاق هاي قشنگي هم مي ساختند. اتاق هايي که در ظاهر با اتاق هاي ساخت خارج فرق نداشت، پس احمد تصميم گرفت براي جلب خريدار دست به ابتکار هايي بزند. احمد خيامي طي مدتي که اتومبيل هاي مختلف را از تهران به مشهد مي برد. در بازگشت همين مسير را به وسيلة اتوبوس طي مي کرد اغلب مشاهده مي کرد کودکان خردسال يا مردان و زنان سالخورده يا بيماران با خواهش و التماس از راننده تقاضا مي کنند: آقا... بي زحمت چند دقيقه نگهداريد... و راننده با غر و لند نگه مي داشت و مسافر شرمزده زير يک درخت يا پشت يک ديوار خودش را سبک مي کرد. ايران کشور وسيعي است فاصلة بين شهر هاي بزرگ بسيار زياد است در آن زمان آبادي ها بسيار دور از هم بودند و اين گرفتاري مسافران همة خطوط اتوبوس راني کشور بود. بعد ها که احمد به هواپيما نگاه مي کرد با خود مي انديشيد مسافران آن ها در موارد اضطراري چه مي کنند. حتماً به خلبان نمي گويند: "آقا لطفاً يک گوشه نگه داريد.... " هواپيما ها براي اين کار ها هم مجهّز شده اند. پس چرا او در اتوبوس اين کار را نکند؟ بعد از کمي فکر در قسمت انتهايي اتوبوس ها يک دستشويي و توالت کوچک درست کرد. اين کار مثل تخم مرغ کريستف کلمب ساده بود امّا يکي بايد فكرش را مي کرد. احمد اين فکر را کرد و با همين فکر خريداران اتوبوس او چند برابر شد. اين کار به شرکت هاي مسافربري دليلي براي تبليغ و جلب مشتري مي داد. وقتي اتاق سازهاي ديگر از اين کار او تقليد مي کردند احمد يک قدم ديگر برداشت و در گوشه اي از اتوبوس يک يخچال نصب کرد تا مسافران در سفرهاي طولاني از نوشابة خنک استفاده کنند و بعد ها به همان نسبت که کارش رونق پيدا مي کرد قدم هاي ديگري بر مي داشت. به جاي به کار گيري چکش و ارّة معمولي، وسايل برقي و ماشين به کار مي برد. چند متخصص اتاق سازي از آلمان آورد. به جاي رنگ کردن اتوبوس با قلم مو اتاق رنگ درست کرد. در اين اتاق، اتوبوس وارد مي شد و رنگ پاش هاي برقي همه جايش را به طور مساوي رنگ مي کردند در کنار سالن شاپرکي يک سالن براي ساخت صندلي هاي راحت مخصوص اتوبوس ساخت تا مسافراني که چندين ساعت روي صندلي مي نشينند احساس ناراحتي نکنند. اين کارگاه صندلي سازي بعد ها الهام بخش او در ساختن نخستين کارخانه بزرگ مبل سازي ايران به نام "مبليران" شد. در ميان مردان خودساخته هستند، کسانی که وقتی از زندگی سخت به مراحل بالا رسيدند اعتقاد پيدا مي کنند حال که خودشان سختي کشيدند تا به رفاه رسيدند ديگران نيز به نوبة خود بايد چنين مراحلی را بگذرانند. احمد خيامي از اين گروه نبود عقيده داشت تا حدي که برايش امکان دارد بايد از فشار وسختي زندگي ديگران کم کند. او می دانست نخستين آرزوي هر کارگر و کارمند ايراني داشتن يک سرپناه و نجات از خانه به دوشي است. به اين سبب همين که کارش در فروشگاه هاي قطعات يدکي خيابان اکباتان و کارگاه ساخت اتاق اتوبوس جادة کرج رونق پيدا کرد به فکر ساختن خانه براي کارگران و کارمندانش افتاد. زميني در اراضي نيروي هوايي در شرق تهران خريد. از يک مهندس دوست و همکارش خواست در آنجا براي کارگران و کارمندانش خانه سازي کند. در آن تاريخ يعني اواخر دهة سي و اوايل دهة چهل خورشيدي در ايران سابقه نداشت يک کارفرما در بخش خصوصي براي کارکنانش خانه بسازد. به اين سبب اين مجتمع مسکوني که به 16 دستگاه معروف شد در ميان مردم و کارگران و حتي کارفرمايان چنان شهرتي براي احمد خيامي به وجود آمورد و اعتبار او را ميان هم صنفانش چنان بالا برد که يک تشکيلات عظيم روابط عمومي هم نمي توانست از عهدة اين کار برآيد در مورد ناهار نيز كارشناسان خارجي عقيده داشتند كه غذاي كارگران بايد مختصر يعني به صورت ساندويج باشد تا كارگران زود بخورند و مشغول كار شوند. احمد خيامي با اين نظر مخالف بود، او مي گفت: "كارگر ايراني در خانه غذاي كامل و پركالري نمي خورد. در كارخانه بايد يك وعده غذاي گرم و پرانرژي به او بدهيم. به همين خاطر يك رستوران مجهز براي پختن غذاي سنتي ايراني ساخته شد. " يك روز محمود خيامي مشاهده كرد يكي از كارگران در گوشه اي از حياط كارخانه مشغول خوردن نان و پنير و انگور است. از او پرسيد چرا در رستوران كارخانه غذا نمي خورد كارگر جواب داد: غذاي كارخانه 12 ريال است اما نان، پنير و انگور 6 ريال تمام مي شود من 6 ريال صرفه جويي مي كنم وچيزي براي خانواده مي خرم. محمود پس از مشورت با برادر دستور داد كه بعد از آن ناهار كارگران در كارخانه مجاني باشد. ما ايراني ها سنت خوبي داريم که اميدواريم آن را در نسلهاي آينده نيز هم چنان حفظ کنيم و آن گرامي شمردن خانواده است. احمد که در اين زمان مراحل اولية موفقيت را پيموده بود به فکر خانواده اش افتاد. از پدر و مادرش خواست نزد او به تهران بروند، امّا آنها حاضر نشدند مشهد را ترک کنند. احمد در حد امکان براي آنها زندگي راحتي در مشهد فراهم ساخت. برادر کوچکترش مسعود کم سن و سال بود و به تحصيل اشتغال داشت. از محمود که پنج سال از او کوچکتر بود خواست گاراژ و تعمير گاه مشهد را برچيند و خودش به اتفاق بعضي از کارگران که به نظرش متعهد و متخصص و قابل اعتماد هستند به تهران برود. احمد براي آينده نقشه هاي بسياري در سر داشت که برادرش محمود مي توانست در پياده کردن آن برنامه ها مدد کارش باشد. محمود خيامي پس از مدّتي کوتاه با همة کارهاي فروشگاه قطعات يدکي اتومبيل و کارگاه ساخت اتاقهاي اتوبوس آشنايي پيدا کرد و فروشنده ها و خريداران را شناخت. احمد وقتي ديد او به کارها تسلط پيدا کرده تصميم گرفت تشکيلاتش را به برادر کوچکترش بسپارد و به مسافرت دور دنيا برود. او اين سفر را از دو نظر لازم داشت؛ يکي آنکه کارخانه هاي بزرگ اتومبيل سازي جهان را از نزديک ببيند و از طرز کارشان آگاه شود و ديگر آنکه از ميان آن همه مدل هاي گوناگون يک اتومبيل سواري مناسب را براي مونتاژ در ايران انتخاب کند. در اين سفر دو نفر از دوستان و همراهان احمد خيامي او را همراهي مي کردند. اول به ايتاليا رفت، کارخانه هاي اتومبيل سازي فيات و لانچيا توجه او را جلب کرد به خصوص مجذوب عظمت کارخانة فيات و تنوع توليداتش شد. فيات در ايران نماينده داشت. برادران کاشانچي ( علي و حسن کاشانچي ) فيات 1100 را در ايران مونتاژ مي کردند اما کلية قطعات اين اتومبيل در ايتاليا ساخته و در ايران به هم وصل مي شد و چون احمد خيامي مدتي نمايندگي فيات را در مشهد داشت و بردران کاشانچي به او خيلي کمک کرده بودن فکر مي کرد به راحتي بتواند با آنها سر مونتاژ فيات در ايران کنار بيايد. به خصوص آن که آنها تا اين زمان هنوز به وارد کردن "پرس" هاي مورد نياز کارخانه براي ساختن تنة اتومبيل و قطعات لازم براي مونتاژ اقدام نکرده بودند و دولت هم به آنها فشار وارد مي کرد که وضع کارخانه را مشخص کنند. احمد خيامي از ايتاليا به اسپانيا رقت. در آن زمان کارخانه اتومبيل سازي فورد آمريکا در اسپانيا اتومبيل هاي کوچکي به نام "في يستا" توليد مي کرد که اسپانيايي ها  به آن اتومبيل هزار و يک شب لغب داده بودند علّت اين نامگذاري آن بود که گفته مي شد که اين کارخانه در هزار و يک روز ساخته شده است. خيامي اين اتومبيل را هم پسنديد و آن را در اولويت قرار داد. خيامي از اسپانيا راهي آلمان، فرانسه، انگلستان، سوئد و آمريکا شد. او از کارخانه هاي اتومبيل سازي فولکس واگن، مرسدس بنز، دکا، پژو، سيتروئن، رنو و کارخانة روتس سازندة اتومبيل هاي هيلمن،آرو، آونجر و جاگوار بازديد کرد و بيش از همه مجذوب فولکس واگن و مرسدس بنز شد. يکي از دوستان و همکاران احمد خيامي که در اين سفر او را همراهي مي کرد مي گفت : "احمد از اين سفر تجربيات فراواني اندوخت او که تا اين زمان فقط در شهر هاي مشهد و تهران اقامت کرده و تعمير گاه ها و کارگاه هاي اين دو شهر را ديده بود. از مشاهده کارخانه هاي بزرگ اتومبيل سازي اروپا و آمريکا با ده ها و صد ها هزار کارگر و کارمند چنان به هيجان آمده بود که دائم در حال برنامه ريزي بود که در ايران يک کارخانة اتومبيل سازي بزرگ تأسيس کند." در بازگشت به ايران اطرافيان خيامي انتظار داشتند اعلام کند که قصد مونتاژ فيات يا في يستا يا ولوو يا يک اتومبيل آلماني يا فرانسوي را دارد اما وي مي خواست اتومبيل "آرو" از محصولات کارخانة اتومبيل سازي "روتس" انگلستان را مونتاژ کند. "روتس" در آن زمان يک کارخانة اتومبيل سازي ورشکسته بود و خيامي  در بازديد از آن کارخانه به توليدات آن از همه کمتر امتياز داده بود. يکي از دوستان نزديک خيامي تعريف مي کرد وقتي ان خبر را شنيدم گفتم : -- مگر خودت نگفتي "روتس" يک کارخانة ورشکسته است پس اين انتخاب چه معني دارد؟ او در حالي که در قيافه اش اثري از اندوه ديده مي شود جواب داد: -- در زندگي انسان هميشه مختار نيست هر کاري را که مي خواهد انجام بدهد. بعد بلافاصله اعتماد به نفس خودش را بدست آورد و گفت به زودي خواهي ديد من اين مدل ورشکسته را به يکي از معتبرترين اتومبيل هاي جهان تبديل مي کنم.

اولين کار احمد خيامي بعد از انتخاب اتومبيل انگليسي آرو  براي مونتاژ تأسيس يک شرکت بود. شرکت نام و سرمايه مي خواست. نامي که او براي کارخانة اتومبيل سازي اش انتخاب کرد ايران ناسيونال بود که امروز به ايران خودرو تغيير نام داده است و با آرم يا علامت گردونه اي باستاني که به وسيلة اسب کشيده مي شد. امروزه شايد کمتر کسي بداند چرا خيامي اين نام را براي کارخانة اتومبيل سازي اش انتخاب کرده. يکي از همکاران سابق او در اين باره چنين گفت " بعد از شهريور 1320 و اشغال کشور به وسيلة متفقين و آزادي فعاليت سياسي، جوانان هم به سياست علاقه پيدا کردند، امّا بيشتر آنها به ويژه روشنفکران و افراد وابسته به طبقات محروم جامعه به عضويت حزب توده در آمدند. حزب توده يک حزب دست چپي متمايل به سياست هاي اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي بود. امّا احمد خيامي با آن که از طبقات پايين جامعه بود و در جواني محروميت ها کشيده بود تمايلات ملي گرايانه داشت. به اين سبب در شعبة مشهد حزب "ايران" نام نويسي کرد و در تمام سال هاي بعد از شهريور 1320 تا بيست و هشت مرداد 1332 که فعاليت احزاب آزاد بود در آن حزب فعاليت مي کرد و چون جواني ورزشکار بود و بارها مي شد او را در صف اول مبارزة بين احزاب و زد و خورد گروه هاي مختلف سياسي ديد. حزب ايران يک حزب کوچک ملّي بود که رهبران و اعضاي آن طرفدار دکتر محد مصدق بودند و وقتي نهضت ملي کردن صنعت نفت آغاز شد همگي به عضويت جبهة ملي در آمدند و در حقيقت ستون اصلي جبهة ملي را تشکيل دادند. بعد از 28 مرداد 1332 بسياري از اعضاي حزب ايران گرفتار، محکوم و زنداني شدند امّا احمد مشکلي پيدا نکرد او در زمان جواني گمنام بود که بين مشهد و تهران فعاليت مي کرد. بعد از 28 مرداد به کلي از سياست کناره گيري  کرد امّا تمايلات ملي گرايانه خودش را از دست نداد به اين سبب وقتي براي کارخانه به دنبال اسم مي گشت نام ايران ناسيونال را انتخاب کرد، ايران به سبب تمايل به حزب ايران و ناسيو نال يا ملي به سبب عضويتش در جبهة ملّي."  در مورد اتومبيل هم او نام آرو را نپسنديد و تصميم گرفت براي آن مارک اتومبيل کارخانة روتس يک نام ايراني انتخاب کند. کلمة آرو در فارسي به معني "تير"، "خدنگ" و "پيکان" آمده. او در ميان اين کلمات پيکان را پسنديد. با خواندن اين نام انسان کمتر به ياد تير و خدنگ و نيزه مي افتد به خصوص که امروز شخص تا نام پيکان را مي شنود يک اتومبيل در نظرش مجسم مي شود.

كارخانه ايران ناسيونال روز 12 مهرماه 1341 با سرمایه‌ای در حدود 10 میلیون تومان و با هدف مونتاژ و تولید انواع خودرو در خيابان اکباتان تهران متولد شد و از 28 اسفندماه 1342 با تولید اتوبوس شروع به كار كرد. موسسان اوليه اين كارخانه آقايان حاج علي اکبر خيامي ، احمد خيامي، محمود خيامي و خانم ها مرضيه خيامي و زهرا سيدي رشتي بودند درسال 1345 قراردادی بین شركت ایران خودرو و تالبوت در مورد مونتاژ و ساخت خودروی پیكان كه نام انگلیسی آن هیلمن بود منعقد شد و به طور رسمی با وارد شدن قطعات از تالبوت انگلستان كه در آن روزگار زیرمجموعه شركت كرایسلر آمریكا بود تولید پیكان در اردیبهشت سال 1346 با ظرفیت 60 هزار دستگاه و با حضور مقامات كشورى آغاز شد، این تیراژ به تدریج به 120 هزار دستگاه رسید. 

 

در پائيز سال ۱۳۴۶ حسين دانشور از مقامات دربار رژيم شاهنشاهي، از خبرنگاران دعوت كرد تا در مجموعه ايران ناسيونال در جاده كرج به تماشاى اولين اتومبيل ساخت ايران بروند.او در حالي كه خودرو پيكان را به همه نشان مى داد اعلام كرد كه به زودى كارگران اين كارخانه بهترين اتومبيل ها را سوار خواهند شد. در سال 1353 خط تولید وانت شكل گرفت، در 27 مهرماه 1353 نیز كارخانه ریخته‌گری و موتورسازی دایر شد تا نسبت به ساخت شش قسمت از موتور پیكان 1600 اقدام كند. شاید دانستن این مطلب جالب است كه تولید پیكان پس از یك دهه تولید در انگلستان، در ایران شروع شد. محبوب‌ترین مكان‌هایی كه بعد از ایران این خودرو در آن تولید یا فروخته شده است را می‌توان انگلستان و استرالیا دانست.  

 

مدل‌های اولیه پیكان در انگلستان دارای حجم موتور 1725 سی‌سی بود، در سال‌های بعد یعنی سال 1969 مدل دولوكس پیكان كه در ایران نیز بسیار مشهور است ساخته شد. بهترین مدل پیكان كه در ایران معروف به پیكان اونجر است نیز در سال 1975 ساخته شد؛ تالبوت در آن زمان موتور پرتحرك فورد را بر روی پیكان گذاشته بود. پیكان تا قبل از انقلاب در بیش از شش مدل تولید شد كه پیكان استیشن، دولوكس، كار، جوانان برخی از مدل‌های قبل از انقلاب پیكان است.

 

 در روزهاى آغازين كارخانه ايران ناسيونال، با توليد روزانه ۱۰ دستگاه اتومبيل سوارى و ۷ دستگاه اتوبوس و كاميون كار خود را شروع كرد. شايد هيچ كس تصور نمى كرد كه اين كارخانه در برابر توليد فراوان رقباى خارجى دوام آورد و در حالى كه توليد سالا نه خودروسازان اروپايى و آمريكايى به چند ميليون مى رسد، اين محصول نوپا كه از محصولا ت يك شركت ورشكسته در انگلستان است بتواند در ميان ايرانيان جا باز كند  و روزهاى شكوفايى را آغاز كند، اما اينگونه شد. پيكان خيلى زودتر از آنچه تصور مى شد، به ميان مردم آمد  و شد خودرو محبوب آنها. مردم ايران سوار پيكان شدند و تاريخ اين خودرو آغاز شد. درست ۷ سال بعد اين كارخانه در گزارشى با اعلام سرمايه خود شگفتى همگان را برانگيخت. در سال ۱۳۵۳ كارخانه طى گزارشى از وضع كار و سرمايه اعلام كرد كه سرمايه اش به ۵۷۹ ميليون و ۱۲۵ هزار دلا ر رسيده. شايد اين اندازه توجه مردم به اين خودرو اعجاب انگيز باشد، اما گويا ماجرا همان بود كه احمد خيامى بعد از سفر پر ماجرايش به كشورهاى غربى گفت   و اينک با گذشت بيش از 35 سال از زمان تأسيس آن شرکت ايران خودرو بزرگترين شرکت خودرو سازي کشور مي باشد که به طور متوسط 65 تا 70 درصد توليد خودرو داخل کشور را به طور دائم به خود اختصاص داده است . شرکت ايران خودرو با توليد 111111 دستگاه خودرو سواري و وانت در سال 1376 رکورد توليد سي ساله ي خود را شکست و علاوه بر آن موفق شد به ميزان قابل توجهي کميت و کيفيت محصولات خود را افزايش دهد.

برنامه بعدي احمد و محمود خيامي تاسيس كارخانه اي در خراسان يا زنجان بود. انتخاب خراسان به سبب علاقه اين دو برادر به زادگاهشان بود، اما زنجان را به اين علت انتخاب كردند كه اولاَ در مسير جاده ترانزيتي بود و مي توانست قطعات اتومبيل را بسته بندي شده به آن جا بياورند و مونتاژ كنند. از آن گذشته احمد خيامي با ذوافقاري ها و خانواده افشار دوستي داشت و در مورد واگذاري زمين و عرضه نيروي انساني وعده هايي به خيامي داده يودند   اما فقط همين نبود. برادران خيامي در كنار مونتاژ اتومبيل سواري، اتوبوس، ميني بوس و آمبولانس يكي پس از ديگري موسسات بهداشتي و فرهنگي تازه افتتاح مي كردند. براي آنكه به فعاليت هاي اين دو بردار پي ببريم نام بعضي از كارخانه ها و موسساتشان را در اينجا مي آوريم :

 

1-    كارخانه لاسيك سازي بريجستون ايران

 

2-    شركت پيستون سازي ايران

 

3-    كارخانه پولي رنگ ( توليد كننده رنگ اتومبيل )

 

4-    كارخانجات رضا در مشهد براي توليد سپر و رينگ اتومبيل { قطعات اتومبيل حال حاضر }

 

5-    كارخانه جوش اكسيژن در مشهد با سهم 25 درصدي ايران ناسيونال

 

6-    كارخانه ايدم در تبريز براي توليد موتور

 

7-     كارخانه فنرسازي در جاده كرج

 

8-     كارخانه توليد شن ريخته گري

 

9-    كارخانه توليد موتور اتومبيل براي توليد قسمت هايي از سيلندر و رينگ و پيستون اتومبيل

 

10- هنرستان مدرسه صنعتي ايران ناسيونال براي تربيت تكنسين در جاده قديم كرج

 

11- هنرستان بزرگ صنعتي مشهد

 

12- بيمارستان بزرگ در مشهد كه نيمه كاره ماند.

 

13-مركز مبارزه با سرطان در خيابان كوهسنگي مشهد

 

14- احداث 12 باب واحد آموزشی در 12 شهر از استانهای خراسان توسط محمود خيامي

 

15-احداث 8 باب واحد آموزشی در شهر مشهد به نام امام هشتم توسط محمود خيامي

 

16-    شروع احداث 110 واحد آموزشی روستایی به نام محموديه در خراسان  

در اواخر سال 1351 ، زماني كه همه جا صبحت از موفقيت هاي برادران خيامي بود يك خبر باعث حيرت محافل اقتصادي شد. خبر اين بود : " برادران خيامي بعد از سالها همكاري، از هم جدا شدند" . اما آنچه اين خبر را عيجيب تر مي كرد آن بود كه كارخانجات اتومبيل سازي پيكان، اتوبوس سازي، مرسدس بنز به احمد برادر بزرگتر كه موسس اين تشكيلات عظيم بود نرسيد بلكه سهم محمود برادر كوچكتر شد.  احمد خيامي نيز با پولي كه از ايران ناسيونال برايش مانده بود، ابتدا تعداد زيادي از سهام بيمه آسيا را خريد    و سپس يك كارخانه مبل سازي به نام مبليران تاسيس كرد. او بعد از آن فروشگاههاي زنجيره اي به نام هاي فردوسي، كوروش( قدس كنوني) و فروشگاههاي در تهران و مشهد تاسيس  كرد.  محمود خيامي هم كه حالا صاحب اختيار مطلق ايران ناسيونال شده بود توانست كار را توسعه دهد. اولين بيلان رسمي كه بعد از جدايي دو برادر در بهار 1354 منتشر شد حاكي از موفقيت هاي كم نظير ايران ناسيونال  بود و نشان مي داد كه به صورت بزرگترين كارخانه صنعتي كشور در آمده است. به موجب آمارها، فروش توليدات ايران ناسيونال در سال 1353 به 9/1 ميليارد تومان رسيد و دارايي اش متجاوز از يك ميليارد تومان بود.  اين دارايي براي كارخانه اي كه 7 سال قبل با سرمايه اي بين 10 تا 40 ميليون تومان آن هم به صورت زمين و ماشين آلات تاسيس شده بود يك معجزه به حساب مي آمد. فقط مالياتي كه كارخانه به دولت پرداخته بود، 9/25 ميليون تومان بود. فعاليت محمود خيامي به اين حد محدود نمي شود. او مبلغ هنگفتي براي ساختن اتومبيل برقي سرمايه گذاري كرده بود و مشغول مذاكره با كارخانه مرسدس بنز آلمان براي مونتاژ مرسدس بنز 170 هم بود. علاوه بر اين ها تلاش مي كرد براي صادرات پيكان و اتوبوس مرسدس بنز  بازارهايي در اروپاي شرقي  و كشورهاي همسايه پيدا كند.   صادرات اين اتومبيل ها و اتوبوس ها با وجود آن همه سر وصداها مقرون به صرفه نبود ، چون قطعات آنها را با ارز معتبر وارد مي كردند و بعد از مونتاژ در داخل كشور در مقابل ارز نامعتبر شوروي و اروپاي شرقي يا معامله پاياپاي با كالاهاي نامرغوب كشورهاي سوسياليستي صادر مي كردند. به همين سبب بعد از مدتي به عنوان آن كه كارخانه جوابگوي تقاضاهاي داخلي نيست جلو صادرات اتومبيل و اتوبوس گرفته شد اما فعاليت ايران ناسيونال در زمينه هاي ديگري ادامه يافت.

احمد و محمود خيامي هر دو پركار و سختكوش بودند. در نظر احمد بين كارفرما و كارگران تفاوتي وجود نداشت. محمود هم بدون ترديد يكي از پركارترين افراد در تشكيلات ايران ناسيونال بود. او اغلب روزها قبل  از كاركنان و كارگران مي آمد و بيش تر روزها بعد از كارگران و كارمندان مي رفت. هر دو برادر به شدت مذهبي بودند با اين تفاوت كه احمد اهل تساهل و تسامح بود، اما محمود همه اصول و فروع دين را به جا مي آورد. احمد در ساختن مساجد كمك مي كرد، محمود در شمال خانه اش، زميني را به ساختن حسينيه اختصاص داده بود كه در تمام روزهاي مذهبي و اغلب جمعه ها مراسمي در آنجا برپا مي شد كه اهل محل و بعضي از رجال شركت مي كردند. احمد و محمود خيامي هر دو اهل عرفان و درويش مسلك بودند و با وجود داشتن آن همه ثروت و شهرت متواضع و خاكي بودند. هر دو در كارهاي خير پيشقدم بودند. محمود هنوز براي ساختن مدرسه از انگلستان به مشهد پول مي فرستد. در آغاز ارتباط احمد با مقامات دولتي سبب مي شد كه مشكلات كارخانه زودتر حل شود. در آن ايام محمود بيشتر به كارهاي داخلي مي پرداخت اما از سال 1352 كه صاحب اختيار كارخانه شد نوبت ايجاد رابطه به او رسيد. چيزي كه باعث تعجب مي باشد، اين است كه هر دو برادر اهل مطالعه و شيفته ادبيات بودند. دكتر ايراني در سفري كه به انگلستان سفر كرد يك دوره شش جلدي تاريخ ادبيات اثر دكتر ذبيح ا... صفا براي محمود خيامي سوغات مي برد. محمود با ديدن كتاب مي گويد  " من آن را خوانده ام . درباره بعضي از مطالب آن نظرياتي دارم كه مايلم روشن شود." همچنين محمود خيامي نامه اي به دكتر محمدعلي اسلامي ندوشن مي نويسد و آمادگي خويش را براي كمك به بنياد تحقيق و توسعه فردوسي و شاهنامه اعلام مي كند.   

محمود خيامي از بازيكنان قديمي تيم شاهين بود. علاقه محمود به فوتبال آن قدر بود كه همه مسابقات فوتبال كشور و مسابقات مهم تيم هاي خارجي را پيگيري مي كرد. كارخانه اتومبيل سازي روتس (سازنده اتومبيل پيكان) كه از اين علاقه آگاه بود هر وقت مسابقه مهمي بين تيم هاي معروف برگزار مي شد براي او بليت هواپيما، بليت جايگاه مخصوص مسابقه و رزواسيون هتل مي فرستاد و محمود خيامي يكي و دو روز به سفر مي رفت و مسابقات را از نزديك تماشا مي كرد. عده اي از دوستان و همكاران محمود خيامي كه عشق و علاقه او را به فوتبال ديدند او را تشويق كردند كه ايران ناسيونال هم يك تيم فوتبال تاسيس كند. فريدون معاونيان، مهندس معمار صاحب نام كه از آغاز با خيامي ها همكاري داشت و قسمت اعظم كارخانه هاي ايران ناسيونال و كارخانه هاي جنبي را در تهران، مشهد و اصفهان ساخته در اين باره مي گويد" ما به  محمود خيامي گفتيم بيشتر باشگاههاي فوتبال معروف اروپا متعلق به كارخانه هاي اتومبيل سازي هستند. مانند: يونتوس، فيات ، روتس ، فولكس واگن و.... محمود كه به فوتبال علاقه زيادي داشت پيشنهاد را پذيرفت و ايران ناسيونال باشگاه اقبال را كه به وسيله صنعتكاران و تاجيك قهرمانان سابق تاسيس شده بود، خريداري كرد و به توسعه آن پرداخت و به اين ترتيب تيم پيكان به وجود آمد"اما موفيقت پيكان كه حتي زماني قهرمان كشور شده بود وقتي به اوج رسيد كه ستارهاي تيم شاهين بعد از انحلال آن تيم صاحب نام به پيكان پيوستند.    

احمد خيامي بعد از انقلاب به تورنتو مي رود. او سپس براي معالجه سرطان خود عازم لوس آنجلس مي شود. او قصد داشت كارخانه اي در مشهد تاسيس كند. در اين زمان با وجود رسيدن به هفتاد سالگي و ضعف جسمي ناشي از بيماري با شور و نشاط جواني كار مي كرد. احمد خيامي در اين زمان در يك آپارتمان كوچك دو اتاقه در لس آنجلس زندگي مي كرد كه با خانه سي و هفت هزار متري و درياجه و جزيره اش در تهران قابل مقايسه نبود. يكي از دوستانش كه چند روز قبل از مرگش با او ديدار كرده بود درباره اين ديدار مي گفت: " شنيده بودم ريه اش كار نمي كند، كبدش كار نمي كند، دچار سيروزي كبدي شده و ريه هايش حالت اسفنجي پيدا  كرده . ظاهرش هم با آن صورت تكيده ، چشم هاي گود افتاده و جسم ضعيف از پيشرفت بيماري خبر مي دهد. اما بر خلاف جسم ضعيف روحيه اش قوي بود. در اين حال او شروع به يادآوري خاطرات گذشته كرد، ايامي كه روزها به ماشين شويي مي پرداخت و شبها  بزرگترين آروزيش آن بود كه به سينما برود اما چون پول خريدن بليت را نداشت هر بار به نوعي خودش را به سالن سينما مي رساند. گاهي پنهاني از در خروجي به داخل سالن مي رفت و گاهي  هم بليت مي خريد . يك بار كه موفق نشده بليت بخرد به بليت فروش مي گويد كه مادرش سخت بيمار است و به او گفته اند دكترش به اين سينما آمده اگر او را بر بالين مادر نبرد ممكن است مادرش بميرد. بليت فروش دلش به رحم آمده و او را به اين بهانه به سالن مي رود و فيلم را تا آخر تماشا مي كند. " احمد چند روز بعد شب مي خوابد و ديگر بلند نمي شود. مراسم خاكسپاري احمد خيامي در مموريال پارك ، گورستان ايست وود لس آنجلس در حضور چند تن از دوستان و خويشاوندانش برگزار شد. خبر درگذشت او خيلي زود به ايران مي رسد، كارگران كارخانه ايران خودرو و كارخانه هاي ديگر و فروشگاه هاي قدس مراسم متعددي به تلافي مراسم ساده امريكا به ياد او برپا مي كنند. عده اي از كارگران تازه اين موسسات كه اين همه تجليل را نمي پسنديدند به عنوان آنكه او يك سرمايه دار طاغوتي بود تصميم گرفتند مراسم را به هم بزنند. يكي از كاركنان قديمي ايران ناسيونال با بيان جمله اي از يك نويسنده آنها را آرام كرد. او گفت " هيچ كس به مرده حسادت نمي كند به خصوص اگر مانند ما كارش را با كارگري شروع كرده و مانند هر كارگري ساده وغريبانه به خاك سپرده شده باشد . "

 

محمود نيز اكنون در انگليس زندگي مي كند. وي در تيرماه 1382 در همايش بزرگ صنعت ومعدن خراسان به عنوان پيشكسوت نمونه صنعت معرفي شد. ايشان در حال حاضر سرپرست هيات امناي دانش نامه ايرانيكا در شهر نيويورك بر عهده دارد و در نيوجرسي نمايندگي فروش بنز را دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 23:30  توسط مدیر  | 

مهدي اخوان ثالث و كتابخانه دبيرستان شاهرضا

      مهدي اخوان ثالث ( م. اميد ) در مقاله طوس ديروز و مشهد امروز از كتابخانه دبيرستان شاهرضا ياد مي كند و مي نويسد:

      كتابخانه هاى دبيرستانهاى شاهرضا، فردوسى ، دانشسراى مقدماتى ، هنرستان وغيره كه متأسفانه چندان مورد استفاده نيستند و نظم و روش مناسبى ندارند، اگر چه بعضى شان كتابهاى نفيس و عالى دارند، من جمله كتابخانه دبيرستان شاهرضا در حدود شش هفت هزار جلد كتاب دارد كه لااقل سه هزارش از كتب نخبه و نفيس است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 18:38  توسط مدیر  | 

مطالب قدیمی‌تر